مقاله چگونه فقر را ریشه کن کنیم

باسمه تعالي

چگونه فقر را ریشه کن کنیم؟

 

فقر و نياز به خداوند از ويژگي هاي تمام آفرينش است. همه هستي و همه انسانها به ذات بي نياز الهي نيازمندند اَنْتُمُ الْفُقَرا اِلَي اللهِ وَاللهُ هُوَالْغَنيّ .

وليكن فقر مالي به معناي كمبودهاي مالي و جاني و خدماتي كه از نظر نيازهاي مالي و امكانات زندگي وجود دارد بايد انسان در حد توان با آن مبارزه كند يا خودش يا حاكمان وقدرتمندان بايد تلاش كنند از هر طريق ممكن آن را ريشه كن كنند، مانند انفاق ، پرداخت زكات ،پرداخت خمس ،پرداخت كفاره يا ايجاد زمينه اشتغال براي فقراء ،دادن سرمايه يا پرداخت وام اشتغال وهركاري كه سطح درآمد را بالا ببرد و توزيع عادلانه امكانات، عدالت اجرا گرددو از تضييع حقوق ضعفاء جلوگيري شود، و در مجموع هر قدمي كه جامعه را به سطح مساوي برساند تكليف كساني است كه توان دارند .

ليكن بعضي اعمال و رفتارها خود به خود عامل فقر مي گردد يا عواملي است كه فقر را برطرف مي كند اين بخش بيشتر به شخص فقير برمي گردد .اشخاص نيازمند مي تواننداعمالي را انجام دهند كه بركت را به زندگي وارد سازد وكمتر احساس نيازكنند، يا افراد توانمند مي توانند رفتاري داشته باشند كه به فقر و بي بركتي نيانجامد . در اين جزوه مختصر به اين بخش از مبارزه با فقر نظر داريم كه در دو قسمت بيان مي شود اول بيان كارهايي كه فقر مي آورد ودوم بيان چيزهايي كه فقر را برطرف مي سازد،امامان معصوم عليهم السلام دستوراتي داده اند كه اگر انجام شود از فقر جلوگيري و يا كارهايي كه ممكن

 

است اگر انجام شود به فقر دامن زند كه بايد از آنها جلوگيري شود كه در اين جزوه مختصر، شما با آنها آشنا مي شويد .

بخش اول :

كارها و رفتارهايي كه سبب فقرو بي بركتي مي شود :

1.اظهار فقر و فقر نمايي

انسان نبايد اظهار فقر و نداري كند .خداوند دوست نداردكساني راكه نيازمند نيستند ولي در ميان مردم خود را نيازمند مي نمايانند و به گونه اي فقيرانه زندگي مي كنند وهمواره اظهار نداري و نيازمندي مي كنند و آه و ناله سر مي دهند ،خداوند ناراحت مي شود و بسا كاري كند كه به فقر گرفتار شود .رسول خدا (ص) فرمود: مَنْ تَفاقَرَاِفْتَقَرَ ؛ هر كه خود را به صفت فقيران درآورد فقيرتر مي شود .

2.كساني كه به دنيا حريص باشند

بعضي ها از ترس فقر، به حرص گرفتار مي شوند و دايم حرص مي زنند كه فقير نشوند!

در صورتي كه همين حرص زدن عامل فقر است . امام علي (ع) فرمود: اِظْهارُ الْحِرْصِ يُورِثُ الْفَقْرِ ؛ حرص داشتن عامل فقر است .

 

 

3. خيانت به ديگران

كساني كه به مال ديگران خيانت كنند و مال حرام به زندگي خود وارد سازند دچار بي بركتي و فقر مي شوند .رسول خدا (ص) فرمودند: اَلْخِيانَةُ تَجْلِبُ الْفَقْرِ ؛خيانت فقر و تهيدستي مي آورد .اساساً مال حرام بي بركتي مي آورد .

4.تنبلي و تن به كار ندادن

تنبلي و كار نكردن نيز از عوامل فقر است ،كساني كه تلاش نمي كنند ،دنبال كسب و كار نمي روند و تن پروري را شيوه خود ساخته اند نيز گرفتار فقر و نداري مي شوند . امام علي(ع)فرمودند :ناتواني و تنبلي نتيجه اي جز فقر و نداري ندارد .

5.دين را وسيله دنيا قرار دادن

در احاديث اهل بيت (ع)از كساني كه دين و ولايت اهل بيت (ع) را وسيله ارتزاق و كسب و كار و تحصيل مال قرار مي دهند نكوهش شده و فرموده اند : دچار فقر و نداري مي شوند .

امام باقر (ع) به شخصي فرمود: لا تَسْتَأكِلْ بِنَاالنّاسَ فَلا يَزيدُكَ الله بِذلِكَ اِلاّ فَقْراً .

 

6.سئول و گدايي

سئول كردن و گدايي و اظهار فقر كردن ،تهيدستي مي آورد لذا سؤال كردن حرام است ،اظهار فقر حرام است ،خداوند تمجيد نموده از كساني كه با اين كه فقيرند ،فقر خود را پنهان مي كنند و از كسي سئول نمي كنند؛ لايَسْئَلُونَ النّاسَ اِلْحافاً يَحْسَبُهُم الْجاهِلُ اَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفَ .

از اين رو امام علي (ع) فرمود: مَنْ فَتَحَ عَلي نَفْسِه باباً مِنَ الْمَسْئَلَة فَتَحَ اله عَلَيْهِ باباً مِنَ الْفَقْرِ ؛ هر كه دري از سئول روي خود باز كند خداوند دري از فقر بر رويش باز خواهد نمود.

7.نفرين در حق فرزند،انسان را فقير مي كند

هستند افرادي كه سر هيچ، زبان به نفرين مي گشايند ،نفرين كار درستي نيست حتي در حق حيوانات چه رسد به انسان يا فاميل لذا امام صادق (ع) فرمود: مَنْ دَعا عَلي وَلَدِهِ اَوْرَثَهُ الْفَقْراً ؛هركه به فرزندش

نفرين كند گرفتار فقر و نداري خواهد شد .

 

 

 

8. سوگند دروغ

سوگند و قسم دروغ چه در معامله و خريد و فروش و چه در موارد ديگر عامل فقر و بي بركتي است لذا كاسب هايي كه زياد قسم دروغ مي خورند بيشتر به بي بركتي دچار مي شودند .

امام علي(ع)فرمودند:اَلْيَمينُ الْفاجِرَه يُورِثُ الْفَقْر؛ قسم دروغ سبب فقر مي شود.

9. خواب بين الطلوعين

يكي از مواردي كه خواب كراهت دارد ،خواب بين الطلوعين و پيش از آفتاب است يعني از اذان صبح تا طلوع آفتاب مستحب است انسان مشغول نماز و عبادت شود كه بسيار نوراني و عامل بركت است ولي خواب در آن ساعت فقر مي آورد .

امام علي (ع) فرمودند:اَلْنَوْمِ بَيْنَ الطُّلُوعَيْنِ يُورِثُ الْفَقْر.

و بايد تأسف خورد بر آنچه امروزه باب شده كه اغلب مردم در اين ساعت مي خوابند و بسا نماز صبح بعضي از آنها هم قضاء مي شود .

10. خواب پس از نماز مغرب و پيش از نماز عشاء

كسي كه اول شب كه هنوز نماز نخوانده به ويژه نماز عشاء را اگر بخوابد كراهت داردو سبب نداري مي شود .

حضرت فرمودند: اَلْنَوْمُ بَيْنَ العِشائَيْنِ يُورِثُ الْفَقْرِ ؛ خواب در حد فاصل نماز مغرب و عشاء فقر آور است .

11.قطع رحم

از عومل مهم بي بركتي و فقر بي توجهي به فاميل و خويشاوندان است ،چنان كه حضرت فرمود: قَطيعَة الرَّحِمِ يُورِثُ الْفَقْرِ ؛ قطع رحم تهيدستي مي آورد .

12.درغگويي

دروغ ازجمله چيزهايي است كه به زندگي آسيب مي رساندو بركت را مي برد.

امام علي (ع) فرمودند: اِعْتِيادُ الْكِذْبِ يُورِثُ الْفَقْرِ ؛ عادت كردن به دروغگويي انسان را فقير مي كند .

13. گوش كردن به موسيقي

گوش كردن به موسيقي و غناي حرام كه جزء لهو و لعب و فساد انگيز است نيز فقر مي آورد .

حضرت فرمودند: كَثْرَةُ الْأسْتماعِ اِلَي الْغِناء يُورِثُ الْفَقْرِ ؛ زياد گوش كردن به موسيقي و آواز و آهنگ هاي زيانبار عامل فقر است .

 

 

14 تميز نكردن خانه

نظافت را اسلام دوست دارد و از شلختگي و بي نظمي و كثيفي بيزار است و جارو نكردن منزل را عامل فقر مي داند . حضرت فرمودند: تَرْكُ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ فِي الْبُيوتِ يُورِثُ الْفَقْرَ وَتَرْكُ الْقَمامَةِ فِي البُيُوتِ يُورِثُ الْفَقْر ؛تار عنكبوت و زباله ها را نزدودن فقر مي آورد .

15.ايستاده شانه كردن

سر و صورت را شانه كردن مستحب است و ترك آن ژوليدگي و كراهت دارد ولي نبايد ايستاده شانه كرد كه عامل فقر مي شود .

اَلْمُتُشَمِطُ مِنْ قيامِ يُورِثُ الْفَقْرِ .

16.باحالت جنابت غذا خوردن

كسي كه غسل بر او واجب است بايد هرچه زودتر غسل كند و ادامه آن حالت

كراهت دارد و چنانچه با آن حالت غذا بخورد سبب فقر و نداري مي شود .

17.ادرار در حمام و آب

در آب هاي مشترك كه همه از آن استفاده مي كنند اگر كسي ادرار كند فقير مي شود .

 

18.سائل مرد را در شب رد كردن

هر چند امروزه نيازمند سائل و غير سائل شناخته نمي شوند ولي در احاديث اسلامي از جواب گفتن سائل كه مرد باشد و در شب گدايي كند نهي شده است و رد كردن او سبب فقر مي شود .

حضرت فرمودند : رَدُّ السائِلِ الذَكَرَ فِي الّليْلِ يُورِثُ الْفَقْر.

19.بي نظمي در هزينه ها

از همه مهمتر پرهيز از اسراف و داشتن نظم در خرج كردن است ،افرادي كه اسراف كارند فقير مي شوند ،اَلأسْرافَ يُفْنِي الْجَزيل .علي (ع) فرمود: اسراف كاري ، ثروتهاي كلان را نابود مي سازد و سفارش شده به درست خرج كردن، با برنامه و نظم هزينه كردن و لذا بي نظمي و بي حساب و كتاب خرج كردن آدمي را تهيدست مي كند.

حضرت فرمود: تَرْكُ الْتَقديرِ فِي الْمَعيشَة يُورِثُ الْفَقْر ؛ اندازه گيري و نظم نداشتن در هزينه زندگي فقر مي آورد .

كساني كه خود بخليند و از ترس ندار شدن به فقرا كمك نمي كنند فقير مي شوند .

امام علي (ع) فرمود: مَنْ قَبَضَ يَدَهُ مَخافَة الْفَقْر فَقَدْ تَعَجَّلَ الْفَقْر ؛ هر كه از ترس فقر از انفاق واحسان دريغ كند با شتاب از فقر استقبال نموده است .

21. دعا در حق والدين نكردن

بي توجهي به پدر و مادر ودر حق آنان دعا نكردن سبب فقر و تنگدستي مي شود، و نيز زياد خوابيدن و يا عريان خوابيدن ،جلوتر از سالمندان راه رفتن ،نشستن بر آستانة در ،شانه نمودن با شانه شكسته ،ايستاده شلوار پوشيدن ، بي توجهي به امور ديني فقر مي آورد .

بخش دوم

آنچه سبب برطرف شدن فقر مي شود :

1.استمداد از خداي متعال و طلب روزي حلال

در بسياري از دعاها از جمله دعاهاي ماه مبارك رمضان امامان معصوم (ع) به ما آموخته اند كه رفاه و زندگي همراه با روزي فراوان را از خداوند بخواهيم .

امام علي (ع) فرمودند: اِنَّهُ ...لا يَفْتَقِر مَنْ كَفاه؛ از خداوند براي كفايت نيازهايم مدد مي جويم زيرا كه هرگز فقير نشود هر كه را كه خدا كفايت كند .

2.اعتدال وصرفه جويي در خرج

امام صادق (ع) فرمودند: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ اَنْ لايَفْتَقِرْ؛ من ضمانت مي كنم براي كسي كه صرفه جو باشد هرگز فقير نشود .

وعلي (ع) فرمود: لَنْ يَهْلِكَ مَنِ اقْتَصَدَ وَلَنْ يَفْتَقِر مَنِ زَهِد ؛ هر كه در خرج كردن ميانه رو باشد و زهد پيشه كند هرگز فقير و تباه نشود .

3.صدقه پنهاني و نيكي

صدقه دادن به ويژه پنهاني و نيز نيكي كردن به ديگران به ويژه خويشان ومومنان فقر را برطرف مي سازد .

امام باقر (ع) فرمودند: اَلْبِّرِ وَ صَدَقَةُ السِّرِ يَنْفِيانِ الْفَقْر ؛ كار نيك و صدقه پنهاني فقر را مي برد .

4.بذل و بخشش

سخاوتمندي و بذل و بخشش نيز فقر را مي برد .امام علي (ع) فرمود:داوُو الْفَقْر بِالصَّدَقَةِ وَ الْبَذْل ؛ بيماري فقر را با صدقه دادن و بذل و بخشش سخاوتمندانه درمان كنيد .

5.صله رحم

صله رحم و رسيدگي به حال خويشاوندان نيز ريشه فقر را مي سوزاند .

رسول خدا (ص) فرمود: صِلَةُ الرَّحِمِ تَزيدُ فِي الْعُمْرِ وَتَنْفَي الْفَقْر ؛ صله رحم عمر را زياد و تهيدستي را برطرف مي سازد .

6.صبر و شكيبايي

امام علي (ع) فرمودند: هيچ چيز به اندازه صبر و خشنودي به رضاي خداوندي فقر را از بين مي برد .

7.ذكر لاحول ولا قوه الا بالله

امام علي (ع) فرمود: كسي كه گرفتار فقر شده است بسيار تكرار كند ذكر: لا حَوْلَ وَ لا قُوَّة اِلاّ بِالله الْعَليّ الْعَظيمِ .

8.امانت داري

همان گونه كه خيانت عامل فقر است امانتداري فقر را برطرف مي سازد .

رسول خدا (ص)فرمودند:الأمانَةُ تَجْلِبُ الْغِناءَ ؛ امانت داري غنا و بي نيازي مي آورد .

از مجموعه مطالب گذشته به اين نتيجه مي رسيم كه بسياري از عوامل فقر و غنا به دست خود انسان ها است .در اين ميان: عبادت ،بندگي خدا،توكل بر ايزد منان و اين كه خداوند بنده خود را ضايع نمي سازد و از روزي دادن عاجز نيست نقش مهمي در قناعت و روزي باكفايت دارد .

به ويژه اگر قناعت باشد و انسان به اندك راضي باشد و دين خود را به دنيا نفروشد ،شكوه به خلق نكند ،صبر و متانت را پيشه خود سازد ،عزت و شرف خود را حفظ كند ،خود را خوار نسازد و آبروي خود را حفظ كند ،قطعا بركات به زندگي او وارد مي شود قرآن مي فرمايد ؛وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ القُري امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَركاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأرْض ؛اگر اهل زمين ايمان و تقوا داشته باشند درهاي بركت هايمان را از آسمان و زمين روي آنها باز خواهيم كرد .بنابراين ايمان و تقوا و بندگي خداوند و قناعت مي تواند زندگي را رونق بخشد چنان كه گناه و بي تقوايي و تحمل خفت و ذلت و بي توجهي به خدا و عبادت فقر را بيشتر مي كند و از اين نكته نبايد غافل بود كه مقام فقير در قيامت به قدري والا و بالا است و آن قدر در قيامت مورد احترام و محبت و لطف خداوند قرار مي گيردكه همه مردم آرزو مي كنند اي كاش فقير بودند.

يكي از ويژگي هاي حكومت حضرت مهدي (عج) رفاه عمومي و ريشه كن شدن فقر است .

اللهم عجل لوليك الفرج

ادامه مطلب

مقاله جهاد اقتصادی

جهاد اقتصادی

چند سالي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيه اله العظمي خامنه اي دام ظله در آغاز هر سال حسب مورد و ضرورت جامعه براي معطوف نمودن اذهان جامعه و برنامه ريزان و مسئولان نامي را بر آن سال نهاده و آن را شعار سال قرار داده و مسير حركت را در آن سال با اين نامگذاري مشخص مي نمايند كه اين نامگذاري حكايت از اهميت آن موضوع خاص و تعيين تكليف مسئولان دارد .

 

كه درسه سال متوالي جهت گيري رشد اقتصادي جامعه و رسيدن به عدالت اجتماعي مد نظر است ،چنان كه سال 88 را به عنوان سال (اصلاح الگوي مصرف) كه بسيار ضروري و جلوگيري از يك فاجعه اقتصادي بود و سال 89 را به نام (همت مضاعف و كار مضاعف) نامگذاري نمودند كه حكايت از نياز به يك عزم راسخ و تلاش گسترده براي اصلاح اقتصاد و برداشتن گامهاي بلندتري در اين زمينه است و چون كارهاي انجام شده را و يا در شرف انجام نياز به يك جهش و سرعت بيشتر و تحمل مشكلات مي دانستند سال 90 را به سال (جهاد اقتصادي )كه نشان از نياز به فداكاري بيشتر ،سرعت شتاب و بيشتر و همت بلندتر و عزم راسخ تر و نوعي رياضت و فداكاري مي باشد نام نهادندوفرمودند:

 

«من اين سال را (سال جهاد اقتصادي )نامگذاري مي كنم و از مسئولان كشور چه در دولت و چه در مجلس و چه در بخشهاي ديگري كه مربوط به مسائل اقتصادي مي شوند و همچنين از ملت عزيزمان انتظار دارم كه در عرصه اقتصادي با حركت جهادگونه كار كنند ،مجاهدت كنند ،حركت طبيعي كافي نيست ،بايد در اين ميدان حركت جهشي و مجاهدانه داشته باشيم »

 

اينك جاي اين پرسش باقي است كه جهاد اقتصادي چيست ؟و چرا بايد باشد و چگونه بايد انجام شود كه ما در اين مختصر موضوع و راهكارها را بيشتر بازخواهيم كرد .با اذعان به اين كه در سال همت مضاعف و كارمضاعف انصافاً گامهاي بلندي برداشته شد كه اگر هيچ اقدامي نشده بود مگر اجراي موفق هدفمند كردن يارانه ها كه ضرورت آن را همه از هر طيف و سليقه اي قبول داشته ولي جرأت اجراي آن را نداشتند و چون هيولايي بر سر همه سنگيني مي كرد !كافي بود كه كار بزرگي انجام شد و حال آن كه كارهاي بسيار ديگري جامه عمل پوشيد كه بر همگان روشن است .

 

ولي با تمام كارهاي اعجاب آميز اقتصادي كه انجام شد و حركت هاي بسيار سريع و با شتابي كه صورت گرفته كه هيچ قلم و زباني توان بيان آن را ندارد ،هنوز كارهاي بسياري زمين مانده كه در سيند چشم انداز بيست ساله و برنامه هاي پنج ساله تدوين گرديده است و بدون ترديد برداشتن آن گامهاي بلند نيازمند يك عزم ملي و جهاد همه جانبه و فراگير اقتصادي مي باشد و رهبري هوشمند انقلاب با توجه به اين فرايند است كه سه سال متوالي است موضوع «اصلاح الگوي مصرف» ،«همت و كار مضاعف»در نهايت جهاد اقتصادي را مطرح فرمودند و چه مسئولان و تصميم گيران نظام و چه آحاد مردم در اين عزم ملي نبايد كوتاه بيايند .

 

اينك چند نكته در تبين و ترسيم (جهاد اقتصادي)و آنچه لازم است انجام گيرد تا اين شعار جامه عمل بپوشد را بيان مي كنيم :

 

نكته نخست :

 

در اسلام مسائل اقتصادي سخت مورد توجه قرار گرفته است و بخش عظيمي از فقه و اخلاق و دستورالعمل هاي قرآن و سنت به مسائل اقتصادي اختصاص داده شده است مانند : مباحث تجارت و بازار ، مسائل عقود ،بيع ،اجاره ،هبات ،موقوفات ،كشاورزي و مساقات ،كارو كارگري ،حفر قنوات ،احياء اراضي،تملك و مالكيت ،ارث و صدقات ،انفاقات ،خمس ،زكات ،مكاسب محرمه و ...كه هر كدام باب وسيع و گسترده اي را شامل مي شود ،آباد كردن جهان و بلاد و زمين از وظايف انسان شمرده شده است ،پيشرفت اقتصادي ،حفظ مال ،استفاده صحيح از منابع آب ،خاك ،معادن و مصرف يهينه و پرهيز از اسراف و تبذير و...كه در اسلام بر آنها تأكيد شده ،همه و همه براي پيشرفت اقتصادي است:خداوند انسان را مدمور آبادسازي جهان قرار داده است ؛هُو الّذي اَنْشَأكُم مِنَ الأرض وَ اسْتَعْمَركم فِيها (آيه 61هود)و اميرمؤمنان(ع) فرمودند :من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده اله ؛هر كه زمين و آب براي كشاورزي داشته باشد و باز هم فقير باشد از رحمت خدا به دور باد .چنان كه هر گونه هدر دادن سرمايه و مصرف اسراف گونه و ضايع ساختن مال مورد نهي و نكوهش اسلام قرار گرفته است .

 

نكته دوم:

 

فقر در اسلام هدف نيست لذا در برداشتن آن بايد تلاش كرد ،انحصار سرمايه و حرص زدن و سرمايه اندوزي مورد نهي است ،نه توليد و بالا بردن سرمايه جامعه و مصرف بهينه در جهت اصلاح جامعه و پركردن چاله هاي فقرو ايجاد اشتغال ،مسكن و رفاه عمومي كه اين كار عبادت شمرده شده است لذا در اسلام كار و توليد كه به افزايش مال و تأمين نيازهاي جامعه بيانجامد عبادت به حساب آمده است.بنابراين داشتن يك جامعه قوي با اقتصادي پويا و سرمايه اي پر رونق مورد تأكيد و خواست اسلام است . ذخاير زيرزمين كه خداوند به مسلمانان عطا فرموده است بايد جهت رفاه و پيشرفت مسلمانان به كار گرفته شود نه اين كه توسط استعمار گران به غارت برده شود و توسط حكام مستبد و وابسته چوب حراج بر آن زده شود وصرف عياشي هاي انحصار طلبانه حكام عياش شودو يا براي حفظ منافع قدرتمندان تبديل به سلاح هاي مخرب شود و ملت در فقر و محروميت نگه داشته شوند كه حتي نتوانند در برابر سيل كوچك يا زلزله اي اندك دوام بياورندو سرما و گرماي اندكي آنها را از پاي درآورد .مردم مسلمان بايد از نظر ثروت ،ترقي و پيشرفت سرآمدهمه ملت ها باشند نه عقب مانده ترين .

 

نكته سوم :

 

اقتصادقوي مورد توجه اسلام است ؛جهاد اقتصادي مشكل بيكاري را حل مي كند ،جهاد اقتصادي مشكل ازدواج جوانان را حل مي كند،جهاد اقتصادي مشكل مسكن را برطرف مي كند ،جهاد اقتصادي صادرات را رونق مي دهد ،توليد را بالا مي برد ،پول ملي را تقويت مي كند ،بنيه علمي را تقويت مي كند ،توان اقتصادي مي آورد و توان اقتصادي كشور را در برابردشمنان مقتدر و مستقل مي كند ،جهاد اقتصادي به شعار استقلال نظام اسلامي جامه عمل مي پوشد .ملت مستقل،كشور مستقل همه چيز دارد ؛عزت دارد ،قدرت دارد ،حرفش خريدار دارد ،زير بار سلطه و تحميل اجانب نمي رود .

 

اسلام اقتصاد را مايه عزت و سربلندي مي داند ،در مورد كار و تلاش عبارت عزت را به كار برده اند .وقتي كه يكي از اصحاب امام صادق (ع) كسب و كار خود را تعطيل كرده بود به دليل اين كه به اندازه كافي ثروتمند بود و نيازي به كار و درآمد نداشت ،امام (ع) او را امر فرمود:به سراغ كسب و كار برو و فرمود: اُغْدُ اِلي عِزّك.

 

بنابراين همان گونه كه ضعف اقتصادي عامل ذلت ،سرافكندي و زير سلطه بودن است ،اقتدار و پيشرقت اقتصادي و استقلال مالي او را به جايگاه بلند عزت وسربلندي مي رساند .خداوند متعال به انسان توان علمي و استعداد فكري داده و عوامل پيشرفت را در اختيار او قرار داده و آسمان و زمين و تمام امكانات را مسخر او گردانيده ؛وسَخَّرَ لَكُم ما فِي السَّمواتِ وَ الارض ،كه از درون زمين و آسمان نيازهاي خود را بيرون كشيده و سربلند و آقا زندگي كند ،كار و تلاش نه دهم عبادت شمرده شده براي اين كه انسان مستقل و سربلند و ارزشمند است نه انسان ضعيف و زير سلطه كه ثروتش را ديگران به يغما ببرند و مزد بخور و نميري به او دهند و از او بيگاري بكشند .

 

نكته چهارم:

 

«جهاد» در هر كار دو ويژگي مهم دارد اول تلاش همه جانبه و بكارگيري تمام توان و استعداد و شرايط و ظرفيت هاي فردي ،اجتماعي و امكانات و يك حركت سريع و جهشي و پرشي براي پريدن به قله و نقطه مورد توجه ،كندي در هر قسمت كار جهادي را كند و بي اثر مي سازد . جهاد اقتصادي در صورتي محقق مي شود كه تمام امكانات و استعدادها بكار گرفته شود ،تمام تصميم ها و عزم ها در آن جهت باشد ،دغدقه همه مسائل اقتصادي باشد ،تمام هم و غم ها و جلسات و برنامه ريزي ها در جهت پيشرفت باشد و در هر حال لحظه اي نبايد غفلت شود تا نتيجه حاصل گرددهمان گونه كه در يك جهاد رو در رو كه دشمن در مقابل است غفلت و پشت كردن و خواب رفتن معنا ندارد .ويژگي دوم الهي بودن و انگيزه خدايي داشتن است جهاد وقتي است كه في سبيل الله باشد . در قرآن كريم كار مهم و ارزشمند را به خاطر الهي بودن آن مورد تأئيد و تمجيد قرار گرفته است مانند جهاد في سبيل اله ،قتال في سبيل اله ،قتل في سبيل اله ،انفاق في سبيل اله و...بنابراين كار جهادي يعني كاري كه فقط براي خدا و تحصيل و رضاي او باشد.جهاد اقتصادي وقتي حاصل مي شود كه علاوه بر تلاش همه جانبه و حركت جهشي داراي انگيزه الهي باشد زيرا رشد كشور ،رشد و رفاه ملت،خدمت به خلق اله ،رفع نيازههاي جامعه ،انجام كارهاي عام المنفعه ،رشد علمي و فكري همه مورد توجه و رضاي حق تعالي است ، تصويب قوانين اقتصادي و راهگشا توسط مجلس بايد جدي و جهشي و الهي باشد، اجراي مصوبات توسط مديران اجرايي نيز بايد الهي باشد، همه خود را براي رضاي خدا و اطاعت از رهبري موظف به انجام امور بدانند ،كار جهادي زمان نمي شناسد زيرا محدود به زمان و وقت اداري نيست ،تعطيلي نمي شناسد ، فرار از كار يا كم كاري و اهمال كاري نمي شناسد ،خستگي و بيماري نمي شناسد ، شب و روز نمي شناسد ،زيرا جهاد است و جهاد تلاش همه جانبه و براي خداست و كار براي خدا خستگي ندارد ، بنابراين بسيار فرق است ميان جهاد اقتصادي و رياضت اقتصادي كه در غرب گاهي اعلام مي شود كه هيچ كدام ازويژگي هاي فوق را ندارد .

 

نكته پنجم:

 

در جهاد اقتصادي همه اقشار مورد خطاب هستند نه فقط دولت يا مسئولان اقتصادي از كارگر در كارخانه گرفته تا كشاورز در مزرعه و از خانم خانه دار گرفته تا كارمند يك اداره هر كس در هرنقطه اي از كشور و در هر منصبي و شغلي كه باشد مي تواند و بايد در اين جهاد بزرگ شركت كند ،مصرف كنندگان ،الگوي مصرف را بايد رعايت كنند ، زياده روي در مصرف آب ، برق ،انرژي و حتي محصولات خوراكي و پوشاكي و مصارفِ ديگرِ زندگي حتي مصالح ساختماني به شدت بايد از آن جلوگيري شود و همه مصرف كنندگان از اسراف و خرج هاي بيهوده بايد خودداري كنند ،در توليد رعايت استاندارد و كيفيت در مواد و ساير امور بايد رعايت شود ،در كشاورزي و به ويژه صنايع صادراتي تمام استانداردها لازم رعايت شود تا صادرات رونق پيدا كند ،انبارداري ،سردخانه ها ،مصرف كودشيميايي ،مصرف سموم نبايد خارج از حوزه استاندارد و كيفيت لازم باشد .سودجويي از فرهنگ توليد حذف گردد ،چنان كه مديران اجرايي به بخشنامه و پلاكارد و نوشته بر سربرگ نامه ها نبايد اكتفا كنند و تمام برنامه ريزي و تلاش آنان بايد در جهت روان شدن كار و رفع موانع باشد و همان گونه كه شعار وجدان كاري و نهضت خدمت رساني براي رسيدن جامعه به قله ترقي بود و همه مسئول بودند و بايد تلاش مي كردند .اين شعار (جهاد اقتصادي) نيز حامل يك پيام همگاني است ودر حقيقت پنج شعار وجدان كاري،نهضت خدمت رساني ،اصلاح الگوي مصرف ،همت و كار مضاعف،و جهاد اقتصادي هر كدام مكمل يكديگرند .

 

نكته ششم :

 

تمام كارهاي بي مطالعه و سليقه اي و يا موازي با كارهاي ديگر بايد حذف شود به عبارت ديگر هماهنگي جدي دستگاه هاي مختلف بايد به وجود آيد تا آنچه را يك دستگاه آباد مي كند ،دستگاه ديگر خراب نكند! يك سياست مدون و حساب شده بايد بر تمام دستگاه ها حاكم شود ،متأسفانه هم اكنون كارهاي سليقه اي بسياري انجام مي شود كه با تعويض مدير ،وزير و مانند آن تمام كارهاي مدير ديگر خراب مي شود و بيت المال هدر مي رود و نيروها فرسوده مي شود ونتيجه اي جز اتلافِ وقت و بيت المال حاصل ديگري ندارد . بنابراين بايد با پرهيز از هر گونه شعارزدگي و پلاكارد زدگي، همايش هاي پرهزينه و بي محتوا دست به اقدام مجدانه زد تا به زودي به تمدني بزرگ كه در خور ملت بزرگوار ايران است برسيم .

 

نكته هفتم :

 

بايد باور كنيم كه «مي توانيم» و اين باور را بحمداله ملت ما و متخصصان و دلسوزان به دست آورده اند و همانگونه كه كارهاي بزرگ و دست نيافتني را دست يافتيم و در بسياري از مسائل در رديف اولين كشورها قرار گرفته ايم در باقي مسائل مي توانيم اگر بخواهيم و اراده كنيم و روح اعتماد و خودباوري را در خود تقويت كنيم كه در برابر اراده قوي هيچ مانعي نمي تواند دوام بياوردو به گفته امام علي (ع): ماضَعُفَ بَدَنُ عَلي ما قَوِيَتْ عَلَيْه النِّيَه

 

نكته هشتم :

 

سپردن امور به دست كاردان و متعهد ،بدون ترديد تعهد و تخصص در پيشرفت، حرف اول را مي زند كاردان ها و اهل تجربه اند كه اگر متعهد باشند و خود را براي خدا و مردم متعهد بدانند ،تلاش جهادگونه خواهند داشت ،اگر تخصص نباشد و هر كه ادعايي داشت يا رابطه نزديكي با ما داشت كار را دست او بدهيم هرچند از شغل مورد نظر هيچ سردرنياورد ،به طور حتم نتيجه اي حاصل نخواهدشد اهلِ درد جستجو كنند و افراد كاردانِ متعهد و متخصص كه تعهد دين هم داشته باشند بيايند و از آنها در جهاد اقتصادي استفاده كنند مبادا افراد سودجو و نادان و غير متعهد عهده دار اين مسئوليت بشوند كه زيان آن بيشتر از سودش خواهد بود ،لذا توصيه مي شود در تمام مسئوليت ها و از جمله (جهاد اقتصادي )به اهلش سپرده شود تا نتيجه مطلوب به دست آيد .

 

نكته نهم :

 

در جهاد اقتصادي بايد از مسائل كليدي و اساسي و زير بنايي آغاز كرد و از امور روبنايي و كم اهميت پرهيز شود و مواظب باشند هرگز گرفتار روزمرگي نگردند ،يكي از ضعف هاي مديريت مقطعي كار كردن است ،رتبه بندي امور و اولويت بندي در آنها و با برنامه ريزي دقيق حركت كردن مي تواند به اين جهاد مقدس جامه عمل بپوشاند .

 

نكته دهم:

 

نقش آمار و گزارش ها در موفقيت و شناخت نقاط قوت و ضعف بسيار مهم است و بايد توجه داشت كه آمار و گزارش هاي واقعي و به دور از تملق و چاپلوسي و گزارش هاي دروغ باشد ،زيرا بسيار ديده شده كه بعضي گزارش ها و آمار گزينشي بوده و تصميم گيران را فريب مي دهد و ذهن آنها را بر غير واقعيات مي سازند و به همين دليل است كه گاهي يك طرح چند بار افتتاح مي شود و يك طرح سال ها به طول مي انجامد و نتايج اعلام شده با واقعيت سازگاري ندارد .

 

نكته يازدهم :

 

نكته ديگري كه بايد در جهاد اقتصادي رعايت شود پائين آوردن هزينه هاي توليداست در كشور ما ،هزينه هاي اشراف گونه اي بر توليد تحميل مي شود از مهماني هاي تشريفاتي و هزينه بر گرفته تا كادوهاي آنچناني و از پاداش هاي نامعقول گرفته تا هزينه هاي چند ميلياردي ورزش و خريد بازيكن و مربي و...و از دور ريختن ضايعات تا ساخت و سازهاي بي مورد .بدون ترديد يكي از دلائل عدم توان رقابت توليدات داخلي يا نوع وارداتي آن يا عدم رقابت در بازارهاي جهاني ،قيمت بالاي توليدات داخلي نسبت به مشابه آن است كه تحميل هزينه هاي اضافي پنهان و غير پنهان يكي از دلائل ضعيف اقتصاد و عدم امكان صادرات يا رقابت است .چنان كه بازاريابي و استفاده از تجربه كشورهاي ديگر مانند چين با توليد ناخالص بالا نيز يكي ديگر از نكات مورد توجه است و نبايد اُطْلُبُ الْعِلْمِ ولَوْبِالصّين را منحصر در علم خاص يا منحصر به زمان خاص دانست .بايد ديد چرا اقتصاد چين با جمعيت يك و نيم ميلياردي اين قدر توسعه يافته و تمام بازارهاي جهان را قبضه كرده است؟ آيا اُطْلُبُ الْعِلْمِ ولَوْبِالصّين نبايد ما را به كسب تجربه از آنان با الگوهاي اسلامي وا دارد ؟

 

بنابراين حذف تشريفات و زندگي تجملاتي و خوشگذاراني بعضي مديرانِ خوشگذران و بي درد و اتخاذ تدابير اقتصادي و توليد بدون هزينه هاي بالا مي تواند به جهاد اقتصادي كمك كند .

 

نكته دوازدهم :

 

مبارزه با مفاسد اقتصادي –زمين خواري ،بانك خواري ،رانت خواري ،رباخواري و...نيز بايد جهادي باشد و جهاد اقتصادي بدون اين مبارزه بي امان نتيجه چنداني نخواهد داشت «وكَالّتي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعدِ قُوة اناثاً»خواهد بود. توصيه با مبارزه با مفاسد اقتصادي در پيام ويژه چند سال پيش رهبري با تأكيدات غلاظ وشواد نبايد فراموش شود . وقتي سرمايه ملت كه در بانك ها به امانت گذاشته شد به صورت چند هزار ميليارد در دست سوداگران اقتصادي مي چرخد و كسي توان بازگشت آن را ندارد چگونه مي توان جهاد اقتصادي موفق داشت؟ سرمايه هاي ملي بايد برگردد در جهت توليد و نبايد ترحم نمود بر گرگان تيز دندان !

 

نكته سيزدهم :

 

اصلاح پرداخت بانك ها به ويژه شيوه جذب سرمايه هاي مردم از طريق جوائز نامعقول نيز ضروري است ،جوائز اعلام شده از سوي بانكها اگر راست باشد و به اهلش برسد نادرست و غير منطقي است و اگر دروغ باشد خداي ناخواسته يا نوعي فريب باشد كه قطعا نامشروع و غير عادلانه است ،بهترين راه تشويق مردم به سرمايه گذاري در بانك ها ،اعطاي وام بدون بهره است كه ريالي از سرمايه ها از بانك خارج نمي شود و به اهلش مي رسد و تبعيض و نامشروع نخواهد بود ،اعطاي جوائز به شكل رايج در صورت واقعي بودن ،سرمايه ها را از بانك خارج مي كند و بلاعوض است كه برنمي گردد،ولي اگر به صورت وام باشد علاوه بر اين كه هيچ يك از عوارض ،بي عدالتي را نخواهد داشت ،وام اعطا شده به بانك برمي گردد و بلاعوض چيزي از بانك خارج نمي شود ،علاوه بر اين كه وام اعطاء شده باز هم در جهت اقتصاد و پيشرفت زندگي صرف خواهد شد .

بجاست اگر عوامل بانك ها و شوراي پول و اقتصاد روي اين پيشنهاد اندكي نظر كنند

ادامه مطلب

مقاله قیام امام حسین


قیام و نهضت امام حسین (علیه السلام)

قيام ونهضت امام حسين(ع) بدون ترديد محصور در زمان نبوده ونيست چنان كه محصور در افراد نيز نخواهد بود بدين معنا كه آن قيام به شكل يك الگو وطرح ونقشه براي تمام بشريت در تمام اعصار بوده وهست وهر زمان كه شرايطي مانند شرايط آن روزگار پيش آيد، وبي عدالتي وستم، همه جا را فرا گيرد، وخفقان وسكوت مرگ بار درپرتو تهديد وتطميع وسلاح زَر وزُور بر جامعه حاكم شود واثري از عدالت ،حق، وارزش ها باقي نماند، وفضاي سالم اسلامي به فضاي تاريك كفر وفساد تبديل گردد، وباندهاي تبهكار قدرت وثروت ونفاق وتزوير جامعه را به فضاي بي روح مبدل ساخته باشندوجان ومال واخلاق انسان ها براي آنها بهائي نداشته باشد، وحتي بعضي از خواص از رسالت ومسئوليت هاي خود شانه خالي كنند، ونه تنها حق جويان را ياري نكنند بلكه آنان را احمقانه توصيه به سكوت وهم رنگ جماعت شدن نمايند .

 

آري در چنين شرايطي قيام امام حسين (ع) الگوي مناسبي است كه از آن درس هاي فراوان گرفته شودوبراي تجديد حيات امت افراد با مسئوليت وآزادي خواه حسين گونه به ميدان آيند وشايد همين معنا اساس جمله معروفي باشد كه گفته شده «كُلُّ يَوْمٍ عاشُورا وَكُلُّ اَرْضٍ كَرْبَلاء» از اين رو بسيار به جا خواهد بود كه آثار وپيام ها و درس هاي عاشورا بررسي ومورد توجه همه نسل ها قرار گيرد. پدر بزرگوارش علي (ع) به فرزندش امام حسين (ع) فرمود:

 

 

 

 اِنَّكَ اُسْوَةُ الْخَلْق‌ِ يَقْتَدُونَ بِكَ 1؛تو اسوه بشريت هستي آنها به تو اقتدا خواهند كرد.(همان گونه كه قرآن حضرت ابراهيم (ع) ورسول خدا (ص) را اسوه والگوي بشريت مي داند ومي فرمايد:وَلَكُمْ فِي رَسُول الله اُسْوَةٌحَسَنَة ،امام علي (ع) نيز فرزند خود امام حسين (ع) را الگوي عدالت طلبان وآزادي خواهان جهان مي داند)نهضت امام حسين (ع) با توجه به ويژگي هاي خاص خود درس هاي بي شماري را به تمام نسل ها، در همه عصرها مي دهدكه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود .

 

 

 

 

 

 

 

1.ضرورت برخورد جدي وقاطع با ستمگران

 

 

 

امام حسين (ع) با نهضت خود اين معنا را به امت اسلام وهمه آزادي خواهان جهان فهماند كه وقتي تمام راه ها بسته مي شود وهيچ راهي براي تعديل واصلاح ناهنجاري هاي سياسي واجتماعي وجود نداشته باشد واستبدادِ گروه اقليت حاكم به هيچ صراطي مستقيم نباشد، براي افشاي چهره او وبيدار ساختن جامعه از آنچه بر سرشان مي آيد بايد در برابر او قيام نمود هر چند يك نفر وبرخلاف پذيرش عامه مردم باشد .(همان گونه كه حضرت امام خميني (ره)كه الگوي او قيام امام حسين (ع) بود فرمود:اگر خميني يكه وتنها هم بماند دست از هدف خود كه همانا مبارزه با ستمگران عالم است بر نخواهند داشت .)

 

 

 

آن حضرت فجايع بني اميه را وقتي بر بشريت ونه فقط بر اسلام وامت اسلام مشاهده كرد راهي جز مخالفت وافشاگري نديد لذا با مخالفت با نظام حاكم نقطه آغاز قيام را گذاشت وبه هيچ وجه تسليم نشد وسازش ننمود .آنان تلاش فراوان كردند كه حضرت را به تعامل وسازش وا دارندواگر حضرت با آنها معامله مي كرد بسا در بخشي از حكومت نيز او را شريك مي كردند ولي هدف او بسي مقدس تر از رسيدن به آمال مادي ودنيائي ومطامع شخصي بود.از اين رو خودش فرمود:

 

 

 

اِنّي لَمْ اَخْرُجْ اَشِرًا وَلا بَطَرأً وَلا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَاِنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الأِصْلاحِ فِي اُمَّةِ جَدّي، اُريدً اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ وَاَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي وَاَبي عَلّيِ بْنِ اَبيطالِبٍ 1

 

 

 

خروج من نه براي حكومت، نه براي شرارت يا هوا وهوس وايجاد فساد واخلال يا ستم كاري نبود، بلكه هدف من انجام اصلاحات در امت اسلامي وحركت در مسير عدالتي كه جدم وپدرم علي بن ابيطالب (ع) پايه گذاران آن بودند مي باشد .لذا بايد گفت نخستين پيامي كه نهضت  عاشوراي     حسين (ع)به بشريت در طول تاريخ مي دهد ضرورت قيام است .چنان كه آن بزرگوار ضرورت قيام را مستند فرمود به سخن جدش پيامبر (ص) كه فرمود: مَنْ رَأي سُلطاناً جائِراً مُسْتحلاّ لِحُرمِ الله، ناكِثاً لِعَهْدِ الله، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُول الله،يَعْمَل فِي عِبادِ الله بِالأثْمِ وَالْعُدوانِ. ثُمَّ لَمْ يُغَيِّر بِقَوْلٍ وَلا فِعْلٍ كانَ حَقيقا عَلي الله اَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ وَقَدْ عَلِمْتُم اَنَّ هُؤلاءِ الْقَوْمِ قَدْ لَزِمُوا طاعَةِ الشَيطانِ وَتولّوا عَنْ طاعَةِ الرَّحمانِ وَاظهرُوالفَسادِ وَعَطّلُوا لِحُدُودِ وَاسْتَأثُروابالفئ وَاَحَلُّوا حَرامَ الله وَحَرَّمُوا حَلالَه وَاِنّي اَحَقَّ بِهذالامْرِ لِقرابتي مِنْ رَسول الله2  

 

 

 

هر كه سلطان ستمگري را ببيند كه حرام هاي الهي را حلال مي كند،با خدا عهد شكني مي كند، برخلاف سنت رسول الله عمل مي كند، در ميان بندگان خدا با گناه وستم كاري حكومت مي كند .ودر برابرش با گفتار وكردار نايستد  سزاوار است كه خداوند آن مسلمان ساكت را با آن ستمگر در يك جا قرار دهد (جهنم ) امام (ع) پس از نقل اين سخنِ پيامبر اعلام داشت: كه دستگاه حاكم مصداق سخن پيامبرند: هم ستم كارند ، هم اموال مردم را به نفع خود به غارت مي برند ، هم فساد وگناه مي كنند، وهم حلال خدا را حرام وحرام خدا را حلال مي دانند، به جاي اطاعت ازخدا از شيطان فرمان مي برند  . آن گاه فرمود: (طبق دستور پيامبر(ص) من به دليل قرابتي كه با پيامبر e دارم  اول كسي هستم كه با آنها مخالفت خواهم كرد .

 

 

 

بديهي است كه بر هر مسلماني لازم است وقتي با شرايطي مشابهِ شرايطِ بني اميه ويزيد مواجه گرديد همانند امام حسين (ع) علم مخالفت برداشته وتا آخر به مبارزه ادامه دهد .

 

 

 

انقلاب اسلامي از همين پيام امامu به وجود آمد وروحانيت وملت در برابر استبداد ستم شاهي ايستادند وحتي در شعارهاي خود مي گفتند :

 

 

 

نهضت ما حسينيه ،رهبر ما خمينيه .

 

 

 

وشعار مي دادند:

 

 

 

 زير بار ستم نمي كنيم زندگي                                                          زير و رو مي كنيم سلطنت پهلوي

 

 

 

وچه زيبا اين درس عاشورائي به بار نشست وبه زودي ثمر بخش افتاد .

 

 

 

 

 

 

 

2.عزت خواهي

 

 

 

دومين پيامي كه نهضت امام حسين (ع) براي نسل ها در طول تاريخ دارد داشتن روحيه عزت طلبي ودوري از ذلت وخواري است .قرآن كريم مؤمن را عزيز ومحترم مي داند ،هرگونه تحقير وتمسخر را حرام داشته وفرمود: وَلِلّهِ اَلْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلِمُؤمِنينَ ؛1 خدا ورسول او ومؤمنين عزيز وگرامي اند .             و امام صادق (ع) حرمت مؤمن را از حرمت كعبه بالاتر مي داند وفرمود: اَلْمُؤمِنُ اَعْظَمُ حُرْمَةَ مِنَ الْكَعْبَةِ2. لذا هرگونه خواري در شأن ومنزلت مؤمن نيست .جامعه اسلامي نبايد زير بار ذلت برود وظلم پذيري خود بالاترين ذلت است .

 

 

 

امام حسين (ع) زندگي در كنار ستمگر را ذلت مي داند ومردن را در اين راه عزت وسعادت،چنان كه فرمود: اِنّي لا اَرَي الْمَوْتَ اِلاّ سَعادَةً  وَالْحَياةَ مَعَ الظالِمينَ اِلاّ بَرَما؛مرگ در راه دين وآزادي ونجات امت سعادت، وزندگي در جوار ستمگران ننگ وخواري است .

 

 

 

در عمل هم آن بزرگوار در برابر پيشنهاد حكومت كه قتل را قبول كن يا بيعت را .آن عزيز دل       زهرا  (ع)  مرگ را انتخاب نمود وسازش را رد كرد وفرمود: اَلا اِنَّ الدَّعِي ابنِ الدعيّ قَدْ تَرَكني بَيْنَ اِثْنَتَينِ:اَلسِلَّة والْذِّ‌لَّةَ وَهَيْهاتَ مِنّا الذِّلّة يَأبَ الله ذلِكَ لَناوَرَسُوله3؛زنا زادگان،  مرا در ميان دو راه قرار     داده اند يا تن دادن به شمشير يا سازش وتسليم (در صورتي كه تسليم ذلت است) ولي ما هرگز تن به ذلت نمي دهيم خدا ورسول ودامن هاي پاكي كه من در آن تربيت شدم نيز ذلت را نمي پسندد .

 

 

 

بنابراين مسلمان پيرو قرآن ورسول امكان ندارد تن به سازش دهد وخود وجامعه خود را به هرزه هاي بي هويت بفروشد ، دين فروشي ونان به نرخ روز خوردن وهم رنگ جماعت شدن وتعامل وسازش برسر زندگي چند روزه دنيا و وطن فروشي از مردان آزاده به دور است .امام حسين (ع)با اين كار خود به تمام نسل ها پيام داد كه انسان محترم است ،انسان خليفةُ الله است، حيوان نيست كه او را افسار كنند وبا كمي علف مسير او را تعين كنندوتا مسلخ او را برند .انسان انسان است ،متفكر وخردمند است ، عزيز وآزاده است نه تهديد ونه تطميع ونه زر ونه زور نبايد او را به خواري وذلت كشد او بايد همواره پاسدار آزادي وشأن ومنزلت انساني خويش باشد گرچه به زندگي اش خاتمه دهند وسرش را بر نيزه كنند وخانواده اش را به اسارت برند، كه: مَوْتٌ في عِزِّه خَيْرٌ مِنْ حَياتٌ فِي ذُلٍّ1 ؛ مردن با عزت بسي والاتر از زندگي همراه با ذلت است .

 

 

 

 

 

 

 

3فداكاري وانسانيت

 

 

 

مسائل انساني در نهضت عاشورا موج مي زند در تمام مراحل نهضت عاشورا اين پيام بزرگ به چشم مي خورد كه به هيچ قيمتي وتحت هيچ شرايطي از مسائل انساني وارزشي نبايد گذشت .وهيچ هدفي هر چند بزرگ توجيه گر وسيله نيست .امام حسين (ع)  آينة تمام نماي فضائل انساني وكمالات است با تمام مخالفتي كه با صف مقابل داشت ذره اي از جوانمردي وانسانيت نگذشت، هم خود ش پاي بند به   آن بود وهم اصحاب وخاندان مطهرش .هنگامي كه حر ولشكريان او با امام حسين (ع) مواجه شدند وهمگي آنها واسب هايشان تشنه بودند امام (ع) كه از شب قبل تدارك آب فراوان ديده بودند كه همين براي ياران حضرت ايجاد سوال كرده بود كه چرا اين همه آب با خود بر مي دارند؟دستور دادند آب را بر حُرّ ويارانش عرضه كنند، آن ها را واسب هايشان را سيراب نمودند و وقتي متوجه شدنديك نفر از ياران حر دير رسيد وبه شدت تشنه است .حضرت مشك را در اختيار او گذاشت وچون خواست آب بنوشد خوردن آب را با مشك بلد نبود وآبها به زمين مي ريخت حضرت فرمود:دهانه مشك را كج كن، او بلد نبود ، حضرت شخصا با دستان مبارك دهانه مشك را باريك نموده تا بتواند آب بنوشد. (اين جريان را مقايسه كنيد با بستن آب روي امام ويارانش ! كه اوج مردانگي امام وپستي آنان را مي رساند )چنان كه امام u هرگز قتال وجنگ را آغاز ننمود ودر برابر پيشنهاد بعضي يارانش كه: تا اين جمعيت اندك است آنها را بكشيم وشكست دهيم وگرنه اگر زياد شدند امكان مقابله نيست!حضرت فرمودند:من آغازگر جنگ نخواهم بود .

 

 

 

وهمين حُرّ وقتي پشيمان شد وتوبه كرد، امام بي درنگ عذر او را پذيرفت واز تمام بدي هاي او گذشت. رعايت اين همه مسائل انساني كه به برخي از آنها اشاره شد از سوي امام درس بزرگي به انقلابيون وآزادي خواهان جهان مي دهد كه در مقام مبارزه هرگز نبايد مسائل عاطفي انساني اخلاقي  فداي اصل مبارزه شود .امير المؤمنين علي (ع) در جنگ صفين وقبل از آن در جنگ جمل به دقت همين مسائل را رعايت مي نمود ومي فرمود:پيامبر (ص) اين چنين دستور داده است .

 

 

 

امام علي(ع) فرمودند:لا تُقاتِلوُهُمْ حَتّي يَبْدَؤُكم1؛جنگ را با دشمن آغاز نكنيد زيرا بحمداله حجت با شما است وآغازگر جنگ نبودنتان حجت ديگري بر حقانيت شما است، اگر به اذن خدا شكست خوردند پشت كرده را نكشيد وآن را كه قدرت دفاع ندارد نكشيد ومجروحان را به قتل نرسانيد،زنان را آزار ندهيد وتحريك نكنيد هرچند آبروي شما را بريزند يا اميران شما را دشنام دهند  

 

 

 

فداكاري اصحاب به ويژه حضرت ابالفضل العباس(ع) نيز نمونه بارزي از انسانيت واوج وفاداري او است .

 

 

 

لذا در مقام مبارزه بايد توجه داشت كه : انجام بعضي عمليات جهت پيروزي  هرچند خلاف شرع باشد جايز نيست .آغاز به جنگ ، ممانعت از آب ،مسموم كردن آب آشاميدني ،سوزاندن وتخريب مزارع وكشاورزي وخانه ها ،كشتن كودكان ،كشتن زنان ،سپر قرار دادن زنان يا كودكان يا گروگان گرفتن آنها وايجاد رعب ووحشت در دل آنان ،كشتن اسيران جنگ ، عدم مداواي مجروحين كه بميرند، تعقيب فراريان ومانند اين ها كه بر خلاف مسائل انساني وعاطفي است جايز نيست وامام حسين (ع) باعمل خود پايبندي خود به اين اصول را محقق ساخت وبه همه مجاهدان راه آزادي اين درس بزرگ را تعليم نمود.هر چند طرف مقابل از هيچ جنايت ضد اخلاقي وضد بشري فروگذار نكرد، از بستن آب تا كشتن كودكان وزنان و  .

 

 

 

در جنگ هشت ساله تحميلي دولت بعثي عراق عليه ملت شريف ايران نيز از سوي امام خميني(ره) ومسئولان با دقت مسائل انساني رعايت مي شد هر چند طرف مقابل از دست زدن به هر جنايت غير انساني مانند: كشتن اسيران وبمباران وشيميايي وماننداينها دريغ نكردولي مسير انقلاب اسلامي چون اسلامي ومسير امام حسين (ع) بود هرگز دست به مسائل غير انساني زده نشد.

 

 

 

 

 

 

 

4.از خود گذشتگي وشهادت

 

 

 

وقتي هدف مقدس باشد جان دادن در راه آن هدف نيز مقدس وسبب افتخا ر وشرف ومردانگي است .

 

 

 

خداوند خريدار جان كساني است كه در راه او جهاد مي كنند وحاضر شوند خويش را فداي خداي خود كنند .

 

 

 

اِنَّ الله اشْتَري مِنَ الْمُؤمنينَ اَنْفُسَهُم وَاَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ 1   ؛خدا جان ومال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري كرده است .

 

 

 

يا اَيُّها الَّذينَ امَنُوا هَلْ اَدُلُّكُمْ عَلي تِجارَةٍ تُنْجيكُم مِنْ عَذابٍ اَليم _ تُؤمِنونَ بِالله وَرَسُولِهِ وَتُجهِدُونَ فِي سَبيلِ الله بِاَموالِكُم وَاَنْفُسِكُم ذلِكُم خَيْرٌ لَكُم اِنْ كُنتُم تَعْمَلون  2 ؛اي اهل ايمان آيا شما را به تجارتي سودمند كه شما را از عذاب دردناك (آخرت) نجات بخشد دلالت كنم _آن تجارت اين است كه به خدا ورسول او ايمان آريد وبه مال وجان در راه خدا جهاد كنيد كه اين كار براي شما بهتر است اگر انجام دهيد .

 

 

 

بدون شك راهي كه شهادت دارد شكست ندارد .از جان گذشتگي وشهادت مقامي است كه هر كس به آن نمي رسد .

 

 

 

شهادت« اِحْدَي الْحُسْنَيَيْن؛ يكي از دو پيروزي است»3 وخداوند براي امام حسين u مقامي آماده ساخته بود كه به آن نمي رسيد مگر با شهادت .

 

 

 

مقامي كه  افتخار اوليا خدا است .اَلْقَتْلُ لَنا عادَةُ وَكَرامَتُنا الشَّهادَةُ.4 در صدر اسلام اين مقام چنان موجب شيفتگي مسلمانان رزمنده گرديد كه از پيامبر e در خواست مي كردند دعا كند كه خداوند آنها را با شهادت به جوار خود ببرد .وامام حسين (ع) ويارانش شهادت را برگزيدند زيرا كه شهادت حيات جاودان وبقاي ابدي است (اَحياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ )5وكسي كه اين راه را برگزيند شكست نمي خورد وامام حسين (ع) شكست نخورد .بلكه دشمن را شكست .وهمين موضوع  ماية افتخار ملت ايران گرديد. كه با دستي خالي بر قدرتي بزرگ پيروز گرديد .وبر تمام توطئه ها غلبه نمود وانقلاب اسلامي را به پيروزي رساند .زيرا راه خود را راه امام حسين (ع) مي دانست ونهضت خود را كربلائي وَهَيْهاتَ مِنّا الذِّلَّة6 را شعار خود قرار داد وشهادت را افتخار .

 

 

 

لذا يكي از درس هاي بزرگي كه مي تواند براي هميشه تاريخ وهمه انسان ها در طول زمان درس ومورد عمل قرار گيرد داشتن روحيه فداكاري وشهادت، ودست كشيدن از مقام ومتاع دنيا، وپيوستن به اولياء اله، ونترسيدن از مرگ ،وآن را در آغوش كشيدن، وبر روي مرگ لبخند زدن است. اين راه در كربلا به اوج خود رسيد .وقتي از نوجوان سيزده ساله مي پرسيدند :كَيْفَ الْمَوْتُ عِنْدَك؟

 

 

 

مرگ را چگونه مي بيني ؟پاسخ مي دهد :اَحلي مِنَ الْعَسَل. وآن زمان كه علي اكبر امام حسين (ع) از پدر جمله : اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُون كه هنگام بروز مصائب مي گويند مي شنوند مي پرسند ؟ چه خبر شده ؟ وحضرت مي فهماند كه ما كشته مي شويم به پدر مي گويد : مگر ما بر حق نيستيم ؟وپدر       مي گويد :چرا .مي گويد پس ما كه بر حقيم از مرگ باكي نداريم .اِذاً لا نُبالي اَنْ نَمُوتَ نُمُوتُ مُحِقّين.1

 

 

 

وچون در شب عاشورا اصحاب را جمع مي كند از فردا وكشته شدن همه مردان سخن به ميان مي آورد و از آنها مي خواهد كه صحنه را ترك كنند وجان خويش را حفظ نمايند. از هر يكي سخني به فراخور حال مي شود كه: بمانم چه كنم؟ كه زنده باشم؟ زندگي براي چه ؟واي كاش هفتاد جان داشتم وهفتاد بار ما را مي كشتند وزنده مي كردند ومي كشتند ؟

 

 

 

آري اين روحيه است كه پيروزي مي آورد، مكتب وراه را جاودانه مي كند، ودشمن را به خاك مذلت مي كشاند .هرجا اين روحيه بوده حتما پيروزي بوده است .پس از هزاران حادثه . جريان اخير برخورد حزب اله لبنان با ارتش سر تا پا مسلح اسرائيل نمونه ديگري است .اين همان درسي است كه نهضت عاشورا آموخت ودانش آموختگان اين مكتب واين فرهنگ تا ابد پيروزند .امام حسين (ع) در هر مناسبتي اصحاب خود را به صبر ونترسيدن از مرگ دعوت مي نمود .درجائي فرمود:صَبْراً بنَي الكِرام فَمَا الْمَوْتُ الاّ قَنْطَرَةٌ يُعَبّركُم عَنْ البُؤسِ وَالضّراءِ اِلي الجِنان الواسِعَه2؛اي بزرگ زادگان كمي صبر كنيد (بر مصائب )كه مرگ چيزي نيست جز يك پل كه شما را به بهشت عبور مي دهد .

 

 

 

ويا فرمود:خُطَّ الْمَوْتُ عَلي وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ القَلادَةَ عَلي جيدِ الْفَتاةِ؛3  مرگ همانند گردن بندي است بر گردن دختران به همان زيبايي .

 

 

 

وبه هنگام خروج از مكه در خطبه اي كه خواندند از همان لحظه اعلام داشتند من فدائي وشهادت طلب مي خواهم .

 

 

 

مَنْ كانَ باذ‌ِلاً فينا مُهَجَتَهُ مُوَطِّناً عَلي لِقاءِ الله نَفْسَهُ فَلْيَرْحَل مَعنا 4هركه حاضر است قلب خود را در راه ما بدهد وخود را براي ملاقات پروردگار آماده ساخته مي تواند آماده سفر شود وبا ما بيايد كه من صبحگاهان آماده حركتم .

 

 

 

 

 

 

 

5.عٍدِه وعدِ ه كم مانع قيام نيست

 

 

 

در جريان كربلا نا برابري عِدِّه وَعُدِّه كاملا به چشم مي خورد ومعمولا در دنيا مرسوم است وقتي قرار است در جائي درگيري به وجود آيد .هر يك از دوطرف نيروهاي مقابل وامكانات او را مورد بررسي اطلاعاتي قرار مي دهند واگر خود را بالاتر مي دانند حمله مي كنند وتن به جنگ مي دهند وگرنه از در ديگر وارد مي شوند كه به جنگ ختم نشود وهمه مي دانند كه در كربلا كه ابا عبداله  (ع) جنگ را انتخاب نمود هيچ گونه برتري وحتي هيچ گونه برابري هم وجود نداشت .شرايط صد درصد نابرابر به گونه اي كه هيچ گونه مقايسه نيز وجود نداشت .جناح امام حسينu ازنظر عده بسيار اندك وكمتر از صد نفر وامكانات نيز در همين حدود ونه بيشتر در صورتي كه طرف مقابل عده آنها  سي هزار نفر يا بيشتربودند. از نظر شرايط در اردوگاه امام حسين (ع)زن وكودك وجود داشت، خانواده بودند ونه رزمنده كه هر گونه حمله از طرف دشمن را ناگوار مي ساخت وهرگز شرايط، جنگي نبود وشايد هركس مي خواست به ظاهر قضاوت كند بايد مي گفت :امام حسين (ع) براي حفظ جان زن وبچه خودش هم كه شده بايد تن به جنگ ندهد ولي بر خلاف تصور همگان جنگ را انتخاب نمود .زيرا مسئله ، مسئله مكتب بود .وبراي مكتب اگر زنان وبچه ها نيز فدا شوند مانعي ندارد .به هدف ومكتب بايد فكر كرد .ونه به عِدّه وعُدّه وموانع .از اين رو امام حسين(ع) به عنوان يك درس بزرگ ديگر به جهانيان فهماند كه كمي تجهيزات و نيرو هرگز دليل كوتاه آمدن يا سازش با دشمن وترك هدف نيست .

 

 

 

ودر سخنراني خود به اين موضوع اشاره نمود وپس از جمله «هَيْهات منّا الذِّلَّة> ادامه دادند :واِنيّ زاحِفٌ بِهذِهِ الاُسْرَةِ عَلي قِلَّةِ العَدَد وكَثْرَةِ العَدُوّ وخِذْلَةِ النّاصِرِ ؛1 من با همين خانواده اندك در برابر دشمن بسيار وبا بي وفائي كساني كه تنهايم گذاشتند جنگ خواهم نمود.

 

 

 

 

 

 

 

6.انجام وظيفه تنها چيزي كه بايد به آن فكر كرد

 

 

 

درس ديگري كه در نهضت عاشورا بايد به آن توجه داشت اهميت دادن به انجام وظيفه است .امام حسين u به تنها چيزي كه مي انديشيد عمل به وظيفه وكسب رضاي خداي متعال بود .از لحظه قيام يعني در مدينه كه اوضاع وخيم شده بود و درخواست نامشروع يزيد از حضرت (بيعت) مطرح گرديد . حضرت در كنار قبر رسول الله(ص) رفتند جهت وداع .آنجا پس از نماز ودعا به خدا عرض كرد : خداوندا تو را قسم مي دهم به حق اين قبر وبه كسي كه در آن مدفون است اِلاّ اخْتَرْتَ لي ما هُوَلَكَ رِضاً وَلِرَسُولِكَ رِضاً 2؛براي من همان را انتخاب كن كه رضاي تو ورضاي رسول تو در آن باشد .  يعني از همان لحظه خروج از مدينه مسئله انجام وظيفه وكسب رضاي خدا ورسول برايش مطرح است نه پيروزي وهنگامي كه فرزدق شاعر در ميان راه به ايشان برخورد مي كند وحضرت از كوفه خبر مي گيرد وفرزدق پاسخ مي دهد: كه دل هاي مردم با شما است ولي شمشيرهاي آنان عليه شما است . حضرت فرمودند:ما راهي را انتخاب كرديم اگر پيروز شديم خدا را شكر مي كنيم واگر خلاف مراد ما حاصل گرديد فَلَمْ يَبْعُد مَنْ كانَ الحَقُّ نيَّتُه وَ التَقوي بِسيرَتَهُ ؛1از هدف دور نمي ماند كسي كه نيتش حق وتقوا راه او است .يعني وقتي به وظيفه عمل كنيم مهم نيست چه پيش مي آيد .درستي راه وعمل به وظيفه مهم است نه پيروزي .

 

 

 

اين روحيه با آن حضرت تا لحظه اي كه در گودال قتلگاه افتاده بود وجود داشت لذا در آن لحظه نيز صدا زد : اِلهي رِضاً بِقضائِكَ.از اين رو گفته شده در روز عاشورا هر چه اوضاع سخت تر ووخيم تر مي شد حضرت چهره اش بازتر مي شد انگار كه توانسته بود به وظيفه خود عمل كند ورضاي معبود را تحصيل كند .

 

 

 

اين درس بزرگ در بسياري از جريان هاي اسلامي واصيل از جمله انقلاب اسلامي وجود داشت وحضرت امام خميني (ره) بارها مي فرمود:ما به وظيفه مان عمل مي كنيم ،عمل به تكليف مي كنيم، اين كه چه پيش آيد پيروزي يا شكست؟ مهم نيست ،مهم عمل به وظيفه است .

 

 

 

بدون شك انساني كه با چنين هدف والايي وارد ميدان مي شود پيروز هم مي شود وشكست او پيروزي است .پيروزي در برابر خدا وقيامت .

 

 

 

 

 

 

 

7.اصلاح جامعه هدفي بلند

 

 

 

در جهان بسيارند اصلاح طلباني كه در صدد خدمت به جامعه خود هستند ودوست دارند بشريت را از منجلاب فساد وناهنجاري وبي عدالتي ها نجات دهند، هرچند گروهي نيز با همين نام در صدد پياده كردن افكار شيطاني خود هستند واين شعار اصلاح طلبي را از جهت فريب افكار عمومي برگزيده اند ولي اصلاح طلبان واقعي نيز كم نيستند كه انبياء الهي از اين گروهند آنها براي اصلاح جامعه ونجات بشريت از بردگي وفساد وايجاد روح آزادي خواهي همت گماشته اند .خداوند از قول يكي از انبياء بزرگ نقل مي كند كه گفت :اِنْ اُريدُ اِلاَّ اِلاصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَما تُوفيقي اِلاّ بِاللهِ ؛2 من در حد توانم هدفي جز اصلاح امور جامعه ندارم .بشريت به مرور زمان دستخوش انحرافات خرافات وگرفتار حكومت هاي فاسد وناهنجاري هاي اخلاقي مي شود كه هر از چند گاهي نياز به يك انقلاب اصلاح طلبانه دارد .ولي هرگاه فردي چه پيامبر (ص) يا اولياء ديگر خدا وساير آزادي خواهان دست به اين كار زده اند مواجه با انواع كارشكني ها،مزاحمت ها، سد راه وايجاد مانع مي شده اند وافرادي كه با اصلاحات ديني منافع شان به خطر مي افتاده جبهه گيري نموده اند .

 

 

 

امام حسين (ع) يكي از ابر مرداني است كه انجام اصلاحات را در جامعه اسلامي از اهداف بلند خود   مي داند .چنان كه در ميان اهداف قيام خود فرمود: اِنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِصْلاحِ فِي اُمَّةِ جَدّي رَسُولِ   الله (ص) .هدف من از نهضت انجام اصلاح امور امت جدم رسول الله (ص) مي باشد .وامر به معروف ونهي از منكر كه از مصاديق مهم اصلاحات ديني است را جزء اهداف خود قرار داد وفرمودند :اُريدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعروفِ وَ اَنَهي عَنِ الْمُنْكَر .بنا دارم امر به معروف كنم ، نهي از منكر نمايم. وحضرت بالاترين منكر را حكومت فاسد يزيد مي داند كه ريشه وام الفساد همه خرابي ها است .ايجاد حكومت اسلامي را بالاترين معروف مي داند .آگاهي بخشي جامعه وبيدار كردن آنان از خواب غفلتي كه آنها را برده    بني اميه ساخته وهويت وشخصيت آنها را شكسته است را از اهداف بلند خود مي داند ودر اين راه از تمام ابزارها بهره مي جويد هر چندشهادت خود ويارانش باشد واين درس ديگري است از نهضت عاشورا كه اولا اصلاح امور جامعه وتجديد روح آزادگي  وظيفه افراد دلسوز وآگاه است وثانيا در اين راه بايد تمام تلاش وسعي خود را انجام دهند تا موفق شوند اِنْ اُريدُ اِلاّ اِلأصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتَ.واساسا شخص اصلاح طلب نبايد به خود ومنافع شخصي خود بيانديشد ازخودگذشتگي و فداكاري وجان باختن در راه اصلاحات واقعي شرط موفقيت در اين هدف است .

 

 

 

<span st

ادامه مطلب

مقاله خرافات چرا؟

خرافات چرا ؟

اسلام وتشيع دين منطق ومذهب وعقل است .چه در اصول وچه در فروع وچه در اخلاقيات ومسائل اجتماعي سياسي حقوقي فرهنگي وعبادي همه بر مبناي حكمت عقل علم وواقعيت است .تفكر ، تعقل ،دانش اندوزي ودرك واقعيت ها از سفارشات قرآن كريم است .

اسلام در اثبات خود ومسائل مربوطه خود نه نياز به خواب ومكاشفه دارد ونه نياز به خرافات جاهلانه .بلكه به شدت از خرافات گريزان وبا معتقدات خرافي كه در رأس آن بت پرستي بوده برخورد نموده وشك وگمان وحدس وقياس را نيز مردود مي داند .

 

با كمال تأسف هنوز در جامعه امروز چه مسلمان وچه غير مسلمان با همه پيشرفتي كه علم داشته هنوز خرافات جاهلانه كه نشان بي فرهنگي وناداني است در ميان بسياري از مردم جايگاه خود را حفظ كرده است وشياطين ودغل بازان نيز به آن دامن مي زنند ومردم را سرگرم مسائل پوچ وغير واقعي مي كنند !وهستند افرادي كه مغرضانه مي كوشند كه شيعه پيشرو وانقلابي امروز را خرافاتي جلوه دهند .امروز تشيع انقلابي مكتب اهل بيت u در دنيا حرف اول را مي زند پيشرفت اسلام شيعي ورويكرد دنياي غرب به اسلام شيعي خوشايند غارتگران ودغل بازان سياسي نيست .لذا براي بدنام كردن اسلام در گام نخواز ميدان خارج كردن آن وبدبين نمودن دنياي عاشق اسلام كه در اثر انقلاب اسلامي زلزله اي در جهان ايجاد نموده واسلام را در كل جهان چه در غرب وچه در شرق وچه آسيا مطرح نموده نيز تلاش خود را آغاز نموده اند .انواع اتهام ها كه در طول چند سال پس از انقلاب به انقلاب وتشيع وارد ساخته اند در همين راستا است . ايجاد فتنه وآشوب وبه راه انداختن اختلافات قومي وفرقه اي در همين جهت است .مسئله قمه زني وآسيب هاي وارده به مداحي ها ومرثيه ها وحادثه كربلا ونهم ربيع وپخش سي دي هاي آن از طريق اينترنت به همه دنيا در همين قالب است . مسئله خرافي جلوه دادن شيعه واين كه آنان اهل خرافاتند وبه خواب هاي دروغ وحادثه هاي غيرواقعي معتقدند جز همين نقشه است .بزرگتر ها يادشان هست كه هنوز انقلاب نشده بود شايع شد كه عكس حضرت امام خميني (ره)بر صفحه كره ماه پيداست !آيا چه هدفي از اين شايعه دنبال مي كردند ؟مي خواستند وانمود كنند اعتقاد مردم به امام نه به خاطر حرف هايش ،ظلم ستيزي اش ،استقلال طلبي وآزادي خواهي اش ،احياء اسلام وحفظ كشورش و..است بلكه از روي احساسات وخرافات وارتجاع است .در حقيقت با اين شايعه دشمن خواست هم امام را بكوبد هم طرفداران امام ، هم مذهبيون را !

 

سالها ورق پاره اي به نام خوابنامه شيخ احمد پخش مي كنند كه سرتا پا دروغ وبدعت است .آيا پيامبر r براي رساندن پيام خود نياز به آمدن به خواب يك آدم مجهول دارد؟آيا حجاب وپيام اسلام در قرآن نيست ؟آيا سنديت قرآن بيشتر است يا خواب يك آدم مجهول كه معلوم نيست وجود خارجي داشته باشد ؟وآيا اسلام واحكام قرآن براي اثبات خود يا براي موعظه مردم نياز به اين گونه دروغ ها دارد ؟

 

 تكثير به تعداد معين دستور كيست ؟تهديد به اين كه اگر بي اعتقاد شدي وتكثير نكردي فلان كس شما      مي ميرد يا فلان مبلغ دلار ضرر مي كني حرف كيست ؟آيا اعتقاد به اين گونه حرف ها تضعيف پيامبر r واهانت به او نيست ؟آيا اهانت به قرآن واسلام وتضعيف آن نيست ؟آيا خداوند نعوذ بالله آن قدر بي رحم است كه اگر شما اين دروغ نامه را پخش نكردي آن گونه از تو انتقام بگيرد يا اگر پخش كردي آن قدر دلار به تو بدهد ؟به راستي اين همه دروغ وخرافه را پخش كردن ،به سود كيست ؟چرا بچه مذهبي ها باور مي كنند ؟چرا باسوادها باور مي كنند ؟چرا قدري عقل خود را به كار نمي اندازيم كه اين چرندها واباطيل چيست ؟واز كجا آمده است ؟ويا خوابنامه دروغين دختري كه زينب u را ديد وبه او گفت چنين وچنان .كدام دختر؟ در كدام تاريخ،دركجا؟چه ضرورتي داشت حضرت زينب u به خواب آدم بي هويت مجهولي بيايد وپيام دهد وانواع دروغ هايي كه از قداست آن بزرگواران به دور است.

 

 واخيرا خرافه اي ديگر ودروغ جديدتري .واين بار با عكس يك مجسمه ،قرآن را مورد اهانت قرار داده اند . عكس يك مجسمه را كه در يكي از موزه هاي هلند است به دروغ از آن يك خبر ساختند! پناه مي بريم به خدا از جهل وبي فرهنگي عده اي واز دغل بازي عده اي ديگر .

 

مجسمه مذكور چون كمي عجيب به نظر مي آيد به عنوان دختر مسخ شده اي كه به قرآن اهانت كرده وخداوند او را آتش زد ومسخ كرد عكس آن گرفته شده وهمان دروغ هاي ورق پاره هاي قبلي را به آن اضافه كرده اند كه هر كس تكثير كند چنين مي شود وهركس تكثير نكند چنان مي شود .بدون توجه به اين كه اين دروغ اخير نزديك به يك سال است درآمده ولي در پشت ورقه صحبت از سال 76 ميلادي يعني حدود20سال قبل مطرح شده است !

 

به راستي چه كساني دامن به اين كارها مي زنند ؟وسود اين كار عائد چه كساني مي شود ؟پاسخ همان است كه گفتيم ؛ منحرف كردن افكار عمومي جهان از واقعيت وحقانيت اسلام وتشيع است .درصورتي كه قرآن براي حقانيت خود هيچ نيازي به مسخ كردن افراد ندارد آن قدر افرادي بودند كه بدتر از آنچه گفته شد بر سر قرآن آوردند وطوري هم نشدند شمر لعنه الله عليه امام حسين u ،قرآن ناطق را كشت وتا دستگير شدنش هيچ بلائي به سرش نيامد.وليد اموي قرآن را تير باران كرد ومسخ هم نشد، قرار نيست هر كس هر حركتي كرد بلافاصله مسخ شود .اگر قرار باشد كسي مسخ شود بايد همين ها كه اين خرافات را پخش مي كنند مسخ بشوند زيرا بدترين اهانت را به قرآن مي كنند ومي خواهند سندي درست كنند براي اتهام خشونت وتروريسم به اسلام ومسلمين واين كه ببينيد قرآن آنها هم خشن است،تروريسم است وهركس به آن اهانتي كرد مسخ مي شود !!!

 

يعني درست در شرايطي كه غربي ها ما را متهم به خشونت وتروريسم مي كنند چنين چيزي پخش مي شود تا سندي براي حرف هايشان باشد .

 

آيا به راستي تكثير اين ورقه ها گناه كبيره نيست ؟آيا خيانت به اسلام وقرآن وتشيع نيست ؟آيا گام بر داشتن در راهي كه دشمن ترسيم كرده نيست ؟بدون ترديد همه بايد با خرافات برخورد كنند واين ورقه ها را نه تنها تكثير نكنند كه گناه بزرگي است بلكه آن را به قصد ثواب پاره كنند ودر سطل زباله  بياندازند تا اجر وثواب ببرند اين موضوع توسط اينجانب بارها در جلسات ونماز جمعه مطرح گرديده است ولي ضرورت دارد به گوش افراد بيشتري برسد واگر كسي دنبال كار خير است به جاي تكثير آن ورقه هاي خرافي ودروغ وگمراه كننده اين سفارش مار ابه گوش افراد برساند تا ثواب ببرد وآن ها كه آن ورقه هارا تكثير كرده اند هم توبه كنند وهم براي جبران ، اين نصايح را منتشر نمايند .

 

خداوند همه ما را به اسلام واقعي وتشيع واقعي هدايت فرمايد .

 

والسلام

 

عباس رحيمي

ادامه مطلب

مقاله نقش قلم

سمه تعالي

 

نقش قلم در بصيرت زايي

 

قال تعالي : ن و القلم و مايسطرون

 

وقال تعالي :اقرا و ربک الاکرم الذي علم بالقلم

 

انسانها اگر نتوانسته با يکديگر ارتباط برقرار کنند و معلومات و مکتوبات خود را به يکديگر منتقل کنند از هرگونه پيشرفت و تکامل باز مي مانند و همواره در جهل و ناداني مي مانند از اين رو خالق متعال که اعطي کل شيئ خلقه ثم هدي نياز هر موجود زنده اي را جهت زيست بهتر عطا فرمود به انسان نيز دو نعمت بزرگ بخشيد و هر دو را در قرآن کريم مورد توجه و تذکر انسان قرار داد ه است يکي بيان و ديگري قلم و اين دو را با افرينش انسان همراه ساخته است خلق الانسان علمه البيان ،نقش هر کدام از اين دو وسيله ارتباطي تا حدي است که از نعمت هاي بزرگ الهي شمرده شد و بلکه به قلم سوگند ياد شده و سوره اي نيز با همان نام نامگذاري شده است و در آغاز نزول آيات آسماني و بعثت خاتم الانبياء (ص) نعمت قلم و تعليم آن را يادآور مي شود علم بالقلم .

 

در احاديث اسلامي قلم به عنوان نخستين آفرينش خداوند ياد شده است اول ما خلق الله القلم .

 

ابوالفتح در تفسير خود در حديث از رسول خدا (ص) آورده که : و القلم من الله نعمه العظيمه و لولا القلم لم يستقيم الملک و الدين و لم يک عيش صالح ؛ قلم نعمت بزرگي از سوي خداوند است واگر قلم نمي بود مملکت و دين استقامت و راستي نمي يافت و زندگي شايسته وجود نداشت يعني بيشترين و بقاي دنيا و دين و زندگي خوب در گرو قلم و قلم به دتان يعني دانشمندان است .

 

نقش قلم در ÷يشرفت جامعه بشري غير قابل انکار است يعني نقش آن مقدم بر بيان و مهمتر است و از اين رو به بيان قسم ياد شده ولي به قلم و نوشته سوگند ياد شده است .

 

قلم در دينمداري انسانها نيز جايگاه ويژه اي داشته و دارد و لذا ÷س از اقرا بسم ربک الذي خلق که اساس توصيه و دين را اشاره دارد از قلم ياد مي کند ؛اقرء و ربک الاکرم الذي علم بالقلم . تمام پيشرفت هاي علمي جهان مرهون قلم و ميوه قلم است و هر طرح نويي و هر کشفي و هر خلاقيت و ابتکاري اصل آن به قلم بر مي گردد . هيچ دانشمندي از نوشتن بي نياز نيست و هر گامي که برداشته مي شود با نوشتن و قلم آغاز مي گردد ،حتي بيان نيز وابسته به قلم است ولي قلم وابسته به بيان نيت مهمترين سخنراني ها و علمي ترين مقاله ها را مي نويسند و ارائه مي کنند قلم نقش بزرگي در تمدن انسان ها و انتقال اين تمدن ها به نسل هاي بعدي دارد امروز نقش و شيوه و نوع تمدن هاي گذشته را از روي سنگ نوشته ها و کتيبه ها و غارها به دست مي آورند !

 

بزرگترين رابطه نسلهاي پيشين با نسلهاي بعدي از طريق قلم نوشتار است عظيم ترين کتايخانه هاي جهان ميوه قلم است .

 

بنابراين بخش عظيمي از بصيرت بشر در گرو علم و دانش است و علم و دانش محصول قلم مي باشد.

 

در عصر حاضر اساي تمام پيشرفت ها بشر قلم و نوشتار است ماندگاري علوم و تمدن ها نيز به وسيله قلم است وهرگونه بيان اين نقش ............ را ندارد براي عظمت و افتخار نقش لم همين بس که کتابها آسماني مانند تورات و انجيل و از همه مهمتر قرآن نوشتاري است .

 

ولي همان گونه که بيان مي تواند منحرف شود و نقش مخرب داشته باشد قلم نيز همواره اين خطر را داشته است ؛بتگي دارد قلم را چه کسي به دست بگيرد ،چه تفکري دشته باشد وچه چيز را بخواهد منتقل کند . قرآن کريم که اين همه از قلم و نقش تعين کننده آن ياد نموده تا بدان جا که به قلم و نوشتار قسم ياد کرده ،از نوشته هاي انحرافي نيز پرده برداشته و گلايه نموده و نفرين کرده است که ؛ فَوَيلٌ لَهُم?? مِمّا کَتَبَت? اَيدِيهِم? وَ وَيلٌ لَهُم? مِمّا يَکسِبُون ؛ پس واي بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته و واي بر ايشان از آنچه از اين راه به دست مي آورند .

 

در مقام توصيه به نوشتن ؛عدالت در نوشتار و حق نويسي را توصيه مي فرمايد: وَليَکتُب بَينَکُم کاتِبٌ بِالعَدل ؛ و بايد نويسنده اي بر اساس عدالت ،ميان شما بنويسد .

 

و در احاديث اسلامي نيز که آن هم از قلم و ارزش آن سخن به ميان آمده به نقش انحرافي قلم و وسء استفاده هايي که از آن ممکن است بشود هشدار داده است که قلم به دست منحرفان نيفتد .

 

چنان که از پيامبر بزرگوار اسلام (ص) نقل شده که فرمودند : يوتي بصاحب القلم يوم القيامه في تابوت من النار يقفل عليه باقفال من نار فينظر فلم فيما اجراه فان اجراه في طاعه اله و رضوانه فک عنه التابوت و من کان اجاه في معصيه اله هو التابوت سيعشي خريفا حتي بارئ القلم و لا تق الدواه .

 

ومتأسفانه هم اکنون کم نيستند کساني که در نوشته ها خود از قلم ناسپاسي مي کنند و آن را به جاي به کار بردن در جهت رشد و شکوفايي رفتار جامعه در مسير تخدير و انحراف افکار و تحريف واقعيت ها بکار گرفته و مي گيرند . وچون تحريف و قلب واقعيت ها گناه کوچکي نيست در حديث فوق آن گونه که از نوشتار انحرافي نکوهش شده و مجازات سنگين تعين گرديد که قلم به دستان بايد به هوش باشند .

 

قلم همان گونه که مي تواند اگاهي دهد و جريان ساز باشد مي تواند سقوط و تباهي را به جامعه عرضه کند ،قلم هم مي سازد ،هم تخريب مي کند ،هم آگاهي مي بخشدهم تخدير و منحرف مي سازد ،هم تحريف حقايق مي کند ،هم بصيرت و نورانيت مي بخد .

 

قلم ،حيات بخش است همان گونه که قرآن حيات بخش است ،همان گونه که خون شهيد حيات بخش است فهمان گونه که عرق کارگر چون خ.ن در ÷يکر اقتصاد جامعه جريان دارد که : مداد العلماء افضل من دماء الشهدا والعلماء.....ما بقي الدهر .

 

قلم و نوع نوشته از عقل و نوع تفکر حياتبخش حکايت دارد چنان که علي (ع) فرمودند : عقول الفضلاء في اطراف اقلامها .

 

ونيز فرمودند : عقل الکاتب في قلمه –قلمک انبع ما ينطق قلمک يعني علاوه به وسيله قلم رشد فکري جامعه بالا مي رود ديدشان از رد و نادرستي يا درستي صاحبش نيز هست لذا قلم به دستان بايد مراقب باشند چه مي کنند و از اين نمت بزرگ الهي چگونه سپاسگذاري مي کنند . قلم ، قلم خدمت باشد نه قلم مزدوري ،قلم خدا باشد ،نه قلم شيطان .لذا مطبوعات و رسانه هاي گفتاري از هر نوع و شکلي که باشند بايد بسيار مراقب باشند به نفع چه کسي و يا با چه هدفي قلم مي زنند ؟ تاريخ نويسان بايد امانت دار باشند . داستان نويسان و سازندگان افکار جامعه وجه کنند که چه مي کنند ؟ چه مي نويسند ؟ و از چه کسي الهام مي گيرند ؛خدا يا شيطان ؟ دوست يا دشمن ؟

 

امام بزرگوارد که سلام خدا بر او باد بيش از همه در مورد قلم و نوشتار و صاحبان قلم و رسانه هاي نوشتاري و گفتاري سخن دارند فپند دارند ، هشدار دارند و برابر جمله اي گفته شده بود ما قلم ها را مسلسل مي کنيم !فرمود: بايد به جايي برسيم که مسلسل ها را قلم کنيم يعني فرهنگ جامعه بايد بالا برود و در اثر نوشتن آن قدر جامعه به کمال برسد که نياز به جنگ و سلاح نداشته باشد .

 

زيرا رسالت قلم بر نورافشاني و بصيرت دهي و معرفت افزايي بنا شده است. قلم اگر وابته به بيگانه نباشد ، قلم مزدوري و خيانت نباشد مي تواند معجزه کند ،معجزه اي بزرگ که تمام اصناف بشر را به صلح و صفا فرخواند و هرگونه کدورت ، اختلاف ،نزاع و جدال رهايي بخشد . قلم مي تواند زشتي ها و زيبايي ها را ،بد و خوب را ،خير و شر را ،دوست و دشمن را ، راه راست و راه کج را براي جامعه روشن سازد و تمدن هاي بزرگ را پايه ريزي و بازسازي کند و همه نقص ها را به کمال مبدل سازد مشروط بر اين که به دست اهلش باشد و اساسا شکل گيري فرهنگ هر جامعه مرهون قلم است .

 

امام بزرگوار (ره) نيز فرمودند: بايد براي توده هاي مردم :نويسندگان ،گويندگان ، فکر بکنند و مردم را آگاه بکنند ...

 

مطبوعات بايد توجه داشته باشند که چيزهايي که براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند ،کاغذ صرف اين نکنند ...

 

نشريه بسيار خوب است در صورتي که محتواي آن محتواي آموزنده باشد و دست اندرکاران آن متعهد باشند اين نشريه ردس همه امور مي شود . انسان اگر انصاف داشته باشد بايد به خاطر مردمي که قلم ها را براي انها آزاد گذاشتند از قلم و تفکرش استفاده کند و ديانت هم اقضاي همين را مي کند ما بايد نشرياتمان مفيد باشد ،اخلاق جامعه را اصلاح کنيم .

 

و فرمود: نگذاريد زحماتتان هدر برود ، قلم ها را در راه خدمت به اين خلق بکاراندازيد ...

 

حضرت امام از صاحبان قلم مي خواهد که صاحبان قلم مردم را از مصالح کشور آگاه سازند .

 

ايشان فرمود: از مسائلي که در مطبوعات لازم است اين است که مقداري از اوراق خودش را صرف اين بکنند که اين جمهوري اسلامي چه کرده است ؟

 

و فرمودند :مطبوعات جوانها را نکشاند به طرف فحشاء وببرد به طرف صراط مستقيم ،مراکز فحشاء هم برچيده مي شود .

 

و در جايي فرمودند : به طلاب تازه کار و جوانهاي متعصب که از زبان و قلم خود جلوگيري کنند و در راه قرآن و اسلام و هدف مقدس قرآن از امري که موجب تشتت و تفرقه است خودداري نمايند .

 

و در بيان مفصل ديگري در مورد رسالت مجلات و مطبوعات و رسالت قلم به دستان فرمود: شما خم که مجله مي نويسيد مي توانيد خدمت کنيد ،جوان ها را برومند کنيد ،با مقالاتتان ،مقالات صحيحتان دنبال اين باشيد که از نويسنده هاي متعهد اسلامي و انساني نيرو بگيريد، مقالت صحيح بنويسيد ،در و دوايش را بنويسيد ...بايد مجله راه بياندازيد که وقتي جوان ها باز مي کنند ،شکل و صورت و عکس هاي مجله طوري باشد که مقابل آن که ما را پنجاه سال به نابودي کشيد شما بايد جبران خرابي آن پنجاه سال را بکنيد هر کس مي خواهد مجله بنويسد بايد مجهز باشد که اين نسل آينده را تربيت کند براي نسل آينده بايد فکري بکنيد .

 

تمام رسانه ها مربي يک کشور هستند ،بايد تربيت کنند کشور را .

 

تلويزيون بايد ارشاد کند ،راديو بايد ارشاد کند ، روزنامه ها بايد ارشاد کنند ، روزنامه ها نبايد يک چيزهايي را که موجب تهييج مردم است و موجب انحراف مردم است در آنجا بنويسند .

 

مطبوعات بايد يک بنگاه هدايت باشند .

 

مطبوعات بايد يک مدرسه سيار باشند تا مردم را از همه مسائل ، به خصوص مسائل روز آگاه نمايند .

 

توجه کنيد ! مي خواهيد کشور اسلامي باشد بايد مطبوعاتش هم اسلامي باشد .

 

روزنامه ها بايد با کسي صورت مخاصمه نداشته باشند ، بلکه صورت ارشاد داشته باشد .

 

مجله بايد در خدمت کشور باشد ؛ خدمت به کشور اين است که تربيت کند ، جوان تربيت کند ، انسان درست کند ، انسان برومند درست کند ، انسان متفکر درست کند تا براي مملکت مفيد باشد .

 

آن که از همه خدمت ها بالاتر است اين است که نيروي انساني ما را رشد بدهد ، و اين به عهده مطبوعات است اهميت انتشار مثل اهميت خونهايي است که در جبهه ها ريخته مي شود.

 

قلمي فايده دارد که بيدارگر توده هاي مردم باشد .

 

شهدا را قلمها مي سازند و قلم ها هستند که شهيد پرورند.

 

دما شهدا ” اگر چه بسيار ارزشمند و سانده است لکن لم ها بيشتر مي توانند سازنده باشند .

 

قلم خودش يکي از اسلحه ها است ؛ اين قلم بايد دست اشخاص صالح ،ودت افاضل باشد .

 

اشخاصي که قلم در دستشان است متوجه باشند که قلم آنها ، زبان آنها ، در حضور خداست .

 

همت بگماريد که قلم و بيان خويش را براي تعالي اسلام و کشور و ملت خود به کار گيريد .

 

قلم ها اگر در دنيا براي خدا و براي خلق خدا به کار بيفتد مسلسلها کنار مي رود .

 

شما کوشش کنيد که با بيان و قلم ،مسلسل ها را کنار بگذاريد و ميدان را به قلم ها و به علمها و به دانش ها واگذار کنيد .

 

قلم ها اگر در دنيا براي خدا و براي خلق خا به کار بيفتد ،مسلسل ها کنار مي رود و اگر براي خدا و خلق خدا نباشد مسلسل ساز مي شود .

 

ان کسي که قلمش قلم انساني است که از روي انصاف بنويسد .

 

 قلمي آزا د است که توطئه گر نباشد .

 

 ان قدري که بشر از قلمهاي صحيح نفع برده است ،از چيز ديگري نبرده است و آن قدري که ضرر کشيده است ،از چيزهاي ديگر ضرر نبرده است .

 

 کساني که اهل قلم هستند ،اهل بيان هستند ، کوشش کنند که مردم را دعوت به وحدت کنند .

  1. مسئوليت بزرگ شما امروز قلم هايي است که در دست شماست

ادامه مطلب

اصلاح تبلیغات انتخاباتی

 

اصلاح تبلیغات انتخاباتی

تبلیغ اگر به معنای معرفی یک کالا،یک روش یا یک شخص در صورت مثبت بودن باشد در حد معقول و متعارف انجام گیرد بدون کم وکاست ، کار درستی است و ارزش آن به ارزش موضوع مورد تبلیغ دارد ،اگر تبلیغ امور معنوی و انسانی و اخلاقی باشد مانند تبلیغ دین با همه جوانبش قطعا کار بسیار ارزشمند است و کار انبیاء و علما و دلسوزان جامعه همین بوده است ؛الذین یبلغون رسالات الله.....

ولی اگر تبلیغ موضوع مادی و دنیایی باشد آن هم به تناسب ارزش آن موضوع تبلیغ آن هم متفاوت است ،واگرکالای تولید شده را که به نفع جامعه باشد معرفی کنند در حد معقول خوب است و شخصی که کاندید یک تشکیلاتی است چه ریاست جمهوری ،چه مجلس ،چه خبرگان رهبری ،چه شورای شهر و روستا چه برای یک مجمع صنفی و ورزشی و....در حد مناسب و معقول بخواهند فرد کاندیدا را معرفی کنند که مردم او را بشناسند کارخوبی است و گاهی لازم است که بستگی به اهمیت موضوع دارد ،مردم اگر کاندیدای صالح را نشناسند به او رأی نخواهند داد ، پس معرفی بعضی افراد صالح و واجد شرایط گاهی لازم می باشد ولذا قانون هم برای تبلیغات راهکارهایی را پیش بینی و تدارک دیده است و حدود و چهارچوبی برای آن تبلیغات مشخص کرده است که مثلا اندازه عکس چند در چند باشد !پوستر وپلاکارد چه اندازه و چگونه باشد؟ یا راه انداختن کاروان نباشد یا دروغ و امثال آن تبلیغات نباشد و مانند آن .

بنابراین اصل تبلیغات به معنای معرفی شخص واجد شرایط یا کالا و جنس مرغوب کاری منطقی و خردمندانه ای است . البته تبلیغ ارزش ها و مسائل دینی جای خود را دارد .

اما آفتها

لیکن با کمال تأسف باید گفت :تبلیغات در غیر از مسائل ارزشی در مسیر بسیار ناپسندی قرار گرفته که اگر این گونه پیش رود به ابتذال کشیده خواهد شد چنانچه در بعضی موارد هم اکنون مبتذل و بسیار غیر اخلاقی و غیر منطقی شده که دل هر عاقلی را می رنجاند و قلب هر دلسوزی را به درد می آورد برای نمونه نگاهی به تبلیغات بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری بیاندازید که چگونه برای جذب سرمایه های مردم دست به تبلیغات محیرالعقول می زنند از چند کیلومتر اسکناس گرفته تا سفر به دور دنیا وشمش طلا و ماشین های آن چنانی و...!!

و یا تبلیغات برخی کارخانه ها و تولید کنندگان که جهت معرفی کالای خود تبلیغات غیر منطقی انجام می دهند که بسیاری از این تبلیغات اشکال شرعی دارد چه رسد به اشکال های اقتصادی و قانونی و عقلی .

ومهمتر از همه تبلیغات انتخاباتی که به جای صفات واقعی آن فرد و بیان خوبی ها و شایستگی های فرد مورد نظر تهاجم به طرف مقابل می کنند !!و...

چند ضعف عمده در تبلیغات انتخابات وجود دارد که در شأن و منزلت جمهوری اسلامی نیست زیرا اولاً در جمهوری اسلامی هدف خدمت است نه کسب قدرت ، لذا اگر صداقت و پاکی جایش را به نیرنگ و بداخلاقی بدهد کار درستی نخواهد بود .

در نظام اسلامی ،اگر کسی خودش را برای خدمتی شایسته می داند و احساس تکلیف می کند ،تنها وظیفه اش این است که خود را درمعرض مردم قرار دهد و در حد ضرورت شایستگی ها و برنامه کاری خود را بیان کند لذا کارهای زیر در شأن نظام اسلامی نیست وباید اصلاح شود.

1.انجام تبلیغات پرخرج و اسراف گونه حرام است و کسی که اسراف می کند شایستگی خدمت در نظام اسلامی را ندارد.

2.خریدن افراد با شام و نهار و گل و هدیه و چک بانکی و پرداخت تراول چک و...که این کار نیز با اخلاق اسلامی سازگار نیست و این گونه آدم ها شرایط لازم را برای خدمت در جمهوری اسلامی ندارند .

3. سوء استفاده از نام های مقدس عکس ها و دعاها و چاپ آن پشت برگتبلیغات مانند عکس امام (ره) رهبری ،چاپ دعای عهد ،دعای فرج یا بعضی آیات قرآن و اذکار مقدس که روی زمین می افتد وبه آن اهانت می شود مؤمنین می رنجند و باعث گناه می شود .

4. دادن وعده های دروغ و نشدنی بدو توجه به حدودیت های قانونی و هزینه ای .

5.تخریب دیگران و رقیبان و انجام انواع گناهان کبیره مانند : غیبت ،تهمت ،جوسازی ،پرونده سازی ،پخش شایعات ،پخش شبنامه های تخریبی ،بردن آبروی دیگران ،تحقیر و توهین به دیگران ،کارهای خوب آنان را کوچک و کارهای بد آنان را بزرگ کردن و بزرگ نمایی و سیاه نمایی از کارهای رقیب که از زشت ترین کارهای انتخاباتی است .

6. هدف دانستن پست و مقام و تشنه قدرت بودن و اعتقاد به این که هدف وسیله را توجیه می کند و انجام هرگونه خلافی چه خلاف اخلاقی ، چه خلاف قانونی برای رسیدن به پست مورد نظر ! که این گونه افراد یقیناً شایستگی آن مهم را ندارند و مردم باید به این گونه افراد پشت کنند و رأی ندهند .

7.سازش و تعامل با هر کس که احتمال می دهد برای رأی آوردن او مفید است هرچند فاسد باشد ،بدنام باشد ! سرمایه دار بی تقوا باشد ! که کار ناپسندی است ،مؤمن هرگز با بدکاران طرح دوستی نمی ریزد و با اهل منکر سازش نمی کند . چگونه کسی که فقط برایش رأی مهم است نه ارزش ها و دین می تواند مسئول خوب و وکیل امینی باشد؟

در وکالت و ریاست و مقام در جمهوری اسلامی تدین و تقوا شرط اساسی است اگرکسی مقام را برای خودش بخواهد به مقام برسد نه برای مردم و برای دنیایش تلاش نماید نه برای انجام وظیفه ! و خود را بدهکار و به اصطلاح وامدار دیگران بکند ، چگونه می تواند و چگونه فرصت پیدا می کند که برای کشور و مردم تلاش نماید ؟

لذا آنچه بیان گردید آسیب های خطرناکی است ، که متأسفانه انتخابات کشور ما به آن گرفتار گردیده و وجهه انتخابات لوث شده و هرکس به خودش اجازه می دهد بیاید ثبت نام کند و وارد میدان شود و برای به دست آوردن آراء مردم به هردری می زند و به هر کس تملق می گوید و منت کشی می کند و برای رأی به این و آن التماس می کند !که هم خود را تحقیر و هم عزت خود را مخدوش می سازد و هم مجلس و غیر آن را خدشه دار می نماید .

بر مردم و مسئولان و کاندیداها لازم است آسیب های انتخابات را برطرف و آن را اصلاح نمایند و از هرگونه دروغ و وعده های دروغ و ناشدنی پرهیز گردد .

از تملق و عزت فروشی و دین فروشی فاصله بگیرد .

از تخریب دیگران و تحقیر و توهین به دیگران و ایراد تهمت و انجام غیبت و برچسب زدن و به اصطلاح افشاگری علیه افراد و پخش شب نامه و فحش نامه و آبرو ریزی و سند سازی و...دوری کنند .

از تبلیغات پرخرج ،اسراف گونه ،شام و نهار ، و خریدن افراد و اغفال دیگران پرهیز کنند از سوء استفاده از عکس امام (ره) و رهبری وچاپ مقدسات و دعاها که به آن اهانت می شود و یا درجوی آب یا کف خیابان و زیر دست و پای عابرین قرار می گیرد خود داری گردد .

از تبلیغات غیر واقعی و به کار بردن القاب نادرست و جعلی و هرگونه ایجاد جوّ روانی و تحریف واقعیت ها پرهیز شود .

از نزدیک شدن به باندهای ثروت و قدرت و باندهای فساد و افراد سودجو و بدنام و وامدار شدن به آنها جداً پرهیز شود .

در صورتی که نکات فوق رعایت شود می توان گفت تبلیغات را اصلاح کرده ایم ،خداوند همه را به اصلاح امور مساعدت نماید . 

 

به هر حال بیایم سنت ها را اصلاح کنیم

 

والسلام علیکم

عباس رحيمي  

ادامه مطلب

سنت عید نوروز

 

عید و نوروز

قال امیرالمؤمنین (ع) :کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی الله فیه فَهُوَ یَومٌ عیدٍ

هر روز که در آن گناه نشود آن روز عید است.

یکی از سنت های حسنه عید داشتن و تجلیل از اعیاد است، در اسلام سه عید رسمی وجود دارد که تمام امت اسلام به آن پایبندند ؛ عید فطر ،قربان و جمعه ولی اعیاد غیر رسمی که به ویژه در میان شعیان وجو دارد بسیار است مانند میلاد پیامبر (ص) ، مبعث پیامبر(ص)، ولادت امام عصر (عج) و عید غدیر که همه مردم آنها را احترام می کنند و در هر کدام از اعیاد اعمال خاصی برای بزرگداشت آن ها وجود دارد مانند: نماز عید ،نماز جمعه ، زیارت پیامبر (ص) و ائمه و به ویژه زیارت امام حسین (ع) و دعاها و ذکرهای وارده و صدقه دادن و به دیدار مؤمنان رفتن و روزه گرفتن در غیر از عید فطر و قربان و بسیاری از آداب سازنده دیگر که بحمدلله مؤمنان و آشنایان به معارف دینی بسیاری از آنها را انجام می دهند ولی اسلام اعیادی که در عصر جاهلیت در میان اقوام مختلف بوده و همه بوی شرک و کفر و خرافات داشته همه را ملغی و مهر باطل بر آنها زده است مگر عید نوروز .

و اما عید نوروز

از سنت هایی بوده که هرچند از پیش از اسلام وجود داشته لکن چون زیاد اشکال نداشته با دستکاری و اصلاحاتی که اسلام در آن انجام داده آن را نفی نکرده است و بعضی از ویژگی های خوب آن را مورد تأکید قرار داده و پذیرفته است مانند :

1. استقبال از بهار ، و بهار از آثار قدرت الهی است از این رو در قرآن مسئله معاد و زنده شدن مردگان را به زنده شدن طبیعت و بهار و سرسبز شدن جهان و زمین تشبیه نموده است ، که پس از یک مرگ چند ماهه آثار حیات در آن نمودار می شود و این خود نشان از زنده شدن مردگان است ؛کَذلِکَ یُحیِ الله المُوتی .

2. سنت خانه تکانی که نظافت است و نظافت را اسلام دوست دارد ؛اَلنِّظافَهُ مِنَ الأیمان .اسلام  از پاکیزگی خشنود و از کثیفی و شلختگی بیزار است و همواره سفارش نموده که باید انسان، خودش ،لباسش ،بدنش ، محیط زندگی اش و...تمیز و پاکیزه باشد و خود را خوشبو کند و لباس تمیز بپوشد و خود را آراسته سازد :اِنَّ الله جَمیلٌ وَ یُحِّبُ الجَمال ؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد .

3. لباس تمیز پوشیدن ، بوی خوش استفاده کردن که خداوند دوست دارد .

4.دید و بازدید، صله رحم، رفع کدورت ها ،آشتی کردن که همه اینها مورد عنایت و توجه اسلام می باشد .

5.شادی و شادمانی و امید و حیات دل ها که همه مورد سفارش اسلام است .

بنابراین سنت عید و عید دیدنی نوروز را اسلام به دلیل ویژگی های مثبت آن که بیان شد پذیرفته است و حتی بعضی مسائل اسلامی نیز با آن مرتبط شده مانند ظهور امام عصر (عج) در روز نوروز ،لیکن بعضی مسائل منفی آن را اسلام اصلاح کرده است ،چون مردم در این روزها بیشتر به دنیا توجه دارند برای این که غفلت نکنند و به خالق طبیعت و احیاگر زمین بیشتر توجه نمایند فرموده مستحب است روز عید نوروز را روزه بگیرند و دو رکعت نماز بخوانند و دعا کنند به ویژه دعای تحویل سال که کاملا خط و مشی و جهت گیری انسان را در سال آینده روشن نموده است ؛یا مُقَلِبَ القُلُوبِ وَ الاَبصار یا مُدَبِّرَ اللّیلِ  وَالنّهار یا مُحَوِلَ الحَولِ وَالاَحوال حَوّل حَولَنا اِلی اَحسَنِ الحال .

بنابراین این عید نوروز با ویژگی های مثبت آن از سنت های باستانی است که هم با عقل سازگار است و هم با شرع لذا اسلام آن را پذیرفته است و خود نیز آن را مدیریت کرده است .

ولی در کنار این سنت باستانی ،سنت های غلط و نادرست دیگری هست که نه با شرع سازگاری دارد و نه با عقل، لذا اگر کسی عاقل و خردمند است باید از آن دوری کند چون خلاف عقل است گرچه سنت بوده است و کسانی هم که عاقلند و هم متشرع هستند عقل و شرع به آنان حکم می کند که به دنبال آنها نروند .

سنت چهارشنبه آخر سال

یکی از سنت های خرافی که نه شرع ونه عقل آن را تأیید نمی کند رسومات چهارشنبه آخر سال است که ریشه در هیچ کتاب و شرع و عقل ندارد و این پرسشهای بی پاسخ همواره در مورد آن وجود دارد که :

1.این چهارشنبه با چهارشنبه های دیگر چه فرقی دارد ؟ و چرا چهارشنبه آخر سال ؟ چرا شنبه نه ؟چرا یکشنبه نه و دوشنبه و سه شنبه نه ؟ چرا پنج شنبه و جمعه نه ؟ چرا فقط چهارشنبه ؟

2.چرا  آتش بازی رسم شده و رسم بوده؟ آیا آتش بازی و آتش پرستی با شرک همراه نیست ؟ آیا با توجه به افتخاری که شیطان در روز اول به ماهیت آتش نمود ربط ندارد ؟ و آیا نوعی شیطان پرستی نیست ؟

3.چرا همیشه افراد مسئله دار از آن حمایت و در آن شرارت می کنند ؟

4.آیا این شرارت ها که همه را آزرده ساخته مشروع است،خردمندانه است ؟ یا با عقل سازگار است ؟

5.ترقه هایی که باب شده و از بمب بدتر است و هم صدای آن و هم آسیب های جسمانی و مالی آن داد همه را درآورده کار عاقلانه است ؟ آیا خرید و فروش آن و تحمیل آن همه هزینه بر مردم،بر بیت المال ،بیمارستان ،آتش نشانی ،نیروهای امنیتی و...درست است ؟

6. آتش زدن لاستیک و آلوده نمودن هوا که حق همه مردم است و ایجاد راه بندان و انواع مشکلات و به خطر انداختن سلامت و بهداشت جامعه با کدام میزان عقل و عرفی و شرعی سازگار می باشد ؟

7.آیا از این همه لجاجت و سماجت روی آن به ویژه در سال های اخیر و خط دهی از سوی ماهواره ها و ضد انقلاب پی به انحراف آن نمی بریم ؟ آیا وقت آن نرسیده که تمام مردم و پدران و مادران احساس مسئولیت کنند و فرزندان خود را توجیه نمایند ؟ آیا نباید گویندگان ،مداحان ، و همه دلسوزان جامعه مردم و جوانان را نسبت به آن آگاه سازند؟ آیا بصیرت دهی در این گونه مسائل لازم نیست ؟آیا دبیران و آموزگاران مدارس و اساتید محترم دانشگاه که از همه بیشتر به جوانان نزدیکند نباید تلاش مضاعف برای ریشه کن کردن این خرافه و این ننگ که یک کارضد فرهنگی و ضد اخلاقی و ضد دینی و ضد عقلی است اقدام جدی نمایند ؟ از همه دلسوزان انتظار می رود در مورد این سنت سیئه و زشت وظیفه ملی و دینی خود را انجام دهند ؟

و در پایان این بحث گلایه ای جدّی از صدا و سیما و بعضی مجریان و بعضی مصاحبه ها داریم که به این موضوع زشت بیشتر دامن می زنند و به بهانه اصلاح، اصل آن را می پذیرند و تعابیری همچون سنت خوب ما ایرانی ها !! سنت مقدس آبا و اجدادمان !! و...و گاهی پخش مصاحبه از آدم های ناآگاه که از آن تعبیر به سنت پدرمان که باید آن را حفظ کنیم اقدام می کنند و در مجموع این گونه تلقی می شود که اصل آن خوب است (مانند عید) و باید حفظ شود ولی فقط مواظب باشند آتش سوزی نشود و کارشان به بیمارستان نکشد !!

در صورتی که اصل این کار بی اساس  وخرافی و خلاف عقل و منطق است اگر این گونه کارها سنت ( که باید حفظ شود)  تلقی شود پس بت پرستی ،آتش پرستی ،شیطان پرستی و...خیلی چیزهای خرافی دیگر هم بوده آیا آنها هم باید حفظ شود ؟ چرا مجریان صدا و سیما و برنامه ریزان توجه ندارند که دارند چه می کنند ؟

بنابراین چون مسئله چهارشنبه آخر سال به تدریج توسط بدخواهان دارد به یک معضل اجتماعی تبدیل می شود بر تمام اولیاء امور و فرهیختگان و دانشمندان و قلم به دستان و تریبون داران لازم است که  با آن برخورد نمایند . خرافی بودن آن و اعمال زشتی که انجام می شود برای نسل جوان ترسیم نمایند به ویژه در این میان مسئولین تعلیم و تربیت یعنی آموزش و پرورش و دانشگاه ها و معلمان و اساتید و روحانیون بسیار برجسته است .

و البته رسانه صدا و سیما از همه بیشتر می تواند تأثیر گذار باشد و فرهنگ سازی کند اگر مجریان درست عمل کنند که اثر معکوس نگذارد و غیر مستقیم آن را ترویج ننمایند که گاهی متأسفانه این کار را می کنند !

سفره هفت سین

اگر این سنت که در اکثر خانه های ایرانیان مرسوم است فقط به خاطر نماد طبیعت و خداشناسی باشد یا نماد اخلاق و صفات شایسته باشد اشکال خاصی در آن نیست ولی اگر جنبه خرافی یا تشریفات یا وسیله سودجویی سودجویان شود که بدیهی است خالی از اشکال نخواهد بود .

سیزده بدر

از جمله چیزهایی که از حاشیه های عید نوروز است و سنت نوروز را مخدوش و به خرافات آلوده ساخته است مسئله سیزده بدر است ،نفس این که انسان یک روزی را به طبیعت برود ،به کوه و دشت برود، و ازصفا و هوای پاک آن استفاده کند و آثار رحمت الهی را در آن ببیند که چگونه خداوند ظرف چند روز چنین قبای سبز به طبیعت مرده با رنگ های حیرت آور پوشانده، بسیار کار خوب و درستی است ولی این که روز 13 فروردین را نحس بدانیم و برای بیرون کردن نحسیِ آن به باغ و دشت برویم و بیشتر از روز عاشورا به آن اهمیت بدهیم و حتی آن را تعطیل رسمی اعلام کنیم قابل پذیرش نیست و به ویژه این که مسئله 13 فروردین ریشه در بت پرستی دارد و از آثار شرک قرون گذشته می باشد که به احترام خدایان خود کارهایی انجام می دادند و برای خدای سیزدهمی آداب و رسوم خاصی قائل بودند که اهل تحقیق و پژوهش باید برای مردم مسلمان تبین کنند و مسائل خرافی را از آن دور نمایند ،به ویژه در شرایط فعلی که آسیب جدی به طبیعت باصفا نیز وارد می شود .

و متأسفانه مشکل دیگری که هم به عید و هم به سیزده بدر افزوده شده تخلفات شرعی و قانونی و انجام گناهان ضد اخلاقی و کارهای خلاف و تجاوز به حقوق مردم و تعدی به مزارع و باغات و تخریب فضای سبز و محیط زیست و زیر پا گذاشتن حق الناس است که در این جهت نیز باید فرهنگ سازی شود و اهل فرهنگ و شرع باید آگاهی دهند به مردم.

بنابراین اصل عید نوروز و جشن آغاز بهار یا آداب و آثار مثبتی که گفته شد مورد تأیید اسلام می باشد هر چند باستانی و از قبل از اسلام بوده است ولی مسائل منفی و خرافی دیگر مانند چهارشنبه آخر سال و سیزده بدر و مانند آن بر خلاف عقل و شرع است و جامعه اسلامی باید توجیه شوند که به دامان خرافات شرک آلود نروند به ویژه وقتی ملاحظه می شود که اجانب فراریان وطن فروش و سر سپردگان بیگانه پشت سر این مسائل هستند و به آن دامن می زنند و حتی آن را نوعی دهن کجی به نظام اسلامی می دانند .

سفرهای نوروزی

یکی دیگر از مسائلی که با نوروز درآمیخته و مردم که تمکن دارند آن را فرض می دانند سفرهای نوروزی است ،اصل سفر برای تفریح ،دید و بازدید ،صله رحم ، یا سفرهای زیارتی و حتی سیاحتی و دیدن اقوام و فرهنگ های گوناگون و توجه به آثار و قدرت الهی و سرزمین های دیگر و بازدید از آثار باستانی و عبرت گرفتن از آن ها بسیار خوب ،و مورد توجه اسلام می باشد و آثار مثبت این سفرها بر کسی پوشیده نیست مشروط بر این که در این سفرها احکام الهی ،حرام و حلال ، محرم و نامحرم رعایت شود ،به دین و نماز و تقوا آسیب نرسد، مزاحمت برای مردم و کسانی که به خانه و شهر آنها به عنوان میهمان وارد می شویم نباشد،در جاده ها قوانین رعایت شود و جان و مال دیگران را به خطر نیاندازیم، حرمت کارگزارن و زحمت کشان مانند: تأمین کنندگان امنیت همچون پلیس راه ،نیروی انتظامی ،هلال احمر ،اورژانس حفظ و از آنان قدردانی شود و با بازگشتمان کوله باری از تجربه ،ایمان ،اخلاق و ثواب به همراه داشته باشیم .

عید مبارک و نوروزتان پیروز

والسلام علیکم

عباس رحيمي

ادامه مطلب

سنت مهمانی

 

بياييم سنت ها را اصلاح كنيم

ميهماني

از سنت هاي بسيار پسنديده در اسلام كه بحمدلله در تمام قشرها و فرهنگ هاي جامعه به شكل هاي گوناگون وجود دارد مهماني دادن و پذيرايي از ميهمان و ميهمان دوست بودن است .اكثر مردم شريف مسلمان اين سنت حسنه را عمل مي كنند و كمتر كسي است كه از ميهمان خوشحال نشود و يا از آن كراهت داشته باشد .

اسلام نيز به اين سنت حسنه ترغيب و تشويق نموده است و احاديث بسياري در اين موضوع از پيشوايان ديني و معصومين عليهم السلام رسيده است كه حكايت از اهميت آن دارد .

قرآن كريم نيز داستان بعضي از مهماني ها از جمله ميهمانان حضرت ابراهيم (ع) خبر داده كه پس از ورود و احترام حضرت ابراهيم بدون اينكه بپرسد غذا ميل دارد يا نه اندرون خانه مي رود و گوساله چاق و فربه را ذبح نموده و به حضور آنان مي آورد كه نشان از اهميت دادن به ميهمان است . [1]

رسول خدا (ص) فرمود : ميهمان روزي خود را مي آورد و گناهان صاحب خانه را مي برد .[2]

و فرمود : خانه اي كه ميهمان به آن وارد نشود ملائكه داخل آن نمي شوند .[3]

اهل بيت عليهم السلام مهمان دوست بودند و همواره تلاش مي كردند بر سر سفره شان ميهماني بنشيند.

 روزي اميرالمؤمنين (ع) را ديدند محزون است ! پرسيدند چه شده ؟ فرمود : هفت روز است ميهمان به خانه ما نيامده است .[4]

و رسول خدا (ص) فرمودند : هر كس به خدا و قيامت ايمان دارد ميهمان را احترام نمايد .[5]

البته ميهماني در اسلام آدابي دارد كه بيان آن آداب ما را به انحراف اين سنت حسنه در عصرمان واقف مي سازد از جمله آداب ميهمان داري به جز احترام، براي اينكه ميهمان خود را به زحمت نياندازد و هر چه در منزل دارد همان را حاضر كند .

رسول خدا (ص) فرمود: از جمله احترام به ميهمان اين است كه خود را (يا خانواده خود را ) به زحمت نياندازد . [6]

شخصي حضرت علي (ع) را دعوت كرد . حضرت فرمودند : به سه شرط؛ اول اين كه از بيرون خانه چيزي تهيه نكني ، دوم چيز اضافي در منزل براي من تهيه نكني و سوم به زن و بچه ات فشار نياوري ،صاحب خانه پذيرفت .[7]

و پيامبر (ص) نهي فرمود از اين كه مهمان را بكارگيرند .[8]

و امام صادق (ع) فرمود: اگر ميهمان خودش آمد خود را به زحمت نيانداز ولي اگر با دعوت آمد برايش خودت را به زحمت بيانداز.[9]

و فرمود: صاحبخانه با ميهمان غذا بخورد . [10]

و ميهمان نبايد كس ديگر را مانند فرزند خود را همراه ببرد اگر دعوت نشده باشد غصب و حرام است .[11]

و ميهماني حداكثر سه روز است و اگر ميهمان بيشتر بماند هرچه مي خورد صدقه حساب مي شود .[12]

و امام باقر (ع) فرمود:وليمه يك روز مستحب است ، دو روز سخاوتمندي و سه روز ريا و خودنمايي است .[13]

و صاحب خانه نبايد آنچه را براي  ميهمان حاضرمي كند اندك بشمارد و ميهمان نيز نبايد پذيرايي صاحبخانه را كم بشمارد كه گناهكار مي شود .[14]

با توجه به نكات مهمي كه در احاديث اهل بيت (ع) به آن توصيه شده ، نكات زير بايد رعايت شود :

1.ميهمان را بايد احترام كرد .

2.برايش نبايد خود و خانواده را به زحمت انداخت .

3.ميهمان نبايد زياد در منزل صاحبخانه بماند و حداكثر سه روز بيشتر نباشد .

4.ميهمان نبايد كسي را همراه خود ببرد مگر آنها هم دعوت شده باشند وگرنه حرام است .

5ميهمان نبايد توقع زياد داشته باشد و نبايد پذيرايي را كم و اندك بداند .

6.صاحبخانه خودش با ميهمان غذا بخورد ،پيش از ميهمان شروع و پس از او از غذا دست بكشد .

7.از ميهمان نبايد كار كشيد .

پس از توضيح نكات فوق متوجه خواهيم شد كه ميهماني هاي ما چند اشكال مهم دارد كه اين سنت حسنه ونيكو را به يك زحمت و همّ و غمّ مهم تبديل نموده است كه مهم ترين آن تشريفات زائد است كه باب شده  و بعضي ها را از ميهماني دادن پشيمان كرده است! رابطه ها به دليل خرجهاي بالا كاهش يافته ،فاصله ها بيشتر شده تا جايي كه وقتي زنگ در خانه يا تلفن به صدا درمي آيد تن صاحب خانه مي لرزد كه نكند ميهمان باشد و بسا بعضي ها به دروغ متوسل شوند كه ميهمان باز گردد !

اصل ميهماني در حد يك ناهار ،شام يا يك شام ساده و محلي براي استراحت (در صورتي كه ميهماني بخواهد چند ساعت يا چند روز بماند ) و تهيه امكانات براي وضو و نماز و برخورد خوب و روي گشاده كه ميهمان احساس نكند مزاحم است و وجودش براي صاحبخانه درد سر دارد ومازاد بر آن انحراف از اين سنت حسنه مي باشد .

و اين همه تشريفات براي يك وعده غذاي معمولي ؛انواع شيريني ، انواع ميوه ،انواع غذاها ،انواع  دسرها ،انواع سالادها و خلاصه سفره رنگين انداختن معلوم است كه چقدر زحمت دارد ؟چقدر خرج و هزينه دارد؟ به گونه اي كه با خرج يك ميهماني تشريفاتي مي توان پنجاه ميهماني ساده انجام داد !

اين تشريفات علاوه بر اينكه اسراف مي شود زحمت براي خود و خانواده فراهم مي كند و نوعي چشم و هم چشمي و فخرفروشي و مانند آن دارد و گاهي به جاي ثواب گناه هم دارد و سبب كم شدن ميهماني ها قطع روابط و قطع رحم و دوري و فاصله گرفتن خانواده ،خويشان ومؤمنان از يكديگر مي شود و اين ميهماني آن ميهماني نخواهد بود كه گناه صاحب خانه پاك مي شود و رحمت نازل مي شود، گاهي رياكاري و تظاهر و خودنمايي بر مفاسد آن افزوده مي شود ! يكي ديگر از عوارض منفي اينگونه ميهماني ها انجام برخي گناهان كه حداقل آن غيبت اين و آن و پخش شايعات وجوسازي ها عليه اين و آن مي باشد كه از آفات اين سنت حسنه به حساب مي آيد .

از ديگر آفات اين سنت پسنديده عدم رعايت اصول اخلاقي از جمله همراه بودن طفيليها و غفيليها است كه در احاديث از آن نهي شده و فرمودند حتي اگر فرند خود را كه دعوت نيست همراه ببرد غصب است و خوراكي كه مي خورد حرام بوده است .

بسيار ديده شده در ميهماني ها علاوه بر اين كه افرادي را همراه مي برد براي آن هم كه نيامده سهم برمي دارد بدون توجه به اين كه شايد غذا كم بيايد ،شيريني كم بيايد وآبروي صاحبخانه برود و شايد جايز نباشد ...

يكي از مزاياي ميهماني اسلامي رفت و آمد به خانه يكديگر و استحكام صميميت ها است ولي در عصر ما كم كم در ميان ارباب پول و ثروت باب شده ميهماني ها را در هتل ها برگزار مي كنند و علاوه بر آن اشكال ها و ريخت وپاش ها كه بيان شد مزيت به خانه همديگر رفتن را از بين مي برد و كمتر صميميت حاصل مي شود كه اين هم از آفات سنت ضيافت است . البته در مثل عروسي ها كه مشكل جا و مكان و پخت و پز هست شايد اين كار توجيه شرعي داشته باشد و در ميهماني هاي معمولي يا افطاري و مانند آن چندان توجيه مناسبي ندارد البته در حسينيه ها و مراكز خيريه كه عمومي و بسيار ساده است خوب است .

بنابراين در مورد اين سنت اسلامي يعني مهماني و ضيافت بايد برگرديم به سنت اسلامي و ميهماني هاي صدر اسلام كه بسيار ساده و به دور از تشريفا و بريز  و بپاش هاي نادرست مي باشد و تشريفات اضافي تماماً حذف شود و با يك نوع غذا و بدون خيلي دسرها ميهماني انجام گيرد كه نه بر ميهمان سخت بگذرد و نه بر ميزبان و نه بر خانواده و نه هزينه ها بالا مي رود و نه از ميهمان بدمان بياييد! خداكند چنين شود ! ولي مگر مد و مدبازي و چشم و هم چشمي و و رقابت ها و حسادت ها و فخرفروشي ها ،پز دادن ها مي گذارد؟

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        عباس رحيمي



[1].ذاريات آيات 27-24

[2]بحار 75ص461

[3].همان

[4]بحار 41ص8

[5]بحار ج62ص292

[6]بحار 75ص456

[7]همان ص551

[8]بحار 47ص41

[9]بحار 75ص457

[10]تنبيه الخواط ص357

[11]بحار 75ص445

[12]وسائل 16ص456

[13]همان

[14]بحار 75ص453

ادامه مطلب

سنت شادی ها و غم ها

 

 

بیاییم سنت ها را اصلاح کنیم

شادی ها و غم ها

رسول خدا(ص) ضمن حديثي فرمودند: يكي از خصوصيات شيعيان ما اين است كه: یَفرحُونَ لِفَرَحِنا وَ یَحزَنونَنا لِحُزنِنا ؛[1] پیروان ما در شادی و غم ما شریکند . در شادی ما شادند و در غم ما غمگین هستند .

در بسياری از متدینین، این روحیة زیباي هم دردی حفظ شده، و در ولادت اهل بیت عليهم السلام که شادی اهل بيت عليهم السلام است مانند : بعثت ،ولادت امامان ، نیمه شعبان و.. جشن می گیرند ،مداحی می کنند، قصیده می خوانند ، شیرینی و شربت می دهند، و به هر حال شادی می کنند، چنان که در غم و عزای اهل بیت عليهم السلام مانند سالروز شهادت آن بزرگواران غم و اندوه آل پیامبر (ص) است جلسه می گیرند ، روضه می خوانند ، مرثیه سرایی می کنند که این کار بسيار پسندیده و عبادت و موجب قرب به اهل بیت عليهم السلام می باشد . ولی در هر دو مورد گاهی از تعادل خارج شده و به تحریف ها و هواهای نفسانی آلوده شده و از عبادت خارج گرديده است.

اما شادی ها

 در آغاز به این نکته باید توجه شود که اسلام با شادی مخالف نیست ، با شادی همراه با گناه مخالف است ،لذا جک گفتن ، شوخی کردن و خنداندن و شاد کردن دیگران در صورتی که به گناه آلوده نشود ثواب دارد و یک عبادت محسوب می شود ، شاد کردن دیگران و ادخال سرور در قلب مومن و نشاندن لبخند بر لب او از عبادات است و ثواب بسیار دارد ،مثلا کسی که بدهکار است و ممکن است به زندان بیفتد و این غصه خواب را از چشم او ربوده ،بدهی او را بپردازند و او را شاد کنند عبادتی است که خداوند فقط ثواب آن را می داند .

مجرد جشن گرفتن و شیرینی دادن و خوشحال بودن از ولادت امام معصوم (ع) و شعر سرودن بسیار مطلوب و ثواب دارد . تهنیت و تبریک گفتن به امام عصر (عج) و جلسه گرفتن و در آن مناقب و فضائل اهل بیت عليهم السلام را گفتن کار بسیار خوب و پسندیده ای است .

تحریف در شادی ها

 آنچه سبب نگرانی شده این که در سالهای اخیر این گونه شادی ها و جشن ها به بعضي امورِ نامناسب که در شأن اهل بیت عليهم السلام نیست آلوده شده مانند :

1- اسرافکاری و ولخرجی های غیرمتعارف ؛جشن های پرخرج که فقط جنبه ظاهری دارد و از محتوا و معرفت خبری نیست و بسا تظاهر و ریاکاری در آن باشد که هرگز مورد رضایت خاندان  پیامبر (ص) نیست .

2-برخی مداحی ها در این گونه  مراسم به انحراف کشیده شده و به غنای حرام و خوانندگی مناسب با مجالس عیاشی تبدیل شده و گاهی از نوارهای نامناسب استفاده می شود و در مواردي جشن اهل بیت عليهم السلام تبدیل شده به مجلس رقص و لهو و لعب که هرگز در شأن آن بزرگواران نیست و از صورت عبادت خارج گرديده و به معصیت تبدیل شده است .

3-خواندن بعضی از ترانه ها و اشعار غُلُوّآمیز که شرک آلوده بوده و قطعا با توحید منافات دارد و مورد خشم اهل بیت عليهم السلام است و نه خشنودی آنان ! امامان معصوم عليهم السلام غرق در خدایند و خود را بنده و مطیع و عابد می دانستند و از کلمات و تعابیر اغراق آمیز و غلوگونه در حق خودشان که آنان را تا مرز الوهیت بالا می برد بیزارند و اینها از انحرافات بعضي مجلس شادی است .

4-انجام کارهای سبک و بچه گانه مانند: زدن ترقه ها که سبب آزار مردم و همسایگان می شود و ناهنجاری های اجتماعی و پایکوبی ها و بستن مسیر عبور و مرور مردم و سد معبر و ایجاد مزاحمت و آلوده کردن محیط زیست و ایجاد زحمت برای مردم از تحریفات و انحرافات شادی ها است که باید این سنت و عبادت بزرگ را از اینگونه امور بچه گانه و جاهلانه پاکسازی نمود و سالم ترین جشن و شادی که مورد رضای خدا و اهل بیت عليهم السلام است همان است که جلسه ای گرفته شود و شربت وشیرینی مختصری داده شود و چراغانی و تزئین بدون اسراف انجام گیرد ،مداحی و مناقب خوانی انجام گیرد و توسط سخنرانان مناقب اهل بیت عليهم السلام ،احکام شرعی ،اخلاق اسلامی و معارف اهل بیت عليهم السلام بیان شود تا دلها نورانی شود و عقاید محکم گردد واخلاق جامعه اصلاح شودو اسوه بودن اهل بيت عليهم السلام جامه عمل بپوشد ومعرفت مردم بالا رود.در شادی ها و جشن های خودمان نیز باید رعایت حدود بشود و چه در عقد و عروسی ها و چه در جشن تولدها و یا میهمانی و هر گونه شادی در صورتی اسلامی است که از انواع آلودگی های صوتی ،اخلاقی ، اجتماعی پاک بوده و از گناهان یا آزار و اذیت های دیگران عاری باشد وگرنه هر چند ظاهرش شادی است ولی درون و عاقبتش غم و اندوه و غصه ابدی است ،چنان که علی (ع) فرمودند: رُّبَ لَذه ساعه اَوْرَثَتْ حَسْرَهً طَویلهً ؛ بسا شادی کوتاهی که حسرت و غصه طولانی به دنبال دارد و نیز از نشانه های مومن كه امام صادق (ع) فرمودند این است که : اِذا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضاهُ فی باطِلٍ وَ اِذا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجهُ غَضَبُه من الْحق ؛[2] خوشحالی و شادمانی، وقتی است که این شادی و خوشحالی او را به باطل نکشاند و چون غمگین و ناراحت است از محدوده حق خارج نگردد .اگر در شادي ها به گناه و باطل رو آوريم و در عزا و مصيبت و ناراحتي كاري بر خلاف حق انجام داديم در ايمانمان مشكل وجود دارد!

امام رضا (ع) وقتی که دستور می دهند که شیعه باید اوقات خود را بر چهار قسم تقسیم کند و مدیریت زمان داشته باشد ،می فرماید ؛بخشی را برای لذتهای حلال و تفریح های سالم بگذارد تا برای آن سه بخش دیگر انرژی و نشاط لازم را داشته باشد یعنی در عین این که باید تفریح و شادی داشته باشد ولی باید مراقب باشد  ناسالم و حرام نشود .

و اما غم ها و عزا داری

برخورد با غم های شخصی تنها صبر و حلم و بردباری و توکل به خداوند است که می تواند التیام بخش باشد توجه به اجرالهی که برای صابران است و این که بعضی مصائب و غصه ها سبب ریزش گناهان و ترفیع درجات و رسیدن به مقامات بالا است آرامبخش بسیار خوبی است لذا جزع و ناله و بی تابی و شیون و سینه چاک کردن و فغان سر دادن جز این که صبر و پاداش آدمی را ضایع می سازد نتیجه دیگری ندارد . اسلام در مصائب و امتحانات دستور به صبر داده است: وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَئ مِنَ الْخَوْفِ والْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الاَموالِ وَالاَنْفُسِ والْثَمراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ؛[3]والبته شما را به سختي ها چون ترس و گرسنگي ونقصان اموال و نفوس وآفات زراعت بيازماييم و بشارت و مژده بده صابران را .

اِنّما یُوَفی الصّابِرُون اَجْرَهُم بِغَير حِسابٍ ؛[4]همانا صابران به حد كامل و بدون حساب پاداش داده خواهند شد.  

ولی در مورد عزاداری های اهل بیت عليهم السلام و محزون بودن در حزن آنان و اقامه عزا و ماتم وگریه بر مصائب آل عبا عليهم السلام از افضل قُرُبات و بالاترین عبادت است، به ویژه اگر برای امام حسین (ع) و مرثیه سرایی برای آن مظلوم باشد زيرا همه مصائب در برابر مصائب آن امام مظلوم ناچيز مي باشد ، در دعای ندبه آمده که: وَلَمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوع وَ لْیَصْرُخِ الصّارِخُون وَ یَضِجَّ الضّاجُون وَ یَعِجَّ الْعاجّون ؛برای آل محمد (ص) اهل گریه گریه کنند ،چشم ها اشک خود را جاری سازند و ضجه و ناله سر دهند ...

از روایات اهل بیت استفاده می شود که :

الف: اقامه مجلس عزا و گریه کردن و گریاندن و حتی خود را به حالت گریه و عزادار زدن ثواب و اجر بسیار دارد .

ب :اولين اقامه مجلس عزا برای امام حسین (ع) از شام و توسط حضرت زینب (س) آغاز گردید، که مصائب را خودشان بیان می کردند و مستمعین می گریستند و در عصر امامان معصوم عليهم السلام هر کجا مناسبتی بود و امکان بیان مصائب بود، مصائب را بیان می کردند، ولی توسط امام رضا (ع) این موضوع بیشتر جای خود را باز کرد به گونه ای که حضرت دستور مي فرمودند: زنها در قسمتی از خانه و مردها در قسمت دیگر که پرده و حائل وجود داشت می نشستند و شاعران مانند دعبل خزاعی قصیده می خواندند و مصائب کربلا را به صورت شعر و قصیده برای اهل مجلس می خواندند و اهل مجلس و امام رضا (ع) می گریستند و حضرت رضا (ع) نشان دادند که اقامه مجلس عزا باید چگونه باشد ؟ نه خبری از تشریفات امروزی بود و نه اثری از این اسرافکاری هاو نه گناه و نه تحریف ،كه گاهي آدمي احساس مي كند به قدري توجه به ظواهر ومدگرايي و تنوع زياد شده كه اصل عزاداري و مصائب در آنها گم شده است !

ج-هرچندها بعدها شکل عزاداری عوض شد ولی آنچه به وجود آمد شکل خوب ومطلوب بود که با مذاق اهل بیت عليهم السلام منافات نداشت مانند سخنرانی و بیان احکام و اهداف امام حسین (ع) و الگوگیری از آن بزرگوار و مانند آن و احیاناً کشاندن عزاداری به خیابان ها و مجامع بزرگتر وبرافراشتن بیرق امام حسین (ع) به نشانه عزا و انتقام و بر سر و سینه زدن و گریاندن و گریه کردن که مجموعه اینها سبب احیای نهضت حسین (ع) و قیام عاشورا بود كه نتيجه آن حيات و بقاء اسلام بود.

د-اکنون نيز در جمع علما و بزرگان و متدیّنین جامعه همین گونه عزاداری وجود دارد در قم ،در نجف اشرف و در شهرهای بزرگ دیگر که مراجع و حوزه های علمیه وجود دارد که از هرکس به اسلام و امام حسین (ع) نزدیکترند . مجالس سنگین برگزار می شود به شیوه مجالس امام رضا (ع) و در سالرزو شهادت همه معصومین و خاصه محرم و عاشورا و اربعین ،در منازلشان و مدارس علمیه مجلس برگزار می شود مرثیه سرایان ،مرثیه می خوانند و بر سر و سینه می زنند و وعاظ بر منبر می روند و موعظه می کنند و بیان معارف دین می کنند و ذکر مصیبت می کنند ومردم مي گريند.

اینگونه عزاداری ها بدون هيچ بدعتی و بدون هرگونه گناهی انجام می شود و قطعا مورد توجه امام عصر (عج) خواهد بود واگر مختصری هم به خیابان بیایند در ایام و ساعات خاص بر سر و سینه می زنند و به صورت متعارف عزاداری مي نمایند و به دور از هر بدعتی اقامه عزا مي کنندكه بسیار مطلوب و سبب احیای دین و تحکیم مبانی اهل بیت عليهم السلام می شود .

و لیکن آنچه به تدریج در اثر بعضی هواهای نفسانی و یا سلیقه های این و آن، وارد عزاداری ها شده روح عزاداری سالم را مسخ کرده و لذا آن اثر مطلوب نیز در بعضی آنها وجود ندارد .

اضافه شدن بدعتها ،مدسازیها، و وارد کردن آهنگهای سبک و اشعارترانه گونه که شنونده فقط توجهش به آهنگ و نوع صدا و نوع خواندن و نوع بالارفتن دست و نوع حرکت و...خواهد بود از جمله انحرافاتی است که جهت مسخ عزاداری هاي سازنده وارد آن کرده اند! این را باید بدانیم که دشمنان اسلام همواره برای بی محتوا کردن اسلام و از خاصیت انداختن مسائل مثبت و تأثیرگذار به ویژه مسائل سیاسی آن تلاش می کنند و از کارشناسان و شرق شناسان و اسلام شناسان اسلام ستیز استفاده می کنند و به دقت همه مسائل را زیر نظر دارند .

و نباید فراموش کنیم که مدتي قبل همایشي در اسرائیل صهیونیست برگزار کردندكه برای نابودی اسلام شیعی به سه مسئله توجه کردند: یکی عاشورا و دومی مرجعیت و سومی مهدویت که در هر سه مورد نظر دادند که باید آنها را به انحراف کشاند و توجیه کردند که در عزاداری ها به تربیت مداحانی بپردازند که عزاداری ها را می توانند به انحراف بکشند و...

که البته این سیاست مخصوص عصر حاضر نیست بلکه از دیر زمان دنبال این سیاست شیطانی بوده اند و متأسفانه بعضی ها ناخودگاه دنبال این سیاست حرکت کرده اند و نقشه دشمن را اجرا کرده اند بدون این که خود به آن توجه کنند .هرگز نبايد به پاكي و صداقت و حسن نيت اكثرعزاداران و هيئت ها شك كرد ،مشكل عدم آگاهي است .

عزاداری امام حسین (ع) اگر درست از آن استفاده شود فرصت بسیار خوبی است که می توان با آن همه توطئه ها را خنثی نمود؛ چنان که دیدیم حضرت امام خمینی (ره) چنین حرکت کرد و مانند امام حسین (ع) نهضت را به پیش برد و از مجالس امام حسین (ع) و دسته جات عزاداری جهت حرکت ملت استفاده کرد . در جریان انقلاب مساجد و منابر و سخنرانی ها بصیرت زا و افشاگرانه بود که چنین موجی ایجاد کرد، شعارهای حماسی وانقلابی در دسته جات و سینه زنی ها و سخنرانی های پرشور در مساجد و تکایا و حسینه ها بار انقلاب را به ثمر نشاند .و در مدت كوتاهي عزاداري ها راه درست را پيمود ولي مجدداًمسائلي در عزاداری ها وارد شد که در بعضی موارد آن اثرهای سازنده را از عزاداری ها گرفت و مردم را به مسائلی غیر از اصل نهضت و اهداف قیام عاشورا سرگرم نمود مانند مسئله قمه زنی که  در عصر ما حرام و بهانه به دست دشمن داده که شیعه را تخطئه کنند ! و این کار در عصر ما خیانت است نه عزاداری ! یکی دیگر از انحراف ها بی محتوا شدن بعضی مداحیها و مرثیه ها که تمام تلاش و همت بعضی از آنها گرم کردن جلسه و اصالت دادن به سینه زنی و زنجیر زنی بدون هیچ گونه اثر عملی در زندگی عزاداران، که هزاران نفر وقتشان را تلف می کنند و حاضر شدند و در بیشتر جاها سخنرانی ها و منبری و واعظ را حذف كردندكه این خطر بسیار جدی است یعنی با این کار عملا کار عاشورا و قیام امام حسین (ع) را از اثر انداخته اند و کاري کرده اند که هم احساسات و شور مردم اشباع گردد و هم از محتوا تهی و از اثر بیفتد . بعضی هیئت ها که جوانترند و شور جوانی دارند به دلیل نداشتن راهنمای درست جو گیر می شوند فقط کارشان شده لخت شدن و سینه زدن و کاری ندارند که اصلا سینه زنی به چه معناست و در تمام جلسات هفتگی شان این کارشان است یعنی حتی نماز هم برایشان مهم نیست آنچه مهم است هیئت و سینه زنی وتقليد از اين و آن . یعنی هیئت به آن معنا برایش یک اصل شده که این معنای خطرناکی است و تكثير و افزايش این هیئت ها باعث شقه شقه شدن جوانان و تقابل آنها با یکدیگر و رقابت و مدگرایی شده و این که کاری کنیم که از فلان هیئت عقب نیفتیم! و بعضی مداحان جوان که از میان همین هیئت ها رشد می کنند دائم به دنبال مدگرایی و دامن زدن به رقابت های هیئتی هستند! که هیچکدام این ها راه درست نمی روند و دشمن از این راه توانسته در جوانان ما نفوذ کند! و آن ها را از اسلام راستین و امام حسین (ع) و اهداف او جدا و حتی از دین و روحانیت نیز فاصله بگیرند لذا حتی با روحانیت، امام جماعت ،هیئت امناء و بزرگان مسجد نیز درگیر می شوند! و دست به کارهای خودسرانه می زنند! به اموال و بلندگوی مسجد که وقف است آسیب می رسانند! که تمام اینها خلاف و خواست دشمنان است که به قول شهید مظلوم مطهری باید برای این گونه مصائب گریست به جای مصائب امام حسین (ع)،البته بسيارند جوانان پاك و معتقد و ولايتمدار و با معرفت كه همه اصول را رعايت مي كنند و هيئت آنها تابع روحاني ولائي و به دنبال كسب معرفتند و مسائلي كه گفته شد مربوط به عده اي اندك است .

انحراف دیگر: نوع مداحی ها و شعارها و شعرهای غُلُوّآميز که مخالف مرام ائمه عليهم السلام و مخالف توحید خالص می باشد و زمینه ساز تحقق تهمت های وهابی ها می شود که شیعه را مشرک می دانند! البته جلو بعضی از این تندروی ها گرفته شدو مؤسس و بدعتگذار اصلي  او مُرد. ولی این گونه بدعتها هنوز در گوشه و کنار کشور ادامه دارد وکارهای جنون آمیز خود را قبول کردند که دیوانگی است و نام دیوانگان بر خود نهادند! به عبارت دیگر احساسات بیش از حد جلو شعور وفهم آنان را گرفت و تعقل که امر خدا و امامان است جایش را به جنون و بی تدبیری داد و باید بر این مصیبت گریست و بر تمام فرهیختگان و عالمان دینی است که با این خطر برخورد و مردم و جوانان پرشور و احساساتی را آگاه سازند .

انحراف دیگر: دامن زدن به برخی مسائل دروغین و ساختگی است که چون نسبت دروغ به معصوم (ع) نیز هست و علاوه بر وهن امامان و تحریف تاریخ و دروغ پردازی به حساب می آید از گناهان کبیره نیز می باشد! واین گونه روضه ها نه تنها عبادت به حساب نمی آید و ثواب ندارد بلکه گناه هم محسوب می شود و شهید دلسوخته و بزرگوار ما مطهری عزیز در کتاب ارزشمند حماسه حسینی در بخش تحریفات عاشورا به بخشی از این مسائل انحرافی پرداخته است.

 انحراف دیگر: شکل و شمائل و زرق و برق هایی است که در برخی از دسته جات به چشم می خورد و توجه تمام جمعیت به این شکل و شمائل است .مانند علامت های ده ها کیلویی که قهرمانی خود را در بلند کردن آن به نمایش می گذارند! و توجه جمعیت عظیم عزادار که در خیابان ها به تماشا آمده اند به قد و اندازه و گل و منگول های آن خیره می شود و بسیار راحت از امام حسین (ع) و هدف و ارزش ها منحرف می گردند آیا این فتنة دشمنان حسین (ع) نیست ؟ و آیا عَلَم هایی که چندین متر طول دارد با صدها متر اسرافِ  پارچه که برای چندین نیازمند می توان رفع نیاز نمود و سایر شکل و شمائل ها و شمائل های جعلی و ساختگی برای امام حسین (ع)و حضرت ابوالفضل (ع) که جز سرگرم کردن مردم و منحرف کردن آنها از هدف اصلی و اسراف وولخرجی ها هیچ اثر دیگری ندارد .

و یا راه اندازی بعضي کاروان ها با هزینه های سنگین که هیچ اثری تبلیغی یا عزاداری ندارد و هیچ شباهتی به عزاداری ندارد ومعلوم نيست این پول ها به چه هدفی هزینه می شود؟ آیا به هدف ریاکاری و تظاهر و خودنمایی و کسب شهرت برای گروه خاص است که این کار به جای عبادت گناه است و حق ندارند به اسم امام حسین (ع) گناه بکنند ! و یا خود را مطرح کنند که این خیانت به امام حسین (ع) است واگر هدف تبلیغ دین و تعظيم شعائر و عزای امام حسین (ع) مي باشد که این نمایش ها نه تبلیغ دین است و نه عزای امام حسین (ع) . لذا پولهایی که خرج می شود هدر رفته است و قیامت این هزینه ها باید پاسخ داده شود ! علاوه بر مشكلاتي كه در حواشي آن از جمله اختلاط زن و مرد و چشم چراني و...وجود دارد كه اهل معرفت خوب مي دانند!

انحراف دیگر:سبک شمردن ارزش ها و بی توجهی به آنها است انجام منکر ؛چشم چرانی ها ،سبک شمردن نماز و...همه می دانیم که امام حسین (ع) ظهر عاشورا به نماز ایستادند و چند شهید برای آن نماز کوتاه داده شد !کسی که حاضر نیست ظهر عاشورا طبل و سنج خود را کنار بگذارد و به نماز بایستد می تواند ادعا کند که شیعه و عزادار امام حسین (ع) است؟ کسی که تا ساعت دو و سه نصف شب به اصطلاح عزادار است و نماز صبح او فوت می شود و به خواب می رود می توان گفت : شیعه و عزادار واقعی امام حسین (ع) است ؟ کسی که کنار خیابان ایستاده و به چشم چرانی مشغول است می توان گفت : طرفدار امام حسین (ع) است .

کسانی که تعزیه می خوانند و در وقت نماز بی اعتنا به نماز به کار خود مشغولند می توان گفت : مورد قبول دستگاه امام حسین(ع)  است؟ به راستی چقدر باید در این گونه مسائل بی توجهی به ارزش ها بشود و خودسرانه در مسیری غیر از مسیر امام حسین (ع) حرکت کنیم؟ آیا حیف نیست عزاداری که این همه ثواب و پاداش دارد تبدیل شود به یک مسئله بی خاصیت ؟آیا در برابر این همه وقت که از مردم تلف می شود و هزینه هایی که می شود مسئول نیستیم ؟آيا نبايد كارمان مورد تأييد امامان عليهم السلام باشد؟ آيا آنها بعضي از اين كارها راتأييد و قبول دارند ؟ آيا نبايد تابع رهبري و مراجع عظام و علماي دين باشيم ؟ آيا در زيارت آل ياسين نمي خوانيم كه: فَالْحَق ما رَضيتُموه وَ الباطِلُ ما اَسْخَطّتُموه ؟آيا نمي خواين كه : اَلْمَعْرُوف ما اَمَرْتُم بِه وَالْمُنكَرُ ما نَهَيْتُم عنه ؟

بیاییم عزاداری ها را اصلاح کنیم !

اینک باید به چند موضوع جهت انجام یک عزاداری مورد قبول توجه کنیم :

1.در عزاداری های صحیح باید چهارچوب شرع و دین رعایت شود . فتوای مراجع عظام دین و به ویژه رهبری انقلاب اسلامی و نصایح و مواعظ و راهنمایی های ایشان مورد توجه قرار بگیرد .

2.به ارزش های دینی توجه شود و آنها در رأس برنامه ها قرار گیرد، مانند: اهمیت به نماز و نماز اول وقت و با جماعت و احترام به امام جماعت ،امر به معروف و نهی از منکر ،رعایت حجاب ،حفظ آرامش مردم و همسایگان و عدم مزاحمت برای آنان و بلندکردن صدای بلندگو به ویژه در پایان شب و وقت استراحت مردم . عدم سدمعبر و عدم مزاحمت برای عبور و مرور مردم و مانند اینها، زیرا نه امامان عليهم السلام راضی اند و نه خدا و دین که به خاطر آنها کسی را اذیت و حرامی را مرتکب یا واجبی را سبک شمرده شود .

امام علی (ع) در جنگ صفین و در اوج درگیری توجهش به افق بود وقتی ابن عباس پرسید : به چه نگاه می کنید ؟ فرمود: می خواهم ببینم اگر صبح شده نماز بخوانیم ! ابن عباس پرسید در این شدت جنگ نماز! فرمود: اصلا جنگ ما به خاطر نماز و دین است ! امام حسین (ع) نیز در آن و قت حساس که دشمن اجازه ترک جنگ را برای چند لحظه نداد به نماز ایستاد و چند نفر از اصحاب شهید شدند .پيام اين كار چيست ؟

مگر در زیارت آن عزيزنمی خوانیم:اَشْهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمْتَ الصّلوه وَ اتَیتَ الزّکاه و اَمَرْتَ بِالْمَعرُوف وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنکر ! مگر در زیارت امام رضا (ع) نمی خوانیم اشهد انک قد اقمت الصلوه و...

مگر امام صادق (ع) نفرمود: شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد ؟ و مگر علی (ع) نفرمود: نماز ستون دین است که اگر قبول شود سایر اعمال هم قبول می شود واگر مردود شود سایر اعمال هم مردود می شود و صدها حدیث و آیه دیگر . پس چگونه ممكن است که عزادار امام حسین (ع) به نماز و ارزش ها و حقوق مردم و نهی از منکر بی اعتنا باشد؟

3.در عزاداری ها باید بیان احکام دین و حرام و حلال ،اخلاقیات ،اعتقادات و بیان جهاد و مبارزه و ظلم و امر به معروف و نهی از منکر و سخنرانی های افشاگرانه و هدایتگر در رأس باشد ،اتلاف وقت مردم حرام است ،گناه است . در برابر وقت چندصد وچندهزار زن و مرد و پير جوان که به برکت امام حسین (ع) اجتماع می کنند همه مسئولند ،هم بانی ها ،هم هیئت ها ،هم مداحان ،هم سخنرانان ، اگر از این وقت و از این فرصت به نفع دین بهره برداری نشود و خطرها برای جوانان بیان نشود و خطر هجمه فرهنگی برای جوانان توضیح داده نشود به آنان خیانت شده است ! جلسات امام حسین (ع) بهترین فرصت برای مبارزه با جنگ نرم وناتوی فرهنگی است . بهترین فرصت برای حفظ و صیانت جوانان از انحراف و جهاد اکبر است . هر مجلسی که در این جهت از آن استفاده شود و اشکی هم ریخته شود به یقین آن مجلس قطعه ای از بهشت خواهد بود و روضة آن روضة رضوان می باشد .

در چنين جلسات ، روضه در آخر خوانده شود و ذکر مصیبتی بشود یا مداحی و مرثیه سرایی بکنند و سینه ای بزنند امید می رود امام عصر (عج) که صاحب عزا است شرکت کند و کفش عزاداران را جفت کند و دست نوازش بر سرشان بکشد و شفاعت کند .

4.عزاداری و حتی دسته جات باید از هرگونه ریاکاری ،خودنمایی و تظاهر و شکل و شمائل هایی که منحرف کننده می باشد و سادگی خود را حفظ کند تأثیر بگذارد . به راستی حمل « علامت» ده ها بلکه چندصد کیلویی به چه معنا است ؟ علامت چیست ؟ نشانة چیست؟ کجایش عزا است ؟چند قطره اشک مردم را درمی آورد ؟ کدامیک از مصائب مظلوم کربلا را به یاد می اندازد ؟ کدام حرام و حلال را بيان و چند نفر را به دین امام حسین (ع) و نماز علاقمند و آشنا می کند ؟ کدامیک از مظاهر دین را معرفی می کند؟ ونیز بعضی وسائل و شمائل دیگر که حمل می شود و با پر طاووس و چلچراغ و..آذین بندی و مزین می شود و پول زیادی برای آنها خرج می شود کجایش معرف نهضت امام حسین (ع) وامر به معروف و نهی از منکر است ؟ بعضي از اينها به جشن وشادي نزديكتراست! وخلاصه هر چیزی که در دسته جات حمل می شود یا نصب می شود که ذهن مردم به تماشای آن متوجه شود واز هدف اصلی بازدارد ،قطعا انحراف و نقشه دشمن است که این کار عظیم را از خاصیت بیاندازد .بعضي ها شايع مي كنند كه ريا در همه جا حرام است مگر در عزاي امام حسين (ع) كه اگر به ريا هم عزاداري كنند ثواب دارد! به راستي چنين تهمتي و دروغي نسبت به دين و امام حسين (ع) درست است ؟ چرا تا اين حد بي تقوايي و تحريف شود ؟ كدام مرجع ديني و حديث و آيه اين حرف دروغ را تأييد مي كند؟

5.مداحان بزرگوار و سخنرانان بزرگوار باید تمام تلاششان در این مجالس این باشد که مردم را به اسلام و امام حسین (ع) و ارزشها نزدیک کنند، و برای رضای خداوند کار کنند ،از تقلیدهای نادرست وحرکاتی که بیشتر جنبه نمایش دارد پرهیز نمایند ،در انتخاب اشعار ،قصاید و حتی آهنگ خواندن برای رضای خدا باشد مبادا برای جلب مردم و مریدسازی و گرم کردن مجلس به هر قیمتی باشد . از خواندن روضه های سنگین که حق آن ادا نمی شود دوری شود ،مسئله پول برایشان اصل نباشد،اگر کم دادند ناراحت نشوند ،نرخ تعیین نکنند و دین را وسیله دنیا قرار ندهند که در احادیث از آن نهی شده است .بعضي مداحان و بعضي تعزيه خوان ها پول هايي مي گيرند كه نامعقول است وحرفه و دكاني بيش نيست .

6.از هزینه های سنگین و بی خاصیت و ایجاد رسم و رسومات جدید مانند راه اندازی کاروان هاي بی خاصیت پرهیز کنند ،پول های عظیمی که صرف بعضی این امور می شود اسراف محض و قیامت جواب لازم دارد ،اطعام و نذری ها به ویژه خوراکی ها درست هزینه شود و به جای بعضی خرج ها اگر دست چند بینوا گرفته شود و چند دختر دم بخت شاد شوند و به چند بیمار درمانده برای معالجه کمک شود ،امام حسین (ع) بیشتر خشنود می شود .ما مجاز نیستیم پولهای مردم را بگیریم و در راه نادرست مصرف کنیم قطعا ضامن هستیم و مسئول .

7.تعزیه ها یا همان تئاتر و نمایش در صورتی گناه ندارد و مجاز است گرچه ثواب چندانی هم ندارد که واجد چند شرط باشد :

 1.زن لباس مرد و مرد لباس زن را نپوشد .2.اشعار ومحتوای متن دروغ نباشد و توهین به اهل بیت عليهم السلام و مقام شامخ آنان نباشد .3.در وقت نماز و مزاحم نماز یا سخنرانی نباشد که خود انحراف است .4.اشخاصی که بازی می کنند به جای شخصیت های خوب مانند حضرت قاسم (ع) ،حضرت علی اکبر (ع) و..افراد باصداقت و اهل تقوا و با تعهد باشند واگر توهین به اهل بیت و آن شخص است که به جایش بازی می کند ،توهین به مومن حرام است چه رسد به اهل بیت پیامبر (ص) .

ولی حتی اگر تمام این شرایط صحیح باشد باز هم مجالس روضه خوانی بهتر و ثوابش بیشتر و تأثیرگذار تر است .چنان كه امام خميني (ره) همين را فرمودند .

8.در عزاداری ها هرگونه آسیب رساندن به بدن جایز نیست چنان که انجام کارهای موهن که در چشم دشمن وسیله خنده و تمسخر شیعه می شود حرام است . زدن زنجیرهای خاردار که بدن را خون آلود و زخم می کند جایز نیست .خود را روی زمین کشاندن و به حرم رساندن و کارهایی از این قبیل نه تنها ثواب ندارد بلکه گناه هم دارد! افراد نادانی که دست به این گونه اعمال می زنند باید هدایت شوند و مراقب فتنه ها و نقشه های شوم و مرموز دشمنان اسلام و اهل بیت عليهم السلام باشیم .

9.از لخت شدن در انظار نامحرم برای سینه زدن و یا عدم رعایت مسائل محرم و نامحرم در مجالس به شدت پرهیز گردد . مسئله اختلاط زنان با مردان و عدم رعایت حجاب کامل که در بعضی مراسم خیابانها مشاهده می شود  قطعا با مرام اهل بیت عليهم السلام سازگار نیست .از این رو باید مومنان تلاش کنند این مراسم از این گونه گناهان اصلاح شود .در حسينه ها جاي زنان و مردان جدا باشد و در خيابان ها نيز مسئولان هيئت ها چاره انديشي كنند .

10.از ذبح حیوانات (گاو و گوسفند) جلو دسته جات در وسط خیابان به شدت پرهیز گردد زیرا هم خلاف شرع است هم خلاف بهداشت ،نجس کردن خیابان که به نجس شدن لباس ،کفش و زندگی مردم و مساجد منجر می شود خلاف شرع است و نفس این اقدام با بهداشت نیز سازگار نیست .

11.در بعضی از شهرها علم هایی به ارتفاع طولانی وگاهی با ده هامتر پارچه نصب می کنند که این کار نیز هیچ نتیجه ای ندارد! و بعضی ها نذر می کنند و سال به سال هم بر پارچه و طول و عرض آن می افزایند .اولا این کار نقش زیادی در عزاداری ندارد زیرا با یک علم یک متری هم تحقق پیدا می کند و ثانیا اسراف این همه پارچه جایز نیست و می توان با این پارچه ها مشکل چند نفر نیازمند را برطرف کرد وثالثا خطراتی که ممکن است در اثر طوفان ومانند آن به وجود آید یا به برق گرفتگی منجر شود واگر به پایه های برق نصب شود که معمولا از طرف اداره برق اخطار می شود ولی به گوش کسی نمی رسد این کار خلاف قانون نیز هست .

برای اصلاح این کارها بهترین روش نصب بیرق های کوچک بر سر درب مغازه ها و مساجد و تکایا است که البته اگر با جمله های آموزنده از سخنان امام حسین (ع) و دیگر معصومین عليهم السلام برآنها نوشته شود که هر رهگذری که از آنجا گذر می کند بهره ای گیرد بسیار زیباتر و تأثیرگذار تر از این علم های طولانی و دراز و پارچه های رنگارنگ و آسیب رسان باشد .تازه اگر خود پارچه هاي آن حرام نباشد وگرنه ثواب كه اصلا ندارد چندين گناه هم دارد .

درپايان به اين نكته توجه كنيم كه هدف ما ارائه الگوي صحيح از عزاداري ها و سنت ها است اين كه چه كسي از اين مطالب خوشش مي آيد و چه كسي بدش مي آيد و به جوسازي بپردازند مهم نيست چنان كه شهيد مطهري(ره) اين مطالب را فرمودند و امام خميني (ره) فرمودند : كتابهاي شهيد مطهري بلا استثناء است ! ما وظيفه داريم بيان كنيم كه كسي نگويد نمي دانستم ! مطالعه كتاب حماسه حسيني شهيد مطهري را توصيه مي كنيم .

والسلام

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         عباس رحیمی



[1] بحار93/246

[2] كافي ج2ص233

[3] .بقره/155

[4] .زمر /10

 

ادامه مطلب

سنت دعا و توسل

 


بياييم سنت ها را اصلاح نماييم

توسل و زيارت

از سنت هاي بسيار با ارزش كه به اعتقادات ما مربوط مي شود توسل است ،قرآن توسل جستن و وسيله برداشتن را تأكيد فرموده: وَابْتَغُوا اِلَيه الْوَسيله [1]؛وبراي تقرب به سوي او وسيله بجوييد .

وسيله برداشتن و با وسيله حركت كردن كار عقل است . ابزار مناسب براي هر كاري و هر پروازي از ضرورت زندگي است . قرآن وسيله است ،احكام و عبادات وسيله هستند ،تقوا و خدمت به خلق وسيله ترقي و تكامل است ،بهترين وسيله عمل صالح يك انسان است ، به ويژه آن بخش كه مربوط به رفع نيازهاي جامعه و خدمت به محرومين و قضاء حوائج و رفع گرفتار يهاي انسان هاي دردمند باشد .

اهل بيت (ع) نيز وسيله اند ،خاندان پيامبر (ص) كه دستور داده شده به آنها محبت شود (الاّ الْمَوَدَه فِي الْقُربي) به زيارت آنان رفتن ، جلسات جشن و عزاداري آنان را رفتن، وسيله تقرب به خدا و قبولي اعمال است چنان كه ولايت و دوستي آنان وسيله قرب است.

از اين رو در احاديث سفارش شده به زيارت آنان برويد و با معرفت آنها را زيارت نماييد و نماز نزد قبورشان بجا آوريد كه ثواب فراوان دارد ومانند آن .

مردمِ مسلمان به ويژه علاقمندان به اهل بيت عليهم السلام اين روحيه را دارند و با جشن گرفتن ،روضه گرفتن ،زيارت رفتن ،نذر كردن و توسل جستن وظيفه خود را انجام و علاقمندي خود را نشان مي دهند كه اين كار بسيار پسنديده و مورد رضاي خداي متعالي است كه از اين بابت بايد شكرآن را بجا آورد .

ولي در اينجا به چند موضوع بايد توجه شود تا اين سنت زيبا به تحريف گرايش پيدا نكند .

الف : توسل بايد به گونه اي باشد كه جنبه استقلال و هدف پيدا نكند وهرگز از محدوده وسيله بودن خارج نشود .توحيد صرف اقتضا مي كند كه همه اعمال به امر و فرمان خداوند و در محدوده توحيد باشد ،لذا در دعاي توسل مي خوانيم: اِنّا تَوَجَهْنا وَ تَوَسَلْنا بِكَ اِلَي الله وَ قَدَّمناكَ بَيْنَ يَدَي حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَالله اِشْفَع لَنا عِنْدَالله يعني «وسيله» فقط بايد وسيله باشد و خودش موضوعيت پيدا نكند . در مورد امامان (ع)چون مقرب هستند وخداوند خودش آنها را واسطه و وسيله قرار داده و تقرب به خودش مي داند لذا توسل به آنها به امر خداوند بوده و پسنديده مي باشد .

اينگونه توسل هرگز با توحيد منافات ندارد . قرآن كريم از قول فرزندان يعقوب (ع) مي فرمايد : قالُوا يا اَبانا اَسْتَغْفِر لَنا؛[2] گفتند : اي پدر ،براي گناهان ما از خداوند آمرزش بخواه. برادران يوسف، براي مغفرت پدر را وسيله قرار دادند كه مقرب خداست واز او خواستند بر ايشان استغفار نمايد . در مورد پيامبر صلوات الله عليه  فرمود: وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُم جاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواالله وَاسْتَغْفَرلَهُم الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الله تَوّاباً رَحيماً[3] ؛و اگر آنها هنگامي كه به خويشتن ستم كردند نزد تو مي آمدند آن گاه از خداوند آمرزش مي خواستند و رسول خدا (ص) نيز براي آنها آمرزش مي طلبيد وبي ترديد خداوند را بسيار توبه پذير و مهربان مي يافتند.وساطت پيامبر در حق مؤمنان در اين آيه شريفه مورد تأييد است .

به عبارت ديگر هر چه به امر خدا و مورد رضاي او باشد نه تنها باتوحيد منافات ندارد بلكه توحيد محض است چنانچه كه سجده بر غير خدا جايز نيست ولي خودش به ملائكه فرمان داد بر آدم سجده كنند و چون سجده بر ادم به فرمان خداست و اطاعت اوست و گويا بر او سجده نشده است .

ب: اين زيارت و توسل به عبوديت و بندگي آنها نبايد بيانجامد و نبايد كاري انجام شود كه كسي تصور كند ما بر آنها سجده مي كنيم يا آنها را مي پرستيم .بنابراين كساني كه به زيارت اهل بيت (ع) مي روند اگر به گونه اي با امامان صحبت كنند كه كسي تصور كند ما خود آنها را مستقلا مؤثر مي دانيم درست نيست مثلا بگويد : بيمارم را شفاءبده ،خانه بده ،حاجتم را بده و..اين گونه عبارتها را به كار بردن بوي استقلال مي دهد و اين توهم را ايجاد مي كند كه نكند زائر، امام را شفا دهنده و حاجت دهنده مي داند ! در صورتي كه بهترين عبارت اين است كه بگويي : اشفع لنا عندالله از خدا بخواه حاجتم را بدهد ،از خدا بخواه بيمارم را شفا دهد و...

لذا حضرت عيسي (ع) گفت : من مرده را به اذن خدا زنده مي كنم ،بيمار لاعلاج را به اذن خدا شفا مي دهم و...

ج: نكته مهم ديگر اين كه توسل و زيارت تبديل به خرافات نشود ،متأسفانه بعضي ها هر چيزي را متبرك مي دانند و برايش نقش قداستي قائلند حتي اگر درخت تنومندباشد به آن نخ مي بندند! و پارچه آويزان مي كنند! زير آن شمع روشن مي كنند!آش مي پزند ! نذري مي دهند و...يا هر پنجره اي كه روي هر قبري نصب شده باشد آن را مي بوسند ،دست روي آن مي كشند و تبرك مي جويند !و مانند بستن پارچه به هر در و پنجره اي يا هر درختي كه خرافه محض و بوي شرك و جهل و ناداني مي دهد . چنان كه بوسيدن هر چيزي درست نيست ،بعضي ها كه به مكه مشرف مي شوند عادت دارند به هر در و پنجره اي رسيدند روي آن دست مي كشند و آن را مي بوسند و متأسفانه بهانه به دست بهانه گيران مغرض مي دهند و جالب تراينكه اگر يك ناداني مثلا ديواري را بوسيد ،دومي نيز به او نگاه مي كند و مي بوسد و سومي و چهارمي و ناگهان يك صف درست مي شود براي هيچ و پوچ!!

اين گونه حركت هاي جاهلانه كارهاي درست و واقعي را نيز مخدوش و زير سوال مي برد و دشمنان بهانه گير بر همه حكم واحدي صادر مي كنند !

لذا بايد گفت: يكي از آفاتِ سنتِ حسنه ي توسل و زيارت ،توسلات و تبركات جاهلانه نسبت به هر چيزاست و گاهي نسبت به قبر يك فرد عادي نيز كارهايي انجام مي شود كه همانند آن را به قبر امام معصوم (ع) انجام مي دهند كه شأن و منزلت امام معصوم را پايين مي آورد .

لذا در احاديث آمده كه دست كسي را نبايد بوسيد مگر پيامبر (ص) يا امام معصوم (ع) يا كسي كه در جهت آنها باشدمانند علماء و رهبران ديني .

د: هدف از زيارت رفتن نوعي تجديد عهد و ميثاق با امام معصوم (ع) و خواندن متن زيارت وارده كه دانشگاهي است از معرفت ،اخلاق واعتقادات و تأكيد بر آنها است زيرا در متن زيارت كلاس هاي بزرگ اسلام شناسي ،معارف دين و اخلاق نهفته است و بايد كسي كه به زيارت مي رود و وقت و پول خود را خرج مي كند با دست پر برگردد . در آداب زيارت «عارفانه» بودن شرط شده يعني بداني كجا رفتي ؟ در محضر كه هستي ؟ و چنان كه در زيارت خودشان آمده بداني كه او صداي شما را مي شنود و جواب سلام شما را مي دهد و از جايگاه شما باخبر است . بنابراين بايد هم متن زيارت خوانده شود و هم حرمت و احترام امام (ع) حفظ شود . يكي از آسيب هاي زيارت اين است كه بعضي ها زيارت را فقط دست به ضريح رساندن و ضريح را بوسيدن و دور ضريح حركت كردن و با صداي بلند و گوش خراش صلوات فرستادن و درخواست از ديگران كه صلوت بفرستند مي دانند ! در صورتي كه اين كارها زيارت نيست و ثواب كه معلوم نيست داشته باشد بلكه گناه هم ممكن است داشته باشد زيرا هم مزاحمت ديگران و فشار بر آنها است و هم پرت شدن حواس ديگران كه مشغول عبادت و دعا و نماز و زيارت مي باشند . علاوه بر اين كه بلند كردن صدا و جار زدن و شيون كردن و جيغ زدن در حضور معصوم (ع) بي ادبي است .

بوسيدن ضريح با آن ازدحام و فشار نيز زيارت محسوب نمي شود و با مقام حضور ومعرفت منافات دارد .بهترين زيارت حضور مؤدبانه و ايستادن در هر جايي كه جاي مناسبي باشد و مزاحم ديگران نباشد و قرائت زيارتنامه وارده با حضور قلب و توجه و ادب مي باشد ولذا بعضي كارهاي جاهلانه در زيارت از مقام معصوم (ع) به دور است و زيبنده است كه سنت زيارت و توسل را اصلاح نماييم وهم با مال حلال برويم كه با پول حرام و خمس نداده يازكات نداده به زيارت برويم فقط خودمان را خسته كرده و پولمان را خرج كرده ايم در اين سفرها به نماز بايد اهميت داده شود ،سبك شمردن نماز يا گناه كردن و چشم چراني كردن و غيبت كردن ،حجاب را رعايت نكردن با زيارت و قرب منافات دارد و به جاي كسب رضاي معصوم (ع) اسباب ناخشنودي ميزبان را فراهم كرده ايم. خداوند به ما معرفت عطا فرمايد.

 

والسلام

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       عباس رحيمي



[1].مائده /35

[2]يوسف/98

[3]نساء/64

ادامه مطلب

سنت سفره های رنگی

 

 

بياييم سنت ها را اصلاح نماييم

سفره هاي رنگين

يكي از سنت هاي حسنه و رفتارهاي نيك غذا دادن و يا همان اطعام دادن است كه قرآن بر آن تأكيد دارد و با جمله يُطْعِمُون الطّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسكيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً[1]؛ و غذاي خود را با علاقه به آن و از روي محبت خدا به فقير و يتيم و اسير انفاق مي كنند .

 اَوْ اِطعام فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَه ،يَتيماً ذا مقْرَبه[2] ؛يا طعام دادن در روز قحطي و گرسنگي ،به يتيمي خويشاوند .بر آن صحه گذاشته و هم در احاديث اسلامي به عنوان يك رفتار پسنديده كه از صفات مؤمنان است مورد ستايش و تأكيد قرار گرفته است .

امام صادق (ع) فرمود: از اسباب بهشت رفتن و آمرزش، غذا دادن به گرسنگان است .[3]

و امام باقر (ع) فرمودند : خداوند خون ريختن در مني (قرباني) و غذا دادن را دوست دارد .[4]

و مذمت شده از كسي كه به گرسنگان بي تفاوت است .

امام سجاد (ع) فرمود: مَنْ باتَ وَ بِحَضْرَتِهِ مُؤمِن طاوِ ...كسي كه بخوابد و در كنار او مؤمن گرسنه اي باشد خداوند سوگند ياد كرده كه او را نيامرزد.[5] و اينكه سربلندي مؤمن در سه چيز است از جمله اطعام طعام . يا اين كه از مانيست كسي كه سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد .

بنابراين يكي از كارهاي با ارزش اطعام و غذا دادن است ولي آنچه نبايد از ياد برود اين كه اطعام به هر كس و در هر شرايطي پسنديده نيست و اجر ندارد و آنچه مورد تأكيد است وترك آن گناه مي باشد ؛اطعام به گرسنگان (جوعان ،مسكين ،يتيم و اسير در بند ) است نه هر كس ،اِطْعامُ ذِي مَسْغَبَه كه قرآن داشت ، يعني گرسنه يا مِسكيناً ذامَتْرَبه يعني مسكيني كه از گرسنگيخاك نشين يا خانه نشين باشد به ويژه احاديث در شرايطي صادر شد كه بسياري از مردم سر گرسنه بر زمين مي گذاشتند يعني غذاي معمولي كه سير شوند نداشتند و لذا همان قرص ناني كه يك نفر داشت اگر به ديگري مي داد و او را بر خود مقدم مي داشت يا نان و نمكي بر سر سفره مي گذاشت و اگر كسي كه همان نان و نمك را هم را نداشت ،دعوت مي كرد و آنها را سير مي كرد قطعا ثواب عظيم داشت، كفارات را گفته اند فقط طعام بدهيد به فقير تا سير شود و سير كردن شصت فقير كفاره روزه عمد است، به عبارت ديگر آنچه ثواب دارد اطعام گرسنگان است نه مجرد اطعام . البته اطعام به عنوان مهماني و احترام به مهمان و دعوت مهمان بر سر سفره يا وليمه دادن موضوع ديگري است وگرنه هر سفره اي و هر اطعام و هر افطاري آن ثواب مطلوب را ندارد ،البته اگر از مال حلال ،خمس داده ،زكات داده باشد و از كم فروشي و گران فروشي و دلالي حرام و كلاه برداري و نزول خواري نباشد وگرنه ثواب كه ندارد هيچ ،بلكه گناه هم دارد و غذاي حرام به ديگران دادن اصلا مشروع نيست .

امام علي (ع) در نامه توبيخانه به استاندار خود عثمان بن حنيف در بصره ، بر سر او تشر مي زند كه چرا دعوت فردي را پذيرفته و سر سفره رنگيني نشسته كه فقط پولدارها دعوت شده اند و نيازمندان نظاره گر و آه كشانند ! ما ظَنَنْتُ اَنَّك تُجيب اِلي طعامِ قَوْم عائِلهم مَجْفُو وعَنهُم مَدْعو .[6]

اگر افطاري دادن آن همه ثواب دارد كه حتي نيمي از يك خرما سبب مغفرت مي شود (اِتَقُوا النّار بَشِقِّ تَمْرَهٍ )آن افطاري است كه شكم گرسنه را سير كند . افطاري هاي تشريفاتي و سفره هاي پر زرق و برق و رنگين و پز دادن و فخر كردن كه ما صد نفر افطاري داديم و...اجاره رستوران ها و دعوت از فاميل و..هر چند نفس مهماني دادن و فاميل ها را دور هم جمع كردن بي اجر وپاداش نيست  ولي منت سرخدا نگذاريم كه افطاري داديم .

آن افطاري ارزشمند است كه فقرا محله يا فاميل را شناسايي و شبانه و پنهاني به منزل هر كدام ده كيلو گوشت ،بيست كيلو برنج تحويل دهيم و بگوييم افطارو سحر براي بچه هاغذا تهيه كن يا پول آن را بدهيم كه به زخمي از زخمهايش مرهمي باشد .

با اين حساب تكليف برخي از سفره ها روشن مي شود مانند سفره هاي رنگين بازگشت از حج  يا كربلا و مانند آن و هزينه هاي اسراف گونه كه اجري هم ندارد .

سفره هاي نذري

سفره هاي نذري به تازگي بازارش رونق بسيار (به ويژه از سوي خانم ها ) پيدا كرده و شوهران خود را مجبور مي كنند هزينه آن را بپردازند مانند : سفره حضرت ابوالفضل(ع) ،سفره حضرت رقيه (س) ،سفره حضرت زينب (س)،سفره حضرت قاسم(ع)  وانواع سفره هاي ديگر كه روز به روز هم بر تشريفات و آداب و رسوم آن افزوده مي شود و رنگين تر مي گردد ،آن هم آداب و رسوم خرافي، من درآوردي كه از نماز واجب بيشتر به آداب غلط آن پايبند هستند و تازه بعضي مداحان بي سواد (با عرض ادب ومعذرت ازمداحان خوب و با تقوا ومتعهد) كه جيبي براي اين مجالس دوخته اند بيشتر بر آداب و رسوم خرافي آن مي افزايند مثلا براي سفره حضرت رقيه (س) گهواره اي مي برند و لابد عروسك و اسباب بازي هم در آن مي گذارند !!

به راستي اين گونه سفره ها چقدر مورد قبول خداوند و رضاي اهل بيت عليهم السلام مي باشد؟ نفسِ روضه خواني ،مرثيه سرايي ، و جلسه گرفتن به بهانه آن كه يك مسئله شرعي گفته شود و يا موعظه اي انجام گيرد خوب است اما آيا اين گونه مجالس به جز احيانا مرثيه اي اثرديگري دارد؟ اگر ثوابي باشد فقط مربوط به مرثيه است و گرنه خود آن سفره رنگين و من درآوردي هيچ خاصيتي ندارد، البته اگر شوهر راضي باشد وگرنه حرام هم خواهد بود .

اگر به جاي سفره رنگين چند صد هزار توماني يا چند ده ميليون توماني به ده ها خانواده نيازمند كمك مي شد به ده ها بيمار صعب العلاج بي بضاعت كمك مي شد ، به دهها دختر دم بخت هزينه عروسي داده مي شد، بركاتش بيشتر و آثارش بسيار چشمگيرتر بود ولي افسوس كه پولها در جايي كه بايد هزينه شود نمي شود و اسم و رسم و شهرت و خودنمايي گاهي بيشتر مورد توجه است تا رضاي خدا،چشم و هم چشمي ها سبب شده سرمايه ها در جاي خود مصرف نشود و لذا مشكلات زندگي نيز بيشتر شده است اگر سنتها را اصلاح كنيم زندگي ها بهتر و آرامش بيشتر خواهدشد .

نكته مهمي كه در مورد نذر كردن نبايد فراموش شود ، اينكه نذرهاي مالي را به گونه اي نيت كنيم كه بازدهي بيشتر داشته باشد .مثلا نذر كنيم به جوان بيكار كمك كنيم .نذر بكنيم جهيزيه دختر دم بختي را كه نيازمند است تهيه نماييم .يا به صاحب ِخانه شدن ،بي خانماني كمك كنيم .يا در چاپ كتاب ديني يا توزيع رايگان آن هزينه كنيم يا هر كار خير ديگري كه ماندگار وتأثيرگذار باشد وباري از دوش جامعه بردارد اما نذرهايي مثل شله زرد يا سفره فلان كه مي خورندو ميروند چندان تأثير و خيري نخواهد داشت .

والسلام

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        عباس رحيمي



[1].دهر/ 8

[2]بلد 16-14

[3]محاسن 2ص145

[4].همان

[5]همان

[6].نامه 45نهج البلاغه

ادامه مطلب

سنت نذری و سفره

 

 


 

بياييم سنت ها را اصلاح نماييم

 

نذري ها و سفره ها

 

يكي از سنت هاي بسيار خوب نذر كردن يا اطعام دادن مي باشد كه اگر درست و بجا باشد بسيار ارزشمند و حتي گره گشا مي باشد .نذر از قديم در خانواده هاي مذهبي وجود داشته است . قرآن از نذر مادر حضرت مريم (س) سخن به ميان آورده كه گفت : رَبِّ اِنّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْني مُحَرَّراً ...؛[1]پروردگارا ! من براي تو نذر كردم كه آنچه در شكم خود دارم آزاد باشد .

 

چنان كه نذر روزه توسط علي (ع) و فاطمه (س) براي شفاي فرزندشان و صدقه دادن افطاري را خداوند در سوره دهر (هل اتي ) اشاره دارد ؛يُوفُونَ بِالنّذرِ وَ يَخافُونَ يَوماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً[2]؛آنها به نذر خود وفا مي كنند و از روزي كه شر و عذاب آن گسترده است مي ترسند.

 

ونيز فرمود: وَما اَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَهٍ اَوْ نَذَرْ تُم مِنْ نَذْرٍ فَاِنَّ الله يَعْلَمُهُ ؛[3]و هر نفقه اي كه انفاق نموديد و هر تعهدي كه بر عهده گرفتيد بي ترديد خدا مي داند .

 

در احاديث نيز به نذر توجه شده البته از نذر كردن بيشتر نهي شده است و اين كه نذر نه چيزي را جلو و نه چيزي را عقب مي اندازد و تنها اثرش اين است اگر نذر مالي باشد ازبخل جلوگيري مي كند و بسا اگر جنبه صدقه داشته باشد به وسيله آن بلا دفع مي گردد يا اگر ذكر و دعايي و نمازي باشد اثرگذار خواهد بود . در مورد نذر  اولا نكته اي را بايد متذكر شويم كه: اصل نذر مشروع است و اگر تخلف شود كفاره نيز دارد و احكام آن در رساله هاي مراجع عظام آمده است .

 

نذر اگر ذكر يادعا باشد يا نمازي باشد كه مشروع باشد مانند نماز جعفر طيار يا زيارت عاشورا و مانند آن بايد دقت شود همانگونه كه نقل شده انجام شود وچيزي به آن اضافه و از آن كم نشود واگر ذكر و دعايي است نيز بايد توجه شود كه فقط همان متن منقول باشد نه هر ذكر يا هر دعايي هر چند سند درست نداشته باشد و يا در آن دخل و تصرف شده باشد كه ترويج باطل  حرام است واگر نذر مالي هست بايد از مال مشروع و حلال باشد وگرنه باطل است وگناه است واگر نذر بدني مانند روزه باشد لازم است انسان توان آن را داشته باشد واگر فرزند است با رضايت پدر و مادر و اگر خانم است با رضايت شوهر باشد و در صورتي كفاره دارد كه با صيغه مخصوص منعقد شده باشد و ثالثا بايد مورد نذر مشروع و مورد رغبت خداوند و دين باشد از اين رو نذر كردن انجام كار حرام يا مكروه نه تنها مشروعيت ندارد بلكه حرام و باطل است لذا خواندن دعاهاي ساختگي يا ذكرهاي غير شرعي و يا غيروارد و يا انجام كاري كه خوب بودن و مطلوب بودن آن، از نظردين معلوم نيست اشكال دارد چه رسد به آنهايي كه حرام بودنش مسلم است .

 

مثلا اگر نذر كند كه قمه بزند حرام و باطل است و عمل كردن به آن نه تنها واجب نيست بلكه حرام است يا نذر كندر در جشن امامان (ع) موسيقي بگذارد يا خوانندگي حرام داشته باشد يا مانند آن و مهم تر از همه كه بايد در نذر رعايت شود اين است كه سنت خراب نگردد ،اضافه ننمودن آداب و رسوم در انجام آن است و دخالت ندادن سليقه عوامانه و نظرات اين و آن مي باشد زيرا نذر بايد در چهارچوب شرع باشد و انجام گيرد و اضافه كردن هر چيزي بر آن حرام و نامشروع است چنان كه نبايد نذر از امور طاقت فرسا كه توان انجام آن را ندارد باشد وچنين نذري از اول قبول نمي شود ونيز اگر خانم ها مي خواهند نذر كننداگر نذرشان به مال يا خانه شوهر يا حق و وقت شوهر مربوط مي شود اجازه و رضايت شوهر را كسب نمايد وگرنه باطل و حرام است .

 

و از همه مهم تر درست بودن ماهيت نذر مي باشد بعض نذرها في نفسه اشكالي ندارند ولي شكل و ماهيت آن داراي اشكال است يا شايد با گذر زمان ديگر آن نذر جايگاهي ندارد مانند نذر شمع براي امامزادگان و...هرچند در روزگار دور كه روشني معابر و اماكن با شمع يا روغن چراغ بود آن نذر خوب و مطلوب بود ولي امروز روشن كردن آن در اماكن جز آلوده ساختن محيط و اسراف اثر ديگري ندارد بلكه به جاي شمع پرداخت پول برق آن اماكن يا تهيه لامپ هاي كم مصرف و مطلوب مي تواند مصداق نذر باشد .چنانچه نذر قمه زني شايد روزگاري مطلوب بوده ولي اكنون حرام و وهن مذهب و مورد سوء استفاده دشمنان قرار مي گيرد و حرام است .

 

يا نذرهايي مانند شله زرد و مانند آن چندان كارايي ندارد چه رسد به آن نذرهاي من درآوردي و با نامهاي جعلي مانند: آش هفتاد و دو تن يا آش شله قلمكار كه هيچ اثري ندارد و در اين شرايط كمك به مستضعفان و تهيه جهيزيه دختران فقير و دم بخت و ساخت خانه براي بينوايان مي تواند به جاي آن قرار گيرد .

 

نذر كشتن (گاو وگوسفند)جلو دسته عزاداران و آلوده ساختن محيط و نجس كردن زندگي مردم و خيابان و لباس و كفش مردم نه تنها ثواب ندارد شايد حرام هم باشد .اگر پول آن گاو و گوسفند به كميته امداد يا بهزيستي داده شود و يا صرف جهيزيه دختران دم بخت يا بيماران خاص و غير خاص كه از پرداخت پول يك آزمايش ساده ناتوانند بشود قطعا امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) بيشتر راضي اند و اجر دارد و شايد بهتر قبول شود البته اگر بدون ريا و خالصانه و مخفيانه باشد واگرنه نذرهاي رياكارانه كه صرفا براي خودنمايي است پشيزي نمي ارزد و قرب نمي آورد و اجري در پي ندارد وهمين است حكم بسياري از سفره هاي رنگين وسنگين كه بعدا بحث خواهيم كرد .

 

والسلام

 

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             عباس رحيمي

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          



[1]. آل عمران /35

[2]دهر /7

[3]بقره/ 270

 

 

ادامه مطلب

سنت دعا نویسی

 

بسمه تعالي

بياييم سنت ها را اصلاح كنيم

دعا و دعا نويسي

خرافات و واقعيت ها

بدون ترديد دعا و نيايش از واقعيت هايي است كه بشر همواره خود را به آن نيازمند مي دانسته و آن گاه كه از همه جا نااميد مي شود ،پناه به دعا مي برد و روح و روان خود را تسكين مي دهد .دعا كردن فطري انسان و با آفرينش او همراه است . هيچ نسلي را پيدا نخواهي كرد كه در هنگام نياز به كسي كه او را بي نياز و توانا و حاضر در كنار خود مي دانسته پناه نبرده باشد ونبرد .

قرآن اين نياز فطري را بارها در قرآن به ياد انسان هاي مغرور انداخته است كه ؛فَاِذا رَكِبُوا فِي الْفُلكِ دَعَوُا الله مُخْلِصينَ لَهُ دينَ فَلَمّا نَجّاهُم اِلي الْبِّرِ اِذا هُم يُشرِكون؛[1] و چون به كشتي سوار شوند خدا را مي خوانند در حالي كه ايمان و اعتقاد را براي او خالص سازند و همين كه به سوي خشكي رساند و نجات داد پس ناگاه شرك مي ورزند .

حضرت آدم و حوا به مجرد اين كه احساس كردند گرفتار دام شيطان شدند به دعا متوسل شدند و اظهار پشيماني و طلب بخشش نمودند؛ قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسنا اِنْ لَمْ تَغْفِر لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الخاسِرين[2] ؛گفتند :پروردگارا ، ما به خويش ستم كرديم واگر ما را نيامرزي و بر ما رحم نكني قطعاً از زيانكاران خواهيم بود .

قرآن كريم دعا را ضروري انسان و عبادت كامل مي داند و كساني كه از دعا خود را بي نياز مي داند مورد نكوهش قرار داده و مي فرمايد : اِنَّ الّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَن عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرين[3] ؛كساني كه از عبادت من تكبر مي ورزند به زودي خوار و سرافكنده وارد جهنم مي شوند .

و در جاي ديگر آن را وعده به اجابت داده و اين كه اگر خالصانه او را بخوانند مأيوس نخواهد كرد؛ وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني اَسْتَجِبْ لَكُم[4] ؛ پروردگار گفت : مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.

 اُجيبُ دَعْوَهِ الدّاع اِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لِي وَالْيُومِنُوبي[5] ؛ دعاي دعا كننده را هنگامي كه مرا بخواند اجابت مي كنم .

و در مورد ديگر تهديد مي كند كه اگر دعا نكنيد مورد توجه خداوند قرار نخواهيد گرفت ؛قُلْ ما يَعْيَؤا بِكُمْ رَبّي لَوْلا دُعاءُكُم[6] ؛ (به مشركان بگو)پروردگار من براي شما وزني نمي نهاد اگر نه اين بود كه مي خواهد شما را دعوت كند .

رسول خدا (ص) فرمود: بي اعتنايي به دعا گناه است .[7]

و فرمود : الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَه ؛دعا مغز و روح عبادت است ،هيچ كسي با داشتن دعا هلاك نمي شود .[8]

و امام علي (ع) فرمودند : دعا كليد رستگاري و موفقيت است .[9]

و فرمود : دعا اسلحه مؤمن است و ستون دين و نور آسمان ها و زمين مي باشد .[10]

ناتوان ترين آدم ها كسي است كه از دعا ناتوان باشد .[11]

دعاي بسيار كن تا از تأثير گذاري شيطان در اَمان باشي .[12]

دعا قضاء و قدر را برطرف مي سازد.[13]

امام سجاد (ع) فرمود : دعا بلا را چه فرود آمده باشد و چه فرود نيامده باشد برطرف مي سازد .[14]

و امام صادق (ع) فرمودند : عَلَيْكَ بِالدُّعافَاِنَّ فِيه الشّفاء مِنْ كُلِّ داء ؛ بر تو باد به دعا كردن كه دواي هر دردي در آن است .[15]

و ده ها حديث ديگر كه از اهميت دعا و شرايط و آداب آن سخن گفته است .

بنابراين اصل دعا كردن علاوه بر اين كه فطري بشر و از آغاز خلقت با آفرينش انسان همراه بوده است مورد تأكيد قرآن و اسلام مي باشد و چيزي جز دعا و پناه بردن به خداي بي نياز نمي تواند آرامبخش روح انسان باشد كه : اَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُ الْقُلوب؛ تنها ياد خداست كه به دلها آرامش مي بخشد ولي در اينجا نكاتي هست كه بايد به آن توجه شود .

نكته اول

دعا كه اين همه سفارش شده و مغز و روح عبادت شمرده شده به خاطر آن حقيقتي است در آن مي باشد زيرا حقيقت دعا به معناي اعتراف به عجز و ناتواني خود و ديگران است . ناتواني ما سوي الله و نياز همه هستي به هستي بخش مي باشد كه: اَنْتُمُ الْفُقراءُ اِلي الله وَ الله هُوَ الْغَنيُّ الْحَميد[16] ؛همه شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بي نياز است .و اين اعتراف روح بندگي است ، حقيقت بندگي اعتراف به بنده بودن ،نيازمند بودن ،و اين كه تنها خالق هستي است كه بي نياز و قادر و توانا و عالِم به نياز بندگان و توانا بر انجام و برآورده ساختن نيازهاي آنان مي باشد، اين كه تأثيرگذاري در جهان، جز خدا نيست ، عين توحيد و عبوديت است؛ و اين معنا است كه آن همه آثار و بركت را دارد . دعا به معناي خواندن است و كسي جز خدا را نخواندن و جز او را مؤثر ندانستن كه حقيقت توحيد مي باشد .

با توجه به معناي فوق از دعا، به اين نتيجه مي رسيم كه: پناه بردن به ديگران حتي براي دعا با حقيقت دعا منافات دارد، از اين رو كساني كه به بت پناه مي بردند يا به موجود ديگري كه قرب به خدا ندارد و آنها را تأثيرگذار مي دانسته يا مي دانند هرچند به عنوان واسطه ولي عقيده استقلالي به آن دارند به بيراهه مي روند، و نه تنها دعايشان اجابت نمي شود بلكه گناه نيز مي كنند و عبادتشان آميخته به شرك مي شود .

 

 

نكته دوم

هر چند دعا به هر زباني كه باشد خوب است و هر انساني به زبان و لغت و لهجه خودش مي تواند با خدايش راز و نياز كند ؛نجوا كند ،درد و دل نمايد و بدون واسطه با آفريدگارِ مهربانِ خود خلوت مي نمايد ولي اگر قرار بشود دعا به صورت املا و متن خوانده شود ، بهترين دعا ها و منحصرترين دعاهاي متني همان دعاهايي است كه از بندگان خالص و حجت هاي خداوند كه الهام گرفته از خود آفريدگار است نقل شده و بيان گرديده است مانند دعاهاي صحيفه سجاديه ،صحيفه علويه ،دعاهاي منقول از امام علي (ع) ،امام موسي بن جعفر (ع) كه در كتب مورد اطمينان و با اسناد مورد وثوق از سوي بزرگان به ما رسيده است كه بخش بسياري از آنها در كتاب مفاتيح الجنان توسط محدث كبير ،شيخ عباس قمي آمده است .

لذا دعاهايي كه سند معتبر ندارد و در كتابهاي مورد اعتبار بيان نشده است خواندن آن مشروعيت ندارد و نتيجه نيز نخواهد داشت، كه متأسفانه توسط سودجويان بخش بسياري از آنها مكرر چاپ شده و آداب و ثوابهاي غير معقول و محير العقول براي آن ها نقل شده و در اختيار مردم گذاشته شده كه بايد هم از چاپ آنها جلوگيري شود و هم مردم به ويژه خانم ها بيشتر پول در جيب سودجويان نريزند و زحمات خود را هدر ندهند كه اين گونه دعا ها مشروعيت ندارد و بسا بدعت و گناه نيز باشد .

مانند دعاي هفت هيكل ،گنج العرش و مانند آن  كه اسم آن ها حكايت از بي اساس بودن آن دارد .

نكته سوم

در دعاهاي متني نيز بايد دقت شود كه به دعاي اصلي و مشروع كه از معصوم نقل شده چيزي اضافه نشده باشد ،ما حق نداريم چيزي بر دعاها يا ذكرها اضافه كنيم و به سليقه خودمان كلمه اي يا جمله اي بر دعا بيفزاييم كه همه بدعت است و همه نسبت دادن به معصوم (ع) گناه و دورغ مي باشد كه حتي روزه را باطل مي كند ! امام صادق (ع) دعاي يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك را به شخصي تعليم فرمود . آن شخص در مقام تكرار گفت ...يا مقلب القلوب و الابصار ...كلمه والابصار را بر آن اضافه كرد . حضرت فرمود : هر چند خداوند هم مقلب القلوب است و هم مقلب الابصار ولي تو نبايد كلمه والابصار را اضافه مي كردي ! همان را كه من گفتم بايد بگويي ! ملاحظه مي فرماييد كه راوي كلمه والابصار را كه حقيقت هم هست اضافه كرد ،معصوم (ع) اعتراض كرد. بنابراين  هيچ كس حق ندارد بر دعا كلمه اي اضافه يا كلمه اي از آن حذف كند هرچند تصور كند اضافه است يا دعايي را جعل كند و دعاهاي ساختگي را به دست مردم بدهد كه قطعا گناه ،نامشروع بوده واثر كه ندارد هيچ ،بلكه معصيت نيز كرده است .نفس چاپ و نشر و توزيع و ترويج آن همه حرام و درآمدي كه از آن به دست مي آورد كسب حرام است.

نكته چهارم

يكي از نكاتي كه در دعا مد نظر است ياد خدا بودن و ذكر است و معناي ذكر، بيشتر ذكر معنوي است كه ذكرهاي لفظي دريچه اي است به سوي آن معناي حقيقي، وقتي كسي مي گويد يا ارحم الراحمين در اين جمله نوراني، معناي آن مد نظر است، كه اعتراف به اين كه خداوند مهربان ترين مهربان ها است و در اين صورت بايد راضي باشيم و هر چه به سرمان آورده بدانيم كه از روي مهر و محبت او است و ظلمي نمي كند ،حقي را ضايع نمي كند و....

لذا بايد توجه داشت كه ذكرهاي جعلي كه از معصوم نرسيده يا در قرآن نيامده و بيان اعداد مخصوص براي ذكرهاي خاص نيز بدعت و گناه مي باشد متأسفانه بازار خرافات و ذكرها و آداب ساختگي در اين بخش فراوان است .

مثلا كسي كمي حنا در كاغذي پيچيده و اعلام مي دارد چهارده بار يا الله بگو و هفته بعد چهارده بسته حنا پخش كن ،حاجت خود را مي گيري !! ديگري مي نويسد سه شنبه اول 114 بار يا صاحب الزمان بگو ،سه شنبه بعد 114 بسته نمك پخش كن و سه شنبه بعد حاجت بگير !! و ديگري به جاي نمك شكلات را مشكل گشا مي داند و بالاخره كسي نيست بپرسد :

1.حاجت گرفتن محصول شكلات است ؟يا نمك ؟يا محصول ياصاحب الزمان (عج) يا الله اكبر گفتن ؟

 2.چه كسي اين عدد را به شما اعلام كرده؟ منبع اين عدد كه نه بيشتر و نه كمتر است كجاست ؟ خواب ديده اي ؟ جن به تو گفته؟ يا از خودت درآورده اي ؟ و آيا اعلام قطعي گرفتن حاجت در فلان روز مگر خبر از غيب نيست ؟ چه كسي گفته ؟ واگر حاجت طرف برنيامد بالاخره به ذكر بدبين شود يا به حنا يا به نمك و شكلات ؟

3.گذاشتن ذكر در كنار نمك ،شكلات ،حنا ،آيا اهانت به ذكر خداوند و نام او نيست ؟ آيا اثر خيالي از ذكر است يا قرين او؟

چرا اين همه اهانت به دين و معتقدات و نام هاي مقدس مي كنيم ؟ چرا اين خرافات را وارد دين مي كنيم ؟ چرا اينها را در مسجد پخش مي كنند كه مسجد را نيز بي اعتبار و بدنام و مسجدي ها را خرافي معرفي كنند ؟ آيا اين كارهاي خرافي مردم را به دين و ذكر بدبين نمي كند ؟ و مسجدي و مؤمنان را خرافي معرفي نمي كند ؟ قصد اينها خدمت است يا خيانت ؟ ثواب است يا گناه؟

بر مسجدي ها ،هيئت امناها و حتي خدام مساجد و اماكن مقدسه و امامزاده ها لازم است توجه كنند و جلو اين كارهاي خرافي و نادرست را بگيرند و امامان جماعت و روحانيون نيز وظيفه دارند مردم را توجيه نمايند و با اين كارهاي نادرست برخورد فرهنگي نمايند .

 

سه شنبه اول: 114بار يا صاحب الزمان

سه شنبه دوم : 114بسته نمك

سه شنبه سوم : ان شاء اله حاجت

سه شنبه اول: 130مرتبه يا قاضي الخاجات  

سه شنبه دوم : 130شكلات

سه شنبه سوم : ان شاء اله حاجت

 

سه شنبه اول: 14 بار يا الله   

سه شنبه دوم : 14 بسته حنا  

سه شنبه سوم : ان شاء اله حاجت

 

نمونه نوشته هاي (خرافي)توزيع شده بين افراد جامعه

 

 

 

 

 

 

 

نكته پنجم

در جلسات دعا نيز اتفاقاتي مي افتد و به تدريج كارهايي انجام مي شود كه دعا را از سمت اصلي خارج مي سازد ؛اول صداي گوش خراش بلندگوها است ،بعضي دعا خوان ها دوست دارند صداي بلندگو در گوششان باشد كه صداي خود را خوب بشنوند ...و در نتيجه دائم سفارش مي كنند ،صدا را زياد كنند! ولي مردم در اثر آلودگي صوتي براي دعا حال كه پيدا نمي كنند و از دعا نتيجه نمي گيرند كه هيچ بلكه با سر درد و اعصاب خرد و عصباني جلسه دعا را ترك مي كنند و اگر به همسايه ها هم آزار برسانند كه بدتر !

مشكل دوم ؛ نوع آهنگ هاي سبك خواندن كه گاهي از دعا بودن خارج مي شود و به نمايش صدا و آهنگ تبديل مي شود .

و مشكل سوم ؛آداب و رسوم جلسات و پذيرايي ها كه گاهي از حد متعارف خارج شده و حالت مهماني به خود مي گيرد كه در شأن دعا نيست .

لذا براي نتيجه دادن دعا بايد تلاش كنيم حالت دعا و راز و نياز حفظ شود وازآنچه دعا را مخدوش مي كند فاصله گرفته شود.

دعا نويسي يا كسب و كار

از مسائل بسيار ناگواري كه بازار داغي هم دارد مسئله دعا نويسي است كه گروهي سودجو وفرصت طلب از گرفتاري هاي مردم و گره هايي كه در زندگي آنان وجود دارد كه از حل آن عاجز مانده اند بهره برداري نموده و كسب و كاري راه انداخته و پول مردم را به جيب مي زنند و عده اي هم كه گرفتارند در اثر جهل و ناداني به كسب و كار اين شيادان رونق داده اند . در صورتي كه اين دعا نويسان اگر كاري از دستشان برمي آمد فكري به حال نگون خود مي كردند ،اين گونه دعا نويسي هم كه نه منبع درستي دارد و نه خودشان دانا به مسائل هستند فقط از روي كتاب هاي غير معتبر آداب و رسومي را تعيين و پول مي گيرند، هم نامشروع است زيرا بدعت و دروغ مي باشد و هم بي تأثير؛ و اگر احيانا تاثير ناچيزي داشته باشد يا از روي تلقين باشد يا از راه هاي انحرافي و استعانت از غير خداست، و بديهي است كه دعاي واقعي آن است كه فقط استعانت از خداي متعال و رها كردن و بريدن از غير او باشد . البته تكليف چيزهايي كه دعا نيست بلكه نوعي رمالي يا جادوگري و جن گيري است كه روشن است وهمه مي دانند كه آنها  صد در صد حرام و گناه كبيره است و مسلمان هرگز دنبال آن كارها نمي رود .

و بالاخره بايد توجه كنيم كه بهترين راه براي حل مشكلات ؛همان خواستن از كريم بي نياز است و استفاده از دعاها و ذكرهاي مشروع و مورد وثوق كه از سوي بزرگان تأييد شده باشد و بايد خط بطلان كشيد بر تمام راه هاي انحرافي كه به خداوند ختم نمي شود و پول و عمر و فرصت ها را صرف خرافات باطل نكنيم و سنت دعا را اصلاح كنيم تا نتيجه بگيريم .

والسلام

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               عباس رحيمي



[1] عنكبوت /65

[2] اعراف /23

[3] غافر /60

[4] .غافر 60

[5] بقره /186

[6] فرقان /77

[7] تبيه الخواط 2/120

[8] بحار 93/300

[9] تنبيه الخواط 2/154

[10] كافي 2/468

[11] امالي طوسي /89

[12] بحار 71/9

[13] مكارم الاخلاق 2ص7

[14] كافي 2/48

[15] مكارم الاخلاق 2/2008

[16] فاطر /15

ادامه مطلب

کادو و سوغاتی

 


بياييم سنت ها را اصلاح كنيم

كادو وسوغاتي

يكي از سنت هاي خوب كه در احاديث اسلامي بر آن تأكيد شده است هديه دادن ،هديه آوردن از سفر (سوغاتي ) است . رسول خدا (ص) فرمودند :به يكديگر هديه بدهيد ،هديه محبت مي آورد و كينه ها را مي برد ،دشمني را برطرف و دلها را به هم نزديك مي كند .و امام علي (ع) فرمود: اگر هديه اي به برادر ديني خود بدهم برايم محبوب تر است تا مانند آن را صدقه بدهم و فرمود: هديه بدهيد هرچند به كسي كه به شما هديه نداده است .و فرمودند :وقتي از مسافرت آمديد براي اهل و عيال خود هديه آوريد و در بعضي احاديث آمده كه بهترين هديه عطر است .چنان كه سفارش شده وقتي به عيادت بيماري رفتيد براي او هديه ببريد و نيز به جاي هديه ،هديه بردن سفارش شده .جبران و مكافات (هديه) مستحب مي باشد .

بنابراين اصل هديه دادن ،سوغات آوردن از سفر و دست خالي به ديدن مؤمن نرفتن سنت حسنه و كار پسنديده است كه مورد تأكيد دين و داراي آثار و بركاتي است كه ايجاد محبت و زدودن كينه ها بخشي از آن است .

و ليكن همين سنت زيبا و ارزشمند مانند بسياري از سنت هاي حسنه دچار انحراف هايي شده كه آن زيبايي خود را از دست داده است از جمله :

1.اسراف و تبذير در هديه اي است كه سنت اسلامي است مقدار مهم نيست بلكه بايد مقدار به گونه اي باشد كه هديه دهنده اذيت نشود لذا با يك شيشه كوچك يا يك شاخه گل كوچك گل و...مي توان محبت و علاقه خود را ابراز نمود ولي بعضي تفريط و زياده روي مي كنند و در خريد هديه باز هم چشم و هم چشمي و رقابت مي كنند تا جايي كه سر از اسراف و تبذير در مي آورد .

2.اجبار و اكراه ؛انچه هديه را زيبا مي كند اين كه از روي محبت و علاقه و مهر است نه از روي ناچاري و اكراه در صورتي بسياري از كادوها و هديه امروز تبديل به نوعي رقابت ، و چشم و هم چشمي و رودربايستي و لذا روز به روز هم قيمت آن و هم مقدار آن و هم مدل آن در حال تغيير و اضافه شدن تا جايي كه گاهي ميان زن و شوهر بسا بر سر پول نزاع و اختلاف و بگو مگو درست مي شود .اين كه چي ببريم ؟ چقدر ببريم ؟ براي فاميل شوهر ،براي فاميل زن ؟و...

الان در عقد و عروسي ها و بردن و آوردن ها كلي حرف و حديث درست مي شودكه بسياري از آنها ثواب كه ندارد هيچ ،گناه هم دارد .به ويژه پاتختي ها و اعلام اسامي كه فلاني چي اورده و...كه بسيار مفسده انگيز است .

يا در موضوع سوغاتي و سفر به ويژه سفر مكه كه بسياري ناچارند بيش از پولي كه براي حج مصرف كرده اند ،به مصرف سوغاتي برسانند!و تبديل شده به يك زجر و غصه .هنوز از وطن خارج نشده در صدد است چقدر پول ببرد ؟براي كي و كي و كجا چي بياورد كه كم نباشد ،بدش نيايد .وقتي يك سفر مي رود به جاي عبادت و استفاده معنوي از فرصت كوتاهي كه شايد در تمام عمر همين يك بار باشد .در بازارهاي وهابي ها پرسه بزند و وقت نازنين خود را صرف خريد اجناس چيني و پر كردن جيب وهابي ها كنندو...

مسئله كادوهاي رقابتي نيز داستان غم انگيز ديگري دارد ،امروز عروسي مي كند ،فردا خانه مي خرد ،پس فردا بچه دار مي شود و... كه بايد كادو ببريم ،خانه نويي ببريم ،چشم روشني ببريم و تازه از خانواده كه بگذريم در تعويض مديران نيز كادو دادن باب شده بود كه بحمدلله كمي تخفيف يافته و از بيت المال كادو تهيه مي كردند براي فلان مدير كه در حال توديع و رفتن است كه فساد آن نيز بر همه روشن است .

متأسفانه ملاحظه مي فرماييد كه هديه يك سنت حسنه بوده چگونه ب چشم و هم چشمي و رقابت و دخالت دادن سليقه ها و تبديل به يك رسم ناپسند و ناراحت كننده شده است پس بياييم همان سنت ها اصلاح كنيم و هديه اي زيبا و به دور از تحريف ها و در حد توان باشد و نه رقابتي و حسادتي .

والسلام

                                                                                                                                 عباس رحيمي                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   

 

 

 

 

 

ادامه مطلب

سنت ازدواج

 

 


بياييم سنت ها را اصلاح كنيم  

سنت ازدواج

يكي از سنت هاي بسيار خوب و پسنديده كه سنت نبوي (ص) ناميده شده و رسول خدا (ص) فرمود:هركس از آن روي گرداند از سنت من روي گردانيده است !سنت ازدواج است .به قدري اين سنت حسنه و مفيد است كه رسول خدا(ص) فرمود: النكاح سنتي فمن رغب عن سنتي فليس مني ؛كسي كه ازدواج كند نصف دين يا دو سوم دين خود را حفظ كرده است ! وبدترين كسي كه روي زمين راه مي رود افراد مجرد هستند و پيامبر (ص)فرمود: ازدواج كنيد ،بچه دار شويد كه من به زيادي امتم در قيامت مباهات مي كنم!

قرآن كريم اولياءجامعه را فرمان مي دهد كه بي همسران را به ازدواج يكديگر درآورند و از فقر نترسند و كسي كه ازدواج كند ثواب نمازش هفتاد برابر مي شود .ولي اين سنت حسنه و نيكو مانند بسياري از سنت ها با مرور زمان و دخالت سليقه ها و چشم و هم چشمي ها به يك سنت سئيه و نكوهيده تبديل شده است هم در اصل آن و هم در نوع انجام آن كه بسيار غمبار و تأسف آور مي باشد و انحراف هايي در آن به وجود آمده كه نگران كننده است مانند:

الف: يكي از نادرستي هايي كه سنت ازواج را مخدوش ساخته است موضوع قباله يا مهريه است است ،مهريه به عنوان پشتوانه زن يك امر مشروع و مورد تأكيد اسلام و واجب است و نپرداختن آن از مصاديق دزدي به حساب آمده است و به عنوان بدترين گناه تلقي گرديده است ،لكن همين امر مقدس امروز تبديل به يك افسانه و يك كار غير عقلاني و غير منطقي شده است مسابقه ديوانه گونه ميان بسياري از خانواده ها عرصه را بر جوانان تنگ كرده و امكان اقدام به اين سنت حسنه را سلب نموده است .

فلسفه تعيين مهريه براي اين است كه زن دست خالي نباشد و پشتوانه براي زندگي داشته باشد و در حوادث غيرمترقبه و احتمالي از استقلال مالي برخوردار باشد تا نيازمند ديگران نشود بنابراين در مهريه كه سنت است چند چيز مدنظر است :

1.به حداقل اكتفا شود .

2. قابل پرداخت باشد .

3.نقد باشد يا حداقل تقسيط و اقساط و در زمان كوتاهي در صورتي كه زن مطالبه كند و مرد توان پرداخت داشته باشد پرداخت گردد .لذا رسول خدا (ص) به عنوان اولين ازدواج الگويي در اسلام، دختر خود را كه نمي توان براي او قيمت مادي بيان كرد با همان مهريه مختصر كه پول يك زره بود (پانصد درهم) اكتفا نمودند و نقداً تحويل شد و همان پانصد درهم تبديل به جهيزيه مختصري شد و به خانه داماد فرستاده شد .

از اين رو امامان معصوم (ع) مهريه زنان خود را فقط طبق سنت پرداخت كرده و مازاد را حذف مي نمودند و مؤمنان و مسلمانان واقعي سالها به همان شيوه عمل مي نمودند .حال آنچه الگوي اسلامي است مقايسه نماييد با آنچه در عصر ما اتفاق افتاده و مي افتد .پيامبر (ص) اگر مي خواست شأن پدر(اشرف مخلوقين)و شاأن خانواده (قريش و بني هاشم) و يا شأن دختر را كه (سيده نساء العالمين)است در نظر بگيرد اگر همه دنيا را هم به قباله در مي آوردند كافي نبود !

انچه امروز اتفاق مي افتد ؛

1.مهريه هاي سنگين وكمرشكن و افسانه اي است كه به صورت رقابتي و تصاعدي و چشم و هم چشمي در حال افزايش است

2.مهريه هاي افسانه اي قابل پرداخت نيست و داماد تا آخر عمر هم اگر كار كند و پس انداز كند قادر به پرداخت نمي باشد لذا اگر زن مطالبه كند سر از زندان درمي آورد !!

3.چون مهريه ها قابل پرداخت نيست پس عملا چيزي به عنوان مهريه وجود ندارد و اين خلاف حكمت و فلسفه مهريه است .

4.مهريه ها چون زياد است نقد نيست و نسيه و در هوا است و لذا چيزي دست زن را نمي گيرد و پشتوانه اي وجود ندارد .

5.به دليل عدم پرداخت نقدي، خانواده عروس در تأمين جهيزيه معمولا در تنگنا قرار گرفته و گاهي به گدايي و ذلت دچار مي شوند !

6.اين هيولاي عظيم و وحشتناك به نام مهريه سبب شده كه بسياري از جوانان تن به ازدواج ندهند و عملا اين سنت حسنه تعطيل و به جاي آن فساد و تباهي جامعه را فراگيرد!!و گناه اين سنت شكني فقط بر دوش خانواده هاي دختران است و قيامت بايد پاسخگوي اين ظلم بزرگ باشند .

ب:مشكل ديگري كه باز هم سبب شده سنت حسنه ازدواج تعطيل و به سنت سيئه تبديل شود، رسومات غلط و اشرافي گري است كه هزينه هاي سنگين را بر جوانان تحميل و آنان را عملا از ازدواج باز مي دارد مانند تشريفات عقد و عروسي ،خريد بازار ،خريد اقلام غير ضروري و گرانقيمت ،تشريفات سفره عقد ،سالن مجلس جشن ،خريد كيك چندكيلويي ،لباس گران ،هزينه هاي آرايش ، وعكس و فيلمبرداري و گلكاري ماشين و...كدام اينها اسلامي است ؟ كدام اين ها باسنت رسول خدا(ص)وفاطمه زهرا(س) سازگار است ؟ كدام اينها در ازدواج هاي اولياء دين وجود داشته است كه متأسفانه اكثريت قاطع خانواده ها از دار و ندار،از مسئول و غير مسئول گرفتار آنها شده اند ؟

ج:انحراف سوم در سنت حسنه ازدواج توقعات بالا و كارشكني ها و بهانه گيري ها كه سدي بر سر راه جوانان شده است مانند اصرار بر داشتن خانه ،ماشين ،شغل و درآمد مناسب ،سربازي و تحصيل و...كه خواستگار از همان جلسه اول نااميد به خانه برمي گردد و تمام فكر و ذكر و دغدغه و هم و غم او مي شود ؛ تلاش براي تهيه خواسته هاي پدر عروس يا پشيمان شدن ازدواج و افزايش سن و...به راستي كدام يك از اقلام بالا خوشبختي مي آورد !در گذشته كه اين بهانه گيري ها نبود آيا دختر و پسرها ازدواج نمي كردند !آيا خوشبخت نبودند ؟يا آيا بعدها با تلاش خودشان و به مرور زمان صاحب همه چيز نشدند ؟چرا اين همه سنت شكني و بهانه گيري ؟

رسول خدا (ص) فرمودند:اگر خواستگاري براي دخترتان آمد (نه از پول بپرسيد،نه از شغل بپرسيد ،نه از ماشين و طلا و خانه بپرسيد و نه از ثروت خانواده و پدربپرسيد ...)تنها معيار براي اجابت، دين و اخلاق خواستگار مي باشد اگر اين دو را داشت دختر به او بدهيد وگرنه ندهيد !تفصيل اين مباحث را در كتاب(ازدواج موفق) اينجانب ملاحظه فرماييد .

د: و چهارمين انحرافي كه در مراسم عقد و ازدواج به وجود آمده و رسم شده وخير و بركت را از آن گرفته انجام اعمالي است كه نه تنها مرضي خدا و رسول و اهل بيت (ع) نيست بلكه موجب خشم آنها و بي بركتي و بي خيري نيز خواهد شد و آن انجام گناهاني است كه به هيچ وجه قابل تجمل نيست مانند: انجام موسيقي هاي حرام ،نوارها و آهنگ هاي تحريك آميز و فسادبرانگيز ،آوردن مطرب ،خواننده هاي غير مجاز ،اختلاط زن و مرد و چشم چراني هاي هوس انگيز ،آزار و اذيت همسايگان و مؤمنان و ايجاد فساد در نظم جامعه و نشر منكر است سبكي نسبت به فرائض ديني از جمله نماز ،اسراف و تبذير و بسا العياذ بلله مصرف مشوبات الكلي يا مواد مخدر و...

آيا انجام اين همه گناه كبيره در آغاز زندگي مي تواند زندگي را با دوام و خوشبخت كند ؟آيا ازدواجي كه با اعمال شيطاني و فراموشي خداي متعال و غفلت از مسائل اسلامي و معنوي آغاز گردد به خوشبختي ختم خواهد شد ؟ شركت در اين گونه عروسي ها حرام است ،غذا خوردن حرام است .حضور و تماشاچي بودن يا حتي راضي بودن به آن حرام است.كمك كردن حرام است .آيا اگر در اين گونه جشن ها و عروسي ها امام زمان (ع) دعوت شوند مي آيند؟ اگر فرزند زهرا(س) عبور كند نفرين مي كند يا دعا؟ آيا شيطان از اين گونه مجالس راضي است يا خدا؟ خودمان قضاوت كنيم !

امام صادق (ع) فرمودند: مؤمن نبايد در مجلسي كه گناه مي شود و نمي تواند جلوگيري كند شركت نمايد .

حركت كاروان ،بوق زدن ها ،راه بندان ها ،رقص و پايكوبي ،حجابِ نامناسبِ عروس در انظار مردم كه هزاران چشم نظاره گر آن است و مانند اينها با كدام سنت و معيار شرعي سازگار است ؟ اين رسومات از كجا آورده شده است ؟آيا حضرت زهرا(س) را اينگونه به خانه بخت بردند .

بياييم به خاطر خدا سنت حسنه ازدواج را اصلاح كنيم ، از اين همه انحراف پاك سازيم شايد مورد دعاي امام عصر(ع) قرار گيريم ،از خودمان آغاز كنيم ،از خانواده مان آغاز كنيم . در برابر حرف اين و آن مقاومت كنيم و سخن خدا و رسول برايمان مهمتراز حرف  و حديث آدم هاي بي هويت باشد !!  

چنان كه سيسموني نيز يك بدعت نوين در ازدواج ها است  و به اندازه يك جهيزيه بايد خانواده دختر براي فرزند اول جهيزيه تهيه كند كه براي خانواده هاي تهيدست مصيبت ديگري است علاوه بر تهيه جهيزيه عروس ،زيرا هنوز كمر از زير بار قسط جهيزيه و رنجهاي آن راست نگرديده كه سر و كله فرزند (نوه) پيدا مي شود و غم تهيه سيسموني كه فروشندگان سودجو نيز هر روز قلمي يا اقلامي بر آن مي افزايند و مدل جديدي عرضه مي كنند جان او را مي كاهد .تمام لباس فرزند كه با چند هزار تومان ناقابل مي توان تهيه كرد گاهي سر از ميليون ها تومان درمي آورد ،آيا اين كارها با عقل و منطق در اسلام سازگار است ؟اين سنت اسلامي است يا هوا و هوس تمام نشدني؟ امان از چشم و هم چشمي !امان از بي فرهنگي ! امان از حسادت و رقابت و هوسراني!

والسلام

                                                                                                                                    عباس رحيمي                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب

سنت ولیمه

 

بياييم سنت ها را اصلاح كنيم

سنت ولیمه

يكي از سنت هاي خوب وليمه دادن است ،وليمه در پنج مورد مستحب است ؛بازگشت از سفر حج ،ولادت فرزند ، ختنه نمودن فرزند پسر ،خريد منزل و ازدواج .[1]

بدين معناكه شام يا نهاري به گروهي ازمؤمنين داده شودواين عمل، از باب اطعام به مؤمنين ثواب دارد،زيرا نفس عمل اطعامِ مؤمنين ثواب دارد تحت هر عنواني كه باشد مانند افطاري ،وليمه و...بديهي است اين اطعام چند شرط دارد :

الف:در حد توان باشد و اطعام دهنده تحت فشار قرار نگيرد .

ب:از خوراك زن و بچه خود مايه نگذارد و آنها را در مضيقه قرار ندهد .

ج:هرچه دارد براي ميهمان حاضر كند و خود را بدهكار نكند و نه خود و نه خانواده را به زحمت نياندازد .

د: براي ثواب باشد نه از روي رقابت و چشم و هم چشمي .

ه:مزاحم همسايه ها و اطرافيان نشود .

آري وليمه و اطعام جمعي از مؤمنان و بندگان خداوند باشرايط فوق مستحب و داراي ثواب است ولي واجب نيست هرچند عرف جامعه آن را واجب مي داند كه تصور مي كنند اگر اطعام ندهند زشت است! بد است!آبرويمان مي رود ! فاميل ها ،همسايه ها پشت سرمان حرف مي زنند و...!

و متأسفانه با اين ديدگاه است كه اين سنت حسنه تبديل به يك عذاب براي بسياري از خانواده ها و ارتكاب انواع گناهان و معاصي گرديده  است و به جاي ثواب، عذاب كسب مي كنند كه اين نشان از تحريف و انحراف در اين سنت حسنه مي باشد .

دردمندانه بايد گفت كه بسياري از سنت هاي خوب اسلام در اثر سليقه ها ،كج فهمي ها و هواهاي نفساني سرنوشت بدي پيدا كرده است كه يكي از آنها وليمه است فرق نمي كند ،سفر حج باشد يا كربلا يا عروسي ويا...همه اثر سليقه هاي نادرست به انحراف كشيده شده است ،شخصي كه بيشتر از هزينه سفر حج بايد شام و نهار بدهد و انواع اسرافكاري ها ،پلاكاردهاي اسراف گونه ،مصرف انواع ميوه ها و شيريني ها و خلاصه ...هزينه هاي اسراف گونه، زندگي را بر مردم سخت كرده است و كساني كه حسرت زيارت بر دلشان است وقتي تصور اين هزينه ها را مي كنند از سفر حج نا اميد مي شوند و در توان خود آن هزينه ها را نمي بينند! اگر انجام دادند به دليل رسومات غلط و چشم و هم چشمي و حرف مردم بايد تا خرخره زير بار قرض برود تا شام و نهار و هزينه هاي ديگر را تأمين كنند .

و اما وليمه ها كه غصه اي گلوگير شده نه تنها شباهتي به وليمه ،سنت اسلامي ندارد بلكه انواع گناهان و انحراف ها در آن انجام مي گيرد ،آنها كه وضع مالي خوبي دارند به تشريفات اسراف گونه روي آورده اند و عروسي ميليوني برگزار مي كنند ،از تالار آن چناني تا انواع ميوه ها ،انواع شيريني هاي گرانقيمت ،چند نوع غذا ،دسر ،خورشت و اسراف و اتلاف اموال و سرمايه هاي ملي كه گناهي بزرگ به شمار مي رود و هزينه هاي جانبي آن مانند كيك و گلكاري ماشين عروس و...كه قابل محاسبه نيست! از سوي ديگر كساني كه وضع خوبي ندارند ناچارند به دليل چشم و هم چشمي و عقب نيافتادن از ديگران به همان شيوه عمل كنند و خود را بدهكار بانكها و نزول خواري و بدبختي دچار مي كنند! در صورتي كه با كمترين هزينه مي توان مراسم را برگزار كرد و با دست خود در چاه بدبختي نيفتند . چه كسي مقصر است ؟ آيا وقت آن نرسيده كه چند خانواده عاقل پشت به اين سنت هاي غلط و رسومات دست و پاگير كنند و مراسم را ساده برگزار نمايند تا الگويي باشند براي ديگران و نشان دهند كه مي توان عروسي را كم خرج و ساده برگزار كرد ،مي توان مراسم سفره زيارت را ساده برگزار كرد و جلو مصرف گرايي و اسراف كاري و بدهكار شدن و سخت شدن سنت ها را گرفت ،آيا اين گونه مراسم و هزينه ها، اسلامي است؟كدام اسلام اين كارها را تجويزمي كند ؟چرا زندگي را بر خودمان و فرزندانمان سخت كرديم ؟

بياييم محض رضاي خدا سنت ها را اصلاح كنيم ،زياده خواهي ،اسراف گرايي ،مدگرايي ،تشريفات غلط بس است ،كمي هم به فكر آنها كه ندارند باشيم بخشي از اين هزينه ها را صرف عروس و دامادهايي كنيم كه پول اجاره يك اتاق هم ندارند و جهيزيه شان را بايد كميته امداد تهيه كند آيا اسلام اجازه مي دهد كه هزينه چند عروسي را صرف يك عروسي كنيم؟ كدام يك خدا را خشنود مي سازد ؟كدام يك مورد تأييد اسلام و امام عصر (عج) است؟

آيا كسي هست براي اصلاح اين سنت ها قيام كند و دست ياري را بلند نمايد؟ تا كي بايد زور و قدرت رسومات غلط از هر آيه و حديثي بيشتر باشد ؟ تا كي بايد احكام قرآن را ناديده و به رسومات بيشتر احترام بگذاريم تا آيات قرآن وسنت رسول خدا (ص).البته اين سنت هاي غلط و انحرافي بيشتر در مورد ازدواج و عقد و عروسي ها و حج و عمره مي باشد اما وليمه در مورد خريد خانه و ختنه چندان عملي نمي شود و همان سنت وليمه هم انجام نمي شود ولي در مورد ولادت و جشن تولدها نيز انحراف مشاهده مي شود .

قبلا در مورد اصلاح رسومات مجالس ترحيم نيز مطالبي را نوشتيم ولي هنوزاثري از عمل در آن نديده ايم شايد اين بار گوش شنوايي باشد .(ان شاء الله)

و بايد توجه داشت كه مهماني هاي اسراف گونه نه تنها ثواب ندارد بلكه گناهي بزرگ است و گاهي چند گناه با هم انجام مي شود ؛گناه اسراف ،گناه اتلاف و تضييع اموال عمومي ،گناه رياكاري و تظاهر ،گناه ناراحتي و سوختن دل بينوايان ،گناه تحكيم و يا تأسيس سنت هاي غلط .

رسول خدا (ص) فرمود: مَنْ سَنَّ سُنَّتَه سَيِّئة كانَ عَلَيه وِزْرها و وِزْرَ مَن عَمَل بِها ؛هر كه سنت غلطي را بنا نهد تمام گناه كساني كه به آن عمل كنند بر تأسيس كننده آن سنت بد نوشته مي شود ،بدون اين كه از گناه خودش كاسته شود .[2]

و از همه دردناك تر كه قلب امام عصر (ع) را به درد مي آوريم و شرم آور است بعضي گناهاني كه انجام مي شود ،از خوردن برخي نوشيدني هاي حرام و نجس تا آوردن گروه هاي مطرب و اركس و انجام رقص و اختلاط زن و مرد و...كه بسيار دردآور است و اين كارها را كساني انجام مي دهند كه ادعاي مسلماني و شيعه بودن را دارند .

اگر توفيقي بود در مورد عروسي ها به طور مستقل صحبت خواهيم كرد .


عباس رحيمي

      



[1]الفقيه 3/402

[2].فصول المختاره ص136

ادامه مطلب

سنت مراسم ختم اموات

 

 

سنت مراسم ختم اموات  

سنت هاي خوب معمولاً اگر خوب از آنها نگهداري و حراست نشود به مرور زمان دچار گيروبندهايي مي شود كه نه تنها خوبيهاي آن از بين مي رود بلكه براي نسل هاي بعدي موجب گرفتاري و زحمت مي شود .

يكي از آن سنت ها كه دچار آفت و آسيب شده و خوبي هاي آن تحت الشعاعِ مشكلات قرار گرفته است مراسم ختم اموات و عزاداري براي اموات و خويشاوندان مي باشد .اگر آسيب زدايي بكنيم و آفات را برطرف كنيم بسيار مفيد و بابركت خواهد بود واگر آسیب زدایی نشود روز به روز بیشتر به یک سنت دردسر آور تبدیل خواهد شد .

آنچه سنت است اين كه وقتي مؤمني در حال فوت است و يا فوت مي كند:

1.اگر پيش از فوت بيمار شود،او را عیادت کنند زیرا عيادت بيمار بسيار ثواب دارد و موجب آمرزش گناهان بيمار و عيادت كنندگان او مي شود (كه خود عيادت بيمار نيز آدابي دارد ).

2.پيش از فوت بايد حتماً وصيت كند و حتي وصيت نامه مؤمن بايد هميشه زير بالش او باشد وترتیبی دهد که حقی نه از خدا ،نه از مردم بر عهده او نباشد.

3.هنگام فوت او را رو به قبله كنند ،شهادتين را به او تلقين كنند و...

4.پس از فوت كارهاي واجب او را انجام دهند مانند :غسل ، كفن كردن و حنوط و نمازو سپس خاكسپاري .

5.از حقوق مؤمن است كه پس از فوت در تشيیع جنازه او حاضر شوند و او را با عزت و احترام به خاك بسپارند که تشییع جنازه مؤمن نیز از حقوق اسلامی است و ثواب بسیار دارد .

6.مؤمنين به بازماندگان ميت تعزيت و تسليت (سرسلامتي ) گويند و آنها را به صبر و بردباري كه ثواب فراوان دارد توصيه نمايند .

7.چون خانواده ميت مصيبت زده اند و حوصله غذا درست كردن ندارند، همسايگان و مؤمنين ديگر، تا سه روز غذا درست كنند و به خانه ميت بفرستند كه مصيبت ديدگان نخواهند به زحمتِ غذا درست كردن بيفتند !!به اين بند خوب توجه كنيد كه سنت اسلام چيست و امروز رسومات چيست؟!

8.وبالاخره در حق مؤمن كه فوت شده دعا كنند ،نمازِ شبِ اولِ قبر برايش بخوانند، اگر كساني بر او حقي دارند آنها را راضي و براي ميت حلاليت بطلبند ،حق بدهكاران را ادا كنند، اگر وصيت كرده دقيقا به وصيت او عمل شود، اگر صغير ويتيم دارد ازآنها نگهداري ومراقب اموال صغير باشندكه هدر نرود، اگر خمس ،زكات و    مظلمه اي بر عهده او است ادا كنند، يا اگر نماز از وي فوت شده،روزه فوت شده، يا حج واجبي برگردن ميت است آنها را ادا و ميت را از زير دين خدا وخلق خدا بيرون آورند .

ملاحظه مي فرماييد كه آنچه سنت است و اسلام دستور داده و بايد انجام گيرد اينها است ولي خبري از مراسم سوم ،هفته ،چهلم ،سال ،سال اول ،دوم و...نيست .همچنين خبري از شام و نهار سنگين و كمر شكن، آن هم چند روز، نيست ؛يكي از رسومات غلط هزينه هاي سنگين مراسم ختم است براي بازماندگان به ويژه آن هایی كه ندارندكه بسيار مصيبت و غمش بيشتر از غم از دست دادن شخص فوت شده است و بسا تا چند سال ،بايد بدهي هزينه هاي ميت را بدهند كه مردم  خورده اند و رفته اند !!

چنان كه در سنت اسلامي اثری از خريدن قبرِگران و چند ميليوني، يا سنگ قبر چنين و چناني و كفن قيمتي و ساير رسومات دست و پا گير نيست و تازه بسا اين هزينه های سنگين هيچ نفعي براي مرده نداشته باشد و شايد حلال هم نباشد، اگر ميت بدهكار است يا صغير داشته باشد .

بعضي هزينه ها هم براي چشم و هم چشمي و آبرو و حرف مردم است و نه براي خدا و آمرزش ميت؛كه مثلاً اگر خوب خرج نكنيم مردم حرف مي زنند ،آبرويمان مي رود و...!

اينك اگر بخواهيم سنت هاي اسلامي را احيا كنيم كه براي ميت هم سودي داشته باشد چند پيشنهاد براي كساني كه گوش شنوا دارند داريم :

1.شام و نهار و هزينه هايي از اين دست به كلي از مراسم ختم ها حذ ف شود تا آنان كه ندارند دعايمان كنند و مصيبت آنان دوتا نشود و آنها كه دارند تمام هزينه نهار و شام را بريزند به حساب کمیته امدادیا جهت جهيزيه و درمان نيازمندان و بي خانمان ها و فقيران و فيش آن را به همراه اعلاميه چاپ كنند تا مردم متوجه شوند و پشت سرمان حرف نزنند، اين كار قطعاً بار ميّت را سبك و اجر او را مضاعف و دعاي نيازمندان را همراه خواهد داشت: واگر به عنوان رد مظالم باشد بخشي از دين ميت را هم ادا خواهد كرد .

2.در جلسات ختم فقط با يك چاي و حداكثر يك كيك پذيرايي شود و به جاي اين كه تمام وقت مجلس به مداحي و قرائت قرآن سپري شود ده تا بيست دقيقه از دو سخنراني كوتاه در ميان جلسه و با فاصله استفاده شود، تا هم ميت بهره ببردو هم مردم و شركت كنندگان موعظه شوند، و عبرت بگيرند و براي خودشان فكري بكنند .عدم استفاده از سخنراني و موعظه در مجالس ختم جنايت است بر ميت و خيانتي است به شركت كنندگان و خسارتي است براي اسلام .در مجالس ختم بايد از مسائل وصيت ،مال صغير،ديون ميت ،عمل صالح و كوتاهي ها ،معاد ،برزخ ،حساب و ميزان اعمال ،پل صراط ،بهشت و دوزخ و در يك كلمه موعظه، بيان و گفتگو شود وگرنه هدر دادن عمر و هزينه هاي آن چناني براي ميت سودي نخواهد داشت ،در دنيايي كه از هر فرصتي براي ضربه زدن به اسلام ،به انقلاب ،به قرآن و اعتقاد مردم استفاده مي كنند چرا از چنين مجالس و جمعيت هايي ما استفاده نكنيم !در مجالس ختم ،نفوس آمادگي موعظه و پندپذيري را دارند از اين فرصت ها خوب استفاده كنيم :كَفي بِالْمَوْتِ واعِظاً؛ مرگ وسيله موعظه و پند دهنده خوبي است ،عيادت از بيمار موعظه است ،تشيع جنازه موعظه است ،قبر ،قبرستان و اين كه سفارش به زيارت قبور شده است موعظه است ،مجالس ختم نيز بايد موعظه باشد .

3.سنگ قبر گران ویا ارزان نقشي در عاقبت به خيري ميت ندارد، لذا از خرج هايي كه جنبه اسرافكاري دارد بايد پرهيز شود و ثلث ميّت در صورت وصيت يا رضايت ورثه بدون داشتن صغير صرف امور خيريه ،وقف وصدقات جاريه شود كه موجب عمران و آباداني و رفع نيازمندي ها و علو درجات ميت گردد .

4.از وظايف هر مسلمان وصيت كردن است ،وصيت مخصوص بيمار يا سالخوردگاني كه آفتاب لب بام و پايشان لب گور است نيست . حتي جوانان نيز بايد وصيت كنند ،با اين مرگ هاي ناگهاني ،تصادفات كه بسا در يك لحظه همه چيز تمام مي شود !همه بايد به فكر مرگ و مردن باشيم ،وصيت كردن عمر را طولاني مي كند و كسي نبايد از آن بترسد .اگر كسي صغير دارد بايد حتماً وصيت كند و فرد مورد اعتمادي را قيّم فرندان صغير خود قرار بدهد، اگر نماز يا روزه قضا شده دارد وصيت كند . اگربدهكاري به كسي دارد يا خمس و زكاتي بدهكار است يا مهريه و قباله همسرش را نداده يا از كسي بستانكار است وصيت كند و بازماندگان را بلا تكليف رها نكند، واگر به كسي ستمي روا داشته يا حقي را ضايع كرده يا آبرويي را ريخته يا تهمتي زده يا غيبتي انجام داده حلاليت بطلبد و همراه خود به آن عالم نبرد كه بسيار سخت خواهد بود .

5.يكي ديگر از رسومات غلط اين كه وقتي فردي فوت مي كند اگر دختر يا پسري عقد باشند و آماده عروسي، آن عقد و عروسي را يك سال عقب مي اندازند !مي گويند فلاني بدش مي آيد ! فلاني ها حرف مي زنند ! و خدا نكند از شانس برگشته هرچند ماه يكبار يك فرد سالمند از آن طايفه و فاميل فوت كند ،گاهي چند سال عروسي دو جوان را عقب مي اندازند كه اين سنت نيز بايد اصلاح شود و حداكثر پس از سوم و هفته بتوانند به خانه بخت بروند .

6.و نکته پایانی این که در بعضی فرهنگ ها ،کسی که فوت می کند همسرش حق شوهر کردن ندارد و هرچند جوان یا میان سال باشد باید تا آخر در کنج تنهایی و غربت بماند تا بمیرد و همه برای او ریاست می کنند . پسران ،دختران ،دامادها ،فامیل ها که زشت است ،عیب است ،آبرویمان می رود و...که بسیار اسفبار است ،اسلام پس از تمام شدن عده وفات ؛چهار ماه و ده روز، اجازه ازدواج مجدد می دهد و این حق یک زن است که شوهر کند ،جلوگیری از این حق گناه کبیره است به ویژه اگر به هر دلیلی زن نیاز به شوهر کردن داشته باشد ! چرا راضی می شوند خواهرشان ،مادرشان و...به گدایی و التماس به کمیته امداد و بهزیستی و غیره بیافتد ولی حاضر نیستند خرج او را بدهند، یا زمینه ازدواج مجدد او را فراهم کنند ،این رسم غلط گناه است ،تضیع حق است ،قطع رحم است ،علاوه بر این که زیان های اجتماعی اخلاقی و اقتصادی را نیز به دنبال دارد و متأسفانه چون زنان بی شوهر تن به ازدواج مجدد نمی دهند ،مردان همسر از دست داده نیز گاهی چندین سال باید بدون همسر زندگی کنند و از یک مونس و همدم که اسلام به او حق داده محروم باشند ! می بینیم که اصلاح سنت ها یک ضرورت دینی و اجتماعی روز است، کمر همت ببندیم و مردانه وارد میدان عمل بشویم و آنها را اصلاح کنیم .

 

 

عباس رحیمی


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب